شمیم
من فقط سکوت کردم... شما ذهن خوانی!
من هرگز نگفتم شما حق ندارید سوالی بپرسید...
شما نوشتید:
جناب Sci برام بنویسین
یعنی حق مطرح کردن سوالمو ندارم؟ باید هیچ حرفی نزنم و کاری رو انجام بدم که شما میگین؟
فکر می کنم شما در جملات بالا خودتون رو محق نمی دونید که سوال کنید...
می دونید چرا؟
چون احساس می کنید منفعل هستید پس پرخاشگر می شید... نا خودآگاه این اتفاق می افته... جرات مند باشید! این تنها راه زندگی شماست! شما این زندگی رو که در اون منفعل هستید رو دوست ندارید! شما دوست دارید جرات مند باشید!
متاسفانه جرات مندی مثل پرخاشگری و منفعل بودن نیست که همه بلد باشند! باید این رو یاد بگیری تا احساس بهتری داشته باشی...
اصلا و به هیچ وجه قرار نیست شما هرکاری که من گفتم رو انجام بدید.. و البته هم اگر انجام داده بودید تا الان وضعیت بهتر بود... حداقل تو این 6 ماه! اما خب گذشته خواهر گلم! بقیه مسیر رو که قرار نیست با نگرانی بریم...
اما جواب سوالهای شما رو هم خواهم داد... همه این ها حق در یک جمله خلاصه شده: شما می خواهید مورد توجه و اهمیت باشید!
بسیار خوب! اما تا کنون چه کارهایی برای این خواسته خودتون کردید؟ چقدر برای خودتون وقت گذاشتید؟ چقدر تونستید با منتقد درونیتون کنار بیاید؟ چقدر تونستید عواطف خودتون رو شناسایی کنید!؟
ببینید در این وضعیت که هستید فرق نمی کنه شما کجا باشید! با کی زندگی کنید! وضعیت همین می مونه! با هر کسی که زندگی کنید شما تبدیلش می کنید به شوهرتون! حتی بهترین آدمها رو هم شما تبدیل می کنید به این آدم! مگر اینکه خیلی مقاوم باشند!
برای شما برنامه داریم:
می خوام وقتی این پست رو دیدید برای من نقاط قوت و نقاط مثبت خودتون رو بنویسید
به چیز دیگری فکر نکنید! همه چیز بهتر می شه









علاقه مندی ها (Bookmarks)