سلام،
بهار خانم، شما در این حد به ما اطلاعات دادید که پسری مزاحم شما شده.
تهدیدتون می کند که یک مسئله ای رو به پدرتون بگوید، و با این تهدیدها می خواهد برای مثال شما رو راضی کند که با ایشون بیرون بروید.
اول اینکه ظاهراً رابطه ی شما و پدر مادرتون صمیمانه نیست و در آینده باید حتماً روی این مسئله کار کنید.
یک دختر اگر نخواهد به پدرش به عنوان یک پشتوانه و پناهگاه نگاه کند، به چه کسی باید پناه ببرد؟
این آقا پسر هم این قضیه رو فهمیده و می خواهد با تهدیدهایی شما رو به سمت و سویی که می خواهد بکشاند.
شما از همان اول نباید اینقدر جلوی ایشون ضعف و ترس از پدر رو نشان می دادید.
حل این مشکل خیلی هم سخت نیست.
بهترین راهنمایی ها رو دوستان کردند. بهترین راه این هست که یا خط خودتون رو عوض کنید، و یا گوشی رو طوری تنظیم کنید که ایشون دیگر نتوانند تماسی با شما بگیرند.
و در ضمن، هر کاری هم که کرده باشید، و هر چقدر هم که پدر شما سختگیر باشد، اینکه پدر شما با خبر بشوند، خیلی بهتر و کم خطر تر از این است که شما دوباره با چنین آدمی ملاقاتی داشته باشید.
به نظرم شما از پدر خود یک هیولا ساختی و می ترسم که این تفکر شما رو در چنگ گرگها بیاندازد...
موفق باشید.





یه چیزاییشو یاد بگیر و خودت رو برای موقعی که شاید ایشون راز شما رو فاش کنه آماده کن. (البته فکر نمیکنم ایشون چیزی بگه چون به خواستش که آزار شماست همین آلانم داره میرسه!!!

علاقه مندی ها (Bookmarks)