بی دل عزیزنوشته اصلی توسط بی دل
بازم فشار این همه تفکر ، تر کوندت، این صدای هواااااااااار ت گوش فلک رو کر کرد (البته فکر کنم اینطور باشه ها
)
من از اونجا که در عشق و عاشقی سر رشته ندارم ، راجع به اون قسمت حرف نمی زنم.
فقط یه مطلب میگم:
همه ما میگیم ما خدای مهربونی داریم ، صحت این نظریه ام اینه که اگه از خودت بپرسی آیا خدای من و تو نا مهربونه ؟ میگی نه مهربونه ،
هر روز بارها و بارها میگیم "الرحمن الرحیم"
اما مث اینکه واقعا اعتقادی بهش نداریم !!!!!!!
چه که اگر راستی راستی مهربانی خدا را متذکر باشیم ، همیشه و در همه حال از زندگی لذت می بریم و لحظه لحظه شکر میگیم.
به حضرت امام حسن مجتبی گفته شدکه:
اباذر -رحمت الله علیه- می گفت :
فقر و تنگدستی رو از بی نیازی ، بیماری را از تندرستی بیشتر دوست دارم
حضرت فرمودند ، خداوند ابوذر را رحمت کند ، اما من می گویم :
آنکس که بر حسن اختیار خداوند اعتماد کند ، چیزی را جز آنچه خداوند برایش انتخاب کرده است نمی طلبد.
(شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج3 ص 656)
ببینید بابا طاهر هم این بیان امام را به رشته نظم آورده:
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد







، این صدای هواااااااااار ت گوش فلک رو کر کرد (البته فکر کنم اینطور باشه ها
)
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)