نقل قول نوشته اصلی توسط fa mo
یعنی همش به فکر رضایت اون نباش
کاریو انجام بده که خودتو خوشحال کنه

خوشحالی و آرامش روحی خودت رو بخواه


میتونم درکت کنم یه جورایی سعی کن همسرتو حساس نکنی
و همش خوبی های خودتو پیشش بگی
مثلا بگو من دختر خوبیم فلان دوستم با چند نفر رابطه داره
یا مثلا بش بگو از خیانت متنفری
فقط تو زندگی و وجودت یه نفر راه داره
بزار اون بفهمه که توی ذهن تو فقط جای یه نفره
و الته که برای خودت ارزش قائلی و نمیزازای کسی بهت تهین کنه

بعدم تو حرفات نه به طور مستقیم حالیش کن که از آدم های شکاک متنفری و اینجور آدم ها دلتو میزنن

در ضمن اگه فکر میکنی اشتباهی کردی و از نظر خودت کارت اشتباه بوده
به درگاه خدا توبه کن و از خدا ببخشش بخواه
لازم نیس به دوستت بگی

چون بعضی چیزها بین ما و خداس همین
ممنونم دوست عزیز از راهنماییت . حرفات بهم خیلی آرامش داد . خب همینطور هم هست و فقط اون تو فکر من هست اما ناخواسته کاری که اون دوست نداره رو کردم . ولی وقتی متوجه شدم که دوست نداره واقعا دیگه انجام ندادم . چون واسم اصلا اهمیتی نداشت که بخوام انجام بدم . حالا این پنهونکاری عذابم میده . به اون بگم دختر خوبی هستم در حالیکه اون اگه بفهمه، به نظرش من دیگه دختر خوبی نیستم ؟ این خیانت نیست ؟ این پنهونکاری خیانت نیست ؟ باز هم ازتون ممنونم