به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 27 , از مجموع 27
  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اردیبهشت 91 [ 18:10]
    تاریخ عضویت
    1390-8-18
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    1,232
    سطح
    19
    Points: 1,232, Level: 19
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    137

    تشکرشده 138 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    سلام. ببینید ما به عنوان یک خانوم همیشه دوس داریم در کنار همسرمون باشیم و ازش محبت بگیریم و محبت بدیم. این یک خصلت کاملاً خانومانه است و تا جواب نگیریم شاید ادامه داشته باشه و نریم پی کارمون. حالا توی یک سری خانوما از جمله خانوم شما درصدش خیلی خیلی بیشتره. من شدتم به شدت خانوم شما نیست اما منم لذت می برم همسرم بیاد دنبالم و یک سری از این کارای پیش و پا افتاده دیگه برام انجام بده. منم با وجود شدت کمم در این قضیه چندین بار سر این قضیه(نیومدن دنبالم) ناراحت شدم و دقیقاً همون احساساتی که بهار جان عنوان کردند رو پیدا میکردم. اما همسرم فقط با محبت و ناز کشیدن منو از اون فاز بیرونم میاورد.شما که میبینید چه چیزایی برای ایشون جالبه خب سعی کنید هر از چند گاهی این کار رو انجام بدید که اگر یک روزی ازتون خواست و نتونستین برین دنبالش دیگه این فکرا نیاد تو ذهنشون. من به شما هم پیشنهاد می کنم که کتاب مردان مریخی زنان ونوسی رو بخونید و هر از گاهی از این کتابها بخونید چون این چیزا زود از یاد میره. خیلی جاها هم که حق با خودتونه ناراحتی تون رو نشون بدید و بذارید که متوجه اشتباهاتش بشه و گاهی هم جوری برخورد کنید که ازتون بابت کاری که کرده عذر خواهی کنه(یادتون باشه حتماً باید حالت مظلومانه داشته باشید تا بیاد و اینکارو بکنه)مثلاً بگید تو اصلاً به ناراحتیهای من اهمیت نمیدی در صورتیکه ناراحتیهای تو برای من خیلی مهمه. اینطوری یاد میگیره که توی رابطه فقط اون و احساسش نیست که اهمیت داره و در تلاش برای کسب رضایت شما بر میاد.

    خانومتون باید سنش خیلی کم باشه درسته؟ حرکاتش زیادی بچه گونه است.

  2. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 دی 90 [ 16:29]
    تاریخ عضویت
    1390-9-26
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    970
    سطح
    16
    Points: 970, Level: 16
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    2
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    سوال دیگه: در مورد توهین آمیز بودن حرف های همسرم باید چی کار کنم؟ حرفاش به حدی زننده اس که گاهی اوقات کنترل اوضاع برای من خیلی سخت میشه. خیلی راحت توی دعوا صفت هایی مثل دروغگو، خیانت کار، احمق و بعضی وقتا یه چیزاهای خیلی بدتری رو میگه. من به جرات میتونم بگم با توهین حرف نمیزنم ولی اگه کسی بهم توهین کنه بد جواب میدم و همیشه هم جواب دادم.
    من باید چی کار کنم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط ch_1383615
    سلام. ببینید ما به عنوان یک خانوم همیشه دوس داریم در کنار همسرمون باشیم و ازش محبت بگیریم و محبت بدیم. این یک خصلت کاملاً خانومانه است و تا جواب نگیریم شاید ادامه داشته باشه و نریم پی کارمون. حالا توی یک سری خانوما از جمله خانوم شما درصدش خیلی خیلی بیشتره. من شدتم به شدت خانوم شما نیست اما منم لذت می برم همسرم بیاد دنبالم و یک سری از این کارای پیش و پا افتاده دیگه برام انجام بده. منم با وجود شدت کمم در این قضیه چندین بار سر این قضیه(نیومدن دنبالم) ناراحت شدم و دقیقاً همون احساساتی که بهار جان عنوان کردند رو پیدا میکردم. اما همسرم فقط با محبت و ناز کشیدن منو از اون فاز بیرونم میاورد.شما که میبینید چه چیزایی برای ایشون جالبه خب سعی کنید هر از چند گاهی این کار رو انجام بدید که اگر یک روزی ازتون خواست و نتونستین برین دنبالش دیگه این فکرا نیاد تو ذهنشون. من به شما هم پیشنهاد می کنم که کتاب مردان مریخی زنان ونوسی رو بخونید و هر از گاهی از این کتابها بخونید چون این چیزا زود از یاد میره. خیلی جاها هم که حق با خودتونه ناراحتی تون رو نشون بدید و بذارید که متوجه اشتباهاتش بشه و گاهی هم جوری برخورد کنید که ازتون بابت کاری که کرده عذر خواهی کنه(یادتون باشه حتماً باید حالت مظلومانه داشته باشید تا بیاد و اینکارو بکنه)مثلاً بگید تو اصلاً به ناراحتیهای من اهمیت نمیدی در صورتیکه ناراحتیهای تو برای من خیلی مهمه. اینطوری یاد میگیره که توی رابطه فقط اون و احساسش نیست که اهمیت داره و در تلاش برای کسب رضایت شما بر میاد.

