به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 55
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 بهمن 90 [ 07:58]
    تاریخ عضویت
    1390-6-31
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    1,131
    سطح
    18
    Points: 1,131, Level: 18
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: متأهلم. به یکی علاقه مند شدم چیکار کنم؟

    آقای محترم آیا شما دوست دارین که این خانم رو فراموش کنید؟
    البته تنها راه چاره شما فراموش کردنشه.چون در غیر اینصورت اذیت میشین.
    اگر دوست دارین فراموشش کنید روی کمک ما حساب کنید.
    فراموش کردن اون خانوم محترم بهترین راه رسیدن به آرامشه برای شما.
    من فکر میکنم که شما و همسرتان از روی عقل و تفکر ازدواج کردید و عشق قبل از ازدواج نداشتین به همین خاطر علاقه دارین که حس هیجان و دوست داشتن رو تجربه کنین.
    ولی به نظر من شاید این نوع علاقه ی شما به اون فرد فقط شما رو اذیت میکنه نه هیچ چیز دیگر.جلوی ضرر رو از هر جا بگیرین منفعته.
    دست داشتن جنس مخالف اشکالی نداره در صورتی که باعث ضربه دیدن و زیان هیچکس نشود حتی خود شما.

  2. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 اسفند 90 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1390-9-15
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: متأهلم. به یکی علاقه مند شدم چیکار کنم؟

    بعد مدتها اومدم ببینم حرف تازه ای هست یا نه
    سنگ صبور عزیز یه مدت همه سعی ام رو کردم که فراموشش کنم یه مدت زیاد نمی دیدمش حتی پیش خودم گفتم جذب ظاهرش شدم پس به یکی دیگه توجه کردم تا به خودم ثابت کنم چیز خاصی نیست اما فقط همین که دوباره دیدمش واقعا مردم و زنده شدم در مورد سوالتون بگم اگه میشد که باب میل من بود اما خودم حس می کنم اونوقت اینجوری شیفته اش نمی شدم همین سواله که منو می خوره اگه می شد چی؟
    مدتش که زیاده حتی قبل ازدواجم منتهی متوجه نشده بودم تا چند وقت پیش در مورد علاقه اش هم واقعا نمی دونم می دونم به من و حرفام توجه داره و ازم تعریف می کنه پیش بقیه اما تا حس کرد ممکنه بهش علاقه داشته باشم خودش رو ازم کشید کنار و از اون وقت رفتارش سرد شده باهام
    در مورد سوابقش که خوب قبل ازدواج چند مورد بود اما همشون رو سبک سنگین کردم و گذاشتم کنار که منو رسوند به انتخاب فعلی ام می تونم بگم منحصر بفرده نه این که کمال مطلق بدونمش خیلی از رفتارهاش رو اصلا دوست ندارم
    در مورد زندگی خودم هم واقعا به جایی رسیدم که هیچ جذابیت مستمری توش نمی بینم وقتی باورهای من برای همسرم پوچ و بی معنیه و تا حرف می زنم بی محلی می کنه یا بهش بر میخوره یه جورایی تعهدم منو نگه داشته دلم لذت می خواد لذت دیدن و لمس کردن زیبایی ، جذابیت و لطافت زنانه

  3. #33
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: متأهلم. به یکی علاقه مند شدم چیکار کنم؟

    فرمواش نکن ، از عشق نگذر ، اما هوسی اگر هست ، مهارش کن . اگر واقعاً عشق است ،
    جهتش را تغییر بده و تصعید را پیش بگیر ، فراتر ببین و اوج را بنگر و خودت را در بند و محدود یک مصداق نکن . شما می توانی از این موقعیت که بسان یک تهدید برای آرامش و زندگیت هست ، یک فرصت بسازی ، که حقیقت عشق را بفهمی و بدانی و زندگیش کنی ، در درون خودت . این می تواند یک فرصت باشد ، فرصت آشتی با خودت ، فرصت رهایی ، رهایی از خودت ، تناقض نیست ، اگر عمیق شوی ، در خواهی یافت چه می گویم ، و اگر دریابی ، دُر می یابی ........



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    سلام ستاره
    به تالار همدردي خوش آمديد.

    مطمئنم كه اين مسائلي را كه ذكر كردي فشار زيادي برايت داشته و دارد. اگرچه ما همه فشارهايي را داشته ايم اما درك كردن ديگري واقعا سخت يا غير ممكن است.
    و حالا بازنگاري اين احساسات سخت تر و فشار آورتر هست. آنهم زماني كه تقريبا مطمئن هستي خودت بهتر از ديگران بر مسائلت آگاهي و احتمالا راهكاري نداري.
    مطمئن باش، ما حداقل كاري كه مي توانيم بكنيم انرژي گذاشتن و درك كردن شماست. اما ممكن است كاملا بر همه چيز شما اشراف نداشته باشيم ، لذا صحت نداشته باشد. برای همین از شما انتظار داريم با بازخوردهاي آرام خود اين تعامل را تا رسيدن به نتيجه مطلوب با ما داشته باشيد.

