نقل قول نوشته اصلی توسط fa mo
با عرض معذرت

نگین جانه دیوونه خیانت چیه
از اون برای خودت بت ساختی اون هیچی نیس

تو لایق بهترین هایی

بازم میگم
خود خواه باش
به خودت آرامشت فکر کن

ممنونم دوست عزیزم از راهنماییت . من ازش بت نساختم به خدا . مگه تو یک رابطه نباید تعهد وجود داشته باشه ؟ خب این یعنی بت ساختن ؟


نقل قول نوشته اصلی توسط دانوب
سلام نگین جان

من از دستت عصبانی نشدم. زندگی تو مال خودته و هر کاری که بخوای می تونی باهاش بکنی.
ولی وقتی اومدی اینجا یعنی میدونی یه جای کار می لنگه و اومدی کمک می خوای؟ درسته؟ (منظورم هر دو تاپیکته) معلومه که درسته و اگه نمیلنگید که اینجا نبودم

ببین دختر خوب شما تو 17 سالگی خودتو وارد مرحله ای از زندگیت کردی که برات زود بود، بذار بگم 17 سالگی موقع چه کارهاییه:
اوج قدرت یادگیری
آغاز فعالیت های اجتماعی فرد در گروه هایی به جز خانواده (دوستان ، همکلاسی ها و...)
آغاز تجربه اندوزی برای زندگی (راه یابی به دانشگاه، سفر، کارو...)
تعریف وجودی مستقل از خانواده
و.... من تمام این کارها رو در اون سن کردم، یعنی از اون سن تمام توجهم معطوف یک بعد از رندگیم نبوده

خلاصه اینکه تو اون محدوده سنی آدم ها کم کم بزرگ میشن، دیگه اون بچه وابسته به پدر و مادر نیستن دنبال تجربه های جدید هستند و دنبال خود واقعی شون میگردن. نقش خانواده خیلی مهمه که فرد از مسیر درست منحرف نشه و البته لازمه که فرد هم به خانواده اعتماد و اعتقاد داشته باشه!!

اما شما چه کردی؟
تمام این فرصت ها رو از خودت گرفتی و به جاش وارد رابطه با پسری شدی که اون هم مثل شما بود: جوون بی تجربه خام
مسلمه وقتی بیشتر انرژی سال های جوونیت رو پای این رابطه بذاری، و همه ابعاد زندگیتو ول کنی و بچسبی به این آقا، کم کم ایشون میشه محور زندگی شما، بدون اون تعریف مستقلی از خودت نخواهی داشت! همه ی این ابعاد رو ول نکردم ولی قبول دارم که شده محور زندگیم . من هر کاری که میخوام انجام بدم باید اول اون رو در نظر داشته باشم . ولی این عذاب وجدان منو آزار میده . همین احساس گناه، که طبق مقاله هایی که تو این سایت خوندم بزرگترین مانع برای داشتن عزت نفس هست.

همه می دونیم که تو دین و عرف اجتماع ما رابطه دختر و پسر نا محرم صحیح نیست و گناهه.
چرا با دونستن این موضوع هیچ وقت از خودت سوال نکردی که من کارم صحیحه یا نه؟ چرا فکر نکردی که گناه کاری؟ چرا میدونم که گناه کردم ولی اون موقع که 17 سالم بود اصلا به این چیزا توجهی نداشتم . وارد یک رابطه شدم ولی کم کم علاقمند شده به اون . شاید این احساس رو نکردم چون باز بقیه رو مهمتر از خودم میدونم . چون خیانت به یک نفر دیگه واسم عذاب آورتز از خیانت به خودمه
میبینی تو زندگیت قفط یه مرجع داری:
اگر اون بفهمه من با یکی دیگه چت کردم اگر چه که هیچ احساسی در بین نبوده، آیا من خیانتکارم؟
آره شما خیانت کاری!! ولی داری به خودت (و خانوادت) خیانت میکنی!!!

نگینی که در سال های طلایی زندگیش داره فرصت ها رو برای یه رابطه بیمار از دست میده، بالاخره یه روزی ازت سوال میکنه که چرا فرصت رشدو ازش گرفتی!!!!

گفتنی ها رو بهت گفتم تصمیم با خودته

بی نهایییییت از راهنماییتون و وقتی که برای من گذاشتید ممنونم .