    خانومتون باید سنش خیلی کم باشه درسته؟ حرکاتش زیادی بچه گونه است.
    سلام.
    من که نگفتم هیچ وقت نمیرم دنبالش. شاید 20 درصد مواقع خودم میرم دنبالش. ولی اون مواقعی که نمیتونم برم، میزنه همه چیزو بر باد میده. یعنی میگه تو اصلا به من اهمیت نمیدی و هیچ کاری برای من نمیکنی و آدم خودخواه و بی خوردی هستی و خلاصه یه مسلسل میگیره دستش و کل کارهای منو ندید میگیره و میزنه نابودم میکنه.
    خب منم خیلی بهم بر می خوره و همیشه به خودم قول میدم که دیگه هیچ وقت دنبالش نرم ولی بعدش دلم نمیاد و دوباره میرم.
    نه بابا بچه کجا بود. من 30 سالمه و اونم 29 سالشه

  3. #23
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اردیبهشت 91 [ 18:10]
    تاریخ عضویت
    1390-8-18
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    1,232
    سطح
    19
    Points: 1,232, Level: 19
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    137

    تشکرشده 138 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    به نظر من اینجور مواقع حتماً جدی برخورد کنید و حتی عصبی و بهش بگید برای بهبود روابطتون باید سعی کنه و به خودش کمک کنه که مثل یک زن فهمیده عمل کنه نه مثل یک کودک 4 ساله!!!!

  4. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 اسفند 90 [ 12:21]
    تاریخ عضویت
    1390-8-29
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    1,896
    سطح
    25
    Points: 1,896, Level: 25
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    287

    تشکرشده 292 در 154 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamdardi83
    من اگه نمیتونم برم دنبالش یا اگه می خوام جمعه برنامه ای داشته باشم، گناهکار نیستم و نباید حس بدی نسبت به خودم پیدا کنم.
    2- حساسیت من به حالات همسرم خیلی شدیده. و این خیلی بده. نباید اجازه بدم همسرم بتونه با رفتارش منو تحت تاثیر قرار بده.
    این دو مورد درسته یکم باید روی خودت هم کار کنی
    من مسئول شاد سازی محیط خونه نیستم.
    اتفاقا شادی توی خونه وظیفه هردوتونه

    3- حرف هایی که میزنم اگه خودم بهش پایبند نباشم، مطمئنا همسرم هم تره براش خورد نمیکنه. پس اگه حرفی میزنم نباید به خاطر شرایط و حالاتی که همسرم در میاره نقضش کنم.
    با این هم موافقم

    یه سوال دیگه: یه وقتایی که سر یه موضوعی مشکل داریم و فرضا همسرم قهر کرده و صحبت نمی کنه، یه هو نصفه شب با یه حالت خیلی بد بیدارم میکنه و شروع می کنه حرف زدن (البته معمولا حرفاش سازنده نیست و پره از توهین و ...) و هر چی من خواهش می کنم که الان موقع حرف زدن نیست و بذار فردا، به هیچ وجه راضی نمیشه و اگه من صحبت نکنم تا خود فردا صبح نمیذاره بخوابم. این قضیه معمولا خیلی اوضاع رو متشنج می کنه و هرچی هم بهش میگم این کار خیلی بده، دست وردار نیست.
    حتی کار به جایی میرسه که من می خوام از خونه برم بیرون که حداقل توی ماشین بخوابم ولی نمیذاره.
    من باید چی کار کنم این مواقع؟
    و در مورد اخر نشون میده همسر شما بدلیل وابستگی بیش از حدش به شما خودشم طاقت نمیاره توی وضعیت قهر اذیت میشه
    شما به نظرم اگه خواست توی این شرایط باهاتون حرف بزنه بهتره بی محلی نکنید بدتر میشه بهتره این راه و امتحان کنید چطوره وقتی بیدارتون کرد و خواستار صحبت شد یه بوسش کنید و بغلش کنید بگین عزیزم بهتره صبح با هم حرف بزنیم ( یکم ببخشید نرمش کن و بهش ارامش بده خانم ها زود اروم میشن اگه اینطوری محبت ببینن)
    و اصلا فکر توی ماشین خوابیدن رو نکنید یعنی چی؟؟؟؟؟ اینطوری لج و لج بازی میشه
    باید سیاست به خرج بدید
    بعدش هم صبح حرفاشو گوش کنید و بهش بگید که چقدر خواسته هاتون واستون مهمه
    مطمئن باش دیگه دست به قهر نمی زنه و سکوت میکنه معمولا
    الان مهم ترین کار اینه که یکم روی خودتون کار کنید که قوی تر باشید و فن بیان رو هم به گمونم بلد نیستید و اینطور که معلومه بیشتر می خواین در برید تا حل کنید
    یکم به خودتون مسلط تر باشید

  5. #25
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اردیبهشت 91 [ 18:10]
    تاریخ عضویت
    1390-8-18
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    1,232
    سطح
    19
    Points: 1,232, Level: 19
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    137

    تشکرشده 138 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    کودک درونشون بد جور بهشون مسلطه اصلاً حرکاتشون پخته و متناسب با یک فرد 29ساله نیست. شاید فکر می کنه اگر ادای یک دختر بچه که فکر کنه شما باباشید رو براتون در بیاره، شما لذت می برید. از این اشتباهی که توشه کاملاً بیرونش بیارید و بگید دوس دارید مثل یک خانوم 29 ساله متشخص برخورد کنه، فهم و درکش رو به اندازه سنش بالا ببره. یکمم جدی برخورد کنید نقش بابای مهربون رو براش بازی نکنید.

  6. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 بهمن 90 [ 16:01]
    تاریخ عضویت
    1390-4-06
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    1,794
    سطح
    24
    Points: 1,794, Level: 24
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    762

    تشکرشده 768 در 239 پست

    Rep Power
    45
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    آقای محترم

    با صحبت هایی که شما کردید کاملا مشخص است که همسر شما هم اشکالاتی دارند که بهتره حتما به مشاوره برید.
    من کارشناس نیستم و نظراتی هم که می دم فقط از دید خودم هست. ولی ممکنه خانمهای دیگه قبول نداشته باشند.
    راستش برای خود من همون اصل تعهد و مسئولیت مهم است. ازدواج را بک زنجیر نمی بینم که دو نفر را فیزیکی به هم وصل کرده و دایم باید با هم باشند. از دانشگاه برگشتن تا خرید رفتن تا تفریح و مسافرت.
    با این اوصاف خانم شما خیلی وابسته و چسبیده به شما است. من هم بودم دفعش می کردم. حس خفگی به آدم دست می ده.

    اما راه حل مشکل شما به نظرم جدایی نیست. راه حلش مشاوره است. خانمتون اگر آموزش ببیند و آگاه شود چه بسا دست از این رفتارها بردارد.

    ولی خود شما هم مسلما ایراداتی دارید. از جمله این که قاطع نیستید. خانمها از مردی که زود تسلیم بشه و محکم نباشه خوششون نمی آد. مردی که دایم در حال بله چشم گفتن است مطلوب نیست. شما خیلی در مقابل ایشون تسلیم و منفعل هستید. به نظرم جایی که مخالف خواسته و نظر منطقی تان است بهتر است قاطع و محکم روی حرفتان بایستید و به خاطر دلسوزی و عذاب وجدان کنار نیایید.

    اگر می توانید اینجا توضیح دهید که درخواست جنسی ایشون چی هست که شما نمی تونید یا نمی خواهید انجام بدهید. یکی از مهم ترین ارکان زندگی زناشویی مسایل جنسی است و هر دو طرف باید رضایت کافی از این ارتباط داشته باشند.

    در مورد آفرود هم فکر می کنم بتونید با هم صحبت کنید. یک قرار بگذارید و سر اون قرار بمونید. مثلا یک هفته در میون شما برید آفرود و ایشون هم برن استخر. عصر هم هر دو خسته اما شاداب برگردید سر زندگیتون. شما هم وقتی برگشتید از ایشون تعریف کنید تا به استخر رفتن علاقمندتر بشه. مثلا بعد از یکی دو ماه بگید از وقتی رفتی استخر هیکلت بهتر شده یا رنگ پوستت فلان شده یا صورتت شاداب شده ... یک چیزی که بیشتر علاقمندش کنه.
    ولی این که شما هر هفته برید آفرود و ایشون تنها بشینه تو خونه خیلی درست نیست. این که مانع تفریح مورد علاقه شما هم بشه درست نیست. یک حالت بینابین ایجادکنید.

    اگر به کاری که می کنید اطمینان دارید عذاب وجدان را بگذارید کنار.
    مشکل شما این است که وقتی به دل خانمتان راه می آیید خودتان راضی نیستید چون کلا باید خودتان را بگذارید کنار تا ایشون راضی باشند.
    وقتی هم به دل خودتان راه می آیید نگران عذاب وجدان هستید و می زنید خرابش می کنید.

    یک کم قاطع تر باشید در اجرای تصمیماتتان.

  7. 2 کاربر از پست مفید شب نم تشکرکرده اند .

    شب نم (دوشنبه 28 آذر 90)

  8. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 دی 90 [ 16:29]
    تاریخ عضویت
    1390-9-26
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    970
    سطح
    16
    Points: 970, Level: 16
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    2
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    خانم شبنم
    ممنون از نظرتون
    آره من فکر کنم خیلی منفعل عمل کردم و این اصلا خوب نیستش. تصمیم دارم که یه تغییراتی ایجاد کنم. هرچند حس می کنم اوایل تنش رو بینمون خیلی زیاد کنه (به دلیل روحیات همسرم) ولی امیدوارم در دراز مدت بهتر باشه.
    موردی که همسرم ازم خواسته او-رال س-کس هستش که من به شدت ازش متنفرم و نمی تونم انجامش بدم.
    راستش در خصوص آفرود خیلی وقت ها قرار گذاشتیم ولی همسرم باز همون ادا اصول ها رو از خودش در میاره و هیچ فرقی با حالتی که همیشه میرفتم نداره.


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصمیم به جدایی
    توسط fatemeh banoo در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 مهر 96, 08:09
  2. تصمیمم نهایی من ... 6 سال تا تصمیم گرفتن طول کشید
    توسط she در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 مرداد 95, 18:31
  3. تصمیم به جدایی دارم ، لطفا راهنمایی بفرمایید
    توسط محمد ch در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 اسفند 94, 11:29
  4. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  5. اختلاف در دوران عقد و تصمیم به جدایی
    توسط ehsan24 در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 شهریور 91, 11:47

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.