    ما از بچگي تمرين گسستن از مرحله اي و وصل شدن به مرحله اي را به اندازه ظرفيتمان تجربه مي كنيم. و اين لازمه رشد ماست.
    زمانی كه آغوش گرم و مهربان و شیر گوارای مادر را بايد ترك می کردیم در دل غم اين جدا شدن ،‌نويد ارضاء هاي جديدي از نيازهايمان نهفته بود .
    بزرگ شدنمان را به رخ نوزادان ديگر مي كشيد.
    از پستان مادر گذشتن، يعني باز شدن حلق ما به هزارن اشربه و اطعمه.
    مهم اين بود كه ما بتوانيم فهم كنيم غذا را ، مهم اين بود كه دندان داشته باشيم كه بجويم، مهم اين بود كه مخاط معده ما با غذا بيگانه نباشد.

    اين گسستن ها ادامه داشت. با جدايي ها. با مرگ مراحل قبلي هر زمان تولد مرحله اي نو بود.

    پدر و مادراني كه اجازه مي دادند فرزندانشان مزه ناكامي ها را كم و بيش بچشند به آنها غير مستقيم مي فهماندند كه ناكامي مرگ مطلق نيست. بلكه مي تواند افزايش گنجايش يك انسان و آماده سازي او براي بزرگ شدن را داشته باشد .

    كسي كه بتواند از پفك عبور كند،‌ از پستانك عبور كند، از عروسك عبور كند، از موبايل عبور كند، از ماشين عبور كند و ... در حال رشد كردن هست. اما اگر هميشه تصور كنيم عبور از هر مرحله با ارضاء و رسيدن كامل يه نيازهاي آن مرحله هست،‌اين اشتباه بنيادين هست.

    گاهي نيازها را تغيير مي دهيم، گاهي نيازهايی را كاهش مي دهيم ،‌گاهي مقابله مي كنيم، گاهي كامل ارضاء مي كنيم ، گاهي بازتعبير مي كنيم، گاهي به تاخير مي اندازيم و ..... همه اينها كام يا ناكامي ما در برابر نيازهايمان هست. و بزرگمان مي كند.


    اما اگر صرفا از كودكي بياموزيم كه بايد بر وفق مراد ارضاء شويم. بعدها متوجه مي شويم كه خلاقيت كمي در تعامل با مشكلات و نيازهايمان داريم يعني تك بعدي هستيم و فقط از يك طريق مي خواهيم آن را حل كنيم. (اين مي شود مشكل حاد).

    و اكنون شما در آستانه رهايش از يك پيله هستيد. و پرواز جديد
    تولدي جديد نه بر اساس نياز ديروزين خود، بلكه بر اساس قطع بند ناف خود و فراخي آفرينشي كه به عنوان يك انسان در پيش رو داريد.
    شما بين ماندن در لذت ديروز و اوج فردا مردد شده ايد.

    تجربه عشق مانند تجربه كردن مادر هست هنگامي كه در آغوشش آرميده اي.
    اما گاهي تصور مي كنيم ،‌اگر از دامان مادر بيرون بپريم ، به معناي از دست دادن آن است. به معني عدم فهم عشق مادريست.

    امروز شما از هر كسي كه تجربه عشق را نداشته باشد بالاتر هستي. اما اگر پاي خود را به گذشته گره نزده باشيد.
    عشق به ما پر پرواز مي دهد. نه اينكه هميشه با اين پرها سرگرم باشيم و با توصيف و ذكر و نوازش اين پرها لذت ببريم. بلكه عشق به ما ياد مي دهد كه با تجربه اش برويم. (قطع از خود و عبور از خويشتن).

    شايد والدينت به شما فرصت لذت بردن از ناكامي ها براي رشد را نداده باشند. اما زمانه اين اختيار را يكبار به تو داده است كه يك گذر و عبور را تجربه كني و لذت رهايي را بچشي.

    تو شيفته عشقي.
    تو از عشق ورزيدن به هيجان مي آيي.
    اگرچه موضوع عشقت اين فرد است.
    اما نبايد دچار اين اشتباه بنيادي شوي و عشق و معشوق را برابر بگيري.

    این عشق تجربه ایست که به وسيله اين معشوق تداعي مي شود . اما در روان شناسي این حالت يك شرطي سازي كلاسيك هست.
    يعني بايد توان داشته باشي. كه متوجه شوي عشق در درون فهم تو و در تك تك سلولهاي توست. و آنكه بيرون است و نام معشوق دارد، صرفا همراهي دارد با اين عشق تو و تداعي كننده هست.
    اين خانم عشق نيست. بلكه يك معشوق هست. و عشق درون توست.
    اگر اين خانم عشق بود، پس همه افراد عشقشان برابر بودبا اين خانم. اما مي بيني كه اين عشق درون تو شعله ور است.

    اگر بتواني بين عشق و مشعوق تفكيك قائل شوي. متوجه مي شوي آنكه ستودني هست تو هستي و تجربه عشقي كه داري.

    شايد اشاره ادبيات غني فارسي كه پر از توصيف و شرح عشق و عاشقي هست و در ظاهر هيچكدام به وصال نرسيده اند مي خواهد همين راز و سر را بگويد كه ،اين مجنون ، فرهاد و خسروها بودند كه عشق را آفريدند.
    و عشق آنها افسانه يك ملت شد و نقل شد، بدون آنكه همبستري در آنها باشد، يا وصالي صورت بگيرد.....

    عشقهايمان را بايد رشد دهيم. و تجربه كنيم براي بزرگ شدن.

    اگر عشقمان را با مصداقهایش برابر بگيريم و روي آنها قفل بزنیم . اين عشق به ما بالندگي نمي دهد. ميشود آينه دق. ميشود رنج مستمر، مي شود افسردگي، ميشود بيماري روان تني، مي شود افسردگي ، مي شود تخدير ....

    اما عشق كه تداعي اش با معشوق بوده است. خودش بزرگ است. خودش مستقل هست، خودش رشد دهنده است، خودش توليد كننده است، خودش غمگسار و غمسوز هست. عشق هرگز غمساز نيست.عشق فراتر از ترس هاست.
    عشق فراتر از ترس هاست.
    عشق خودكفاست.



    تجربه عشقت مبارك
    .



    .

  4. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه 17 اسفند 90)

  5. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 اسفند 90 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1390-9-15
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: متأهلم. به یکی علاقه مند شدم چیکار کنم؟

    واقعا متن جالبی بود اما اگه دقت کرده باشید حرف من عاشق شدن نبود چون عشق رو قبول ندارم یا حداقل دارای مصداق خارجی نمی دونم البته بستگی داره منظورتون از عشق کدوم باشه اون که تو داستان های قدیمی تصویر میشه یا این که هر پسر و دختری فوری بهم میگن عاشقتم اولی محاله و دومی ادعا

  6. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 04 آبان 91 [ 07:53]
    تاریخ عضویت
    1390-9-27
    نوشته ها
    58
    امتیاز
    1,148
    سطح
    18
    Points: 1,148, Level: 18
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    124

    تشکرشده 126 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: متأهلم. به یکی علاقه مند شدم چیکار کنم؟

    دوستی عزیز اگر احساستون عشق نیست پس چیه
    خوب واقعا چیزی که می خواین و راضیتون می کنه چیه
    برقراری ارتباط با اون خانم ؟
    یا دنبال یه هیجان تو زندگیتون می گردین؟ یا چی؟
    دقیقا چطونه؟ از احساستون واضح بگین
    می دونید بیشتر از حرفاتون استنباط میشه که بیشتر خشمگین هستین تا علاقه مند انگار از همه عصبانی هستین . از خانمتون خودتون حتی اون کسی که می گین بهش علاقه مندین
    برادر من هرچه می خواهد دل تنگت واضح بگو اخه تا ادم حسشو نگه و خودش ندونه دقیقا چشه که کسی نمیتونه کمکش کنه

  7. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 22 خرداد 95 [ 13:31]
    تاریخ عضویت
    1390-10-16
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    3,442
    سطح
    36
    Points: 3,442, Level: 36
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    26

    تشکرشده 63 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: متأهلم. به یکی علاقه مند شدم چیکار کنم؟

    سلام
    من کارشناس نیستم و نمیتونم به کسی نظر قطعی بدم و روح انسان ها هم اونقدر پیچیدگی داره که به این راحتی قابل کند و کاو نیست. شما دوست عزیز شما خودت باید به این نتیجه برسی که باید اون خانم رو از فکرت پاک کنی .تا زمانیگه شما با اراده و قطعی به این نتیجه نرسی کسی نمیتونه کاری بکنه حتما شما میخواهید که به همسرتون وفادار بمونید قطعا بخاطر این اومدید اینجا که نظرتون برگرده از صحبت هاتون معلومه که نیومدید اینجا کسی این کارتون رو تایید کنه یا کمی به شما حق بده...اما اگه ما و اول از همه خودم کمی رابطه ام رو با خدای خودم بهتر کنم دلیل زندگی رو بفهمم فلسفه اومدنمون به این دنیا رو بفهمیم و به پوچی این دنیا برسیم میفهمیم که چقدر وقت کمه و چقدر امتحان های عجیب و غریب سراغمون میاد. من ...شما و همه دوستان این تاپیک هرکدوم یه مشکل بزرگ تو زندگیمون داریم دقت کردید چقدر مشکلات زندگی ها زیاد شده چقدر طلاق چقدر خیانت چقدر ناهنجاری تو خونه ها...؟؟؟ فکر میکنید بخاطر چیه؟؟؟ میدونم هرکدوم یه ریشه و عللی داره ولی از همه دلیل ها بالاتر شیطانه! خود خدا تو قرآن میگه شیطان تلاش میکنه به آنچه که بین زن و شوهر اختلاف می اندازد و از هر نیرویی استفاده میکنه!

    شما کافیه یه مرور سریع به زندگیتون بیاندازید از بچگی جوونی وقتی ازدواج کردید وقتی همسر شما شما رو به عنوان تنها مرد زندگیش قبول کرد و به شما بله گفت روحش و احساس و زندگی و همه چیزش رو به شما سپرد به شما تکیه کرده ...خانم ها وقتی ازدواج میکنن دیگه شوهرشون میشه همه چیزشون! اینو خودم نمیگم روانشناشا میگن تمام کارهاشون و زندگیشون با شوهرشون معنا میشه! چی بپزم شوهرم خوشحال شه چی بخرم شوهرم خوشحال شه دعوا کردیم چیکار کنم حل شه و.... یه نگاه به همین سایت بندازید متوجه این قضیه میشید. شما هرکاری هم بکنید بازهم بخاطر عشق به شما چیزی نمیگه یا بعد یه دعوا حل میشه ولی وای از روزی که بفهمه اون هم مثل شما که تنها کس وجودشید برای شما دیگه یکی نیست........هیچ موردی نیست جز این که واقعا دل زن رو میشکنه!

    همین سایت رو بخونید اعتیاد...مشروب...کتک کاری....عصبانیت!...همه اومدن برای رفع کردنش یعنی هنوزم شوهرشون رو میخوان فقط میخوان مشکل رو حل کنن....ولی وای از روزی که زن از شوهرش...عشقش...کسی که تو زندگی براش همه چیز بود چیز دیگه ای ببینه(نمیخوام در این بحث اسم خیانت رو بیارم چون در مورد شما صدق نمیکنه چون خدا خیلی با صفاس اگه فکر کار خیر بکنی اندازه همون کار واست صواب در نظر میگیره ولی اگه فکر گناه بکنیم فقط در حد فکر! یجور واسه مون رد میکنه!

    حالا به نظر من تنها راه شما اینه که فقط از خدا بخواید مشکلتون رو حل کنه با نذر و دعا ازش بخواهید همون عشق و احساس رو که به اون فرد دارید ازتون بگیره و نسبت به همسرتون ایجاد کنه! کار بزرگیه برای خدا اینکار؟؟!! فقط خدا نگاه میکنه به ته قلبهامون اگه واقعا همین رو بخواهیم حلش میکنه اگه نباشه صبر میکنه ....بازم به ته دلت نگاه میکنه...صبر میکنه! فقط این وسط شیطون نامرد دست از تلاش برنمیداره...شما یه عهدی ببند نمیدونم مثلا سعی کن که اصلا این خانوم رو نبینی هروقت هم شیطون فکرش رو آورد تو روح و فکر پاکتون....باهاش مبارزه کنید...استغفار بگید مثلا 20-100 تا یا ذکری بخونید!!!
    خدا فقط داره روحمون رو تربیت میکنه اگه با شیطون جنگیدی روحت بزرگ میشه درس بعدی شروع میشه...اگه تسلیمش شدی روحت پیش خدا سرشکسته میشه و درسی رو که باید از این امتحان میگرفتی رو دوباره با یه مشکل و امتحان دیگه ارایه میده! بخدا یادمون رفته واسه اون دنیا چقدر باید واحد پاس کرده ببریم...اگه همش رو بیافتیم والا بخدا مدرک بهمون نمیدنا!!!!! فکر میکنید برای چیه که بالاترین عذاب اون دنیا حسرته!! میتونید تصور کنید حسرت از آتش هم کشنده تره! پس بیایید مثل یه بچه درس خون واحدهامون رو پاس کنیم! شماهم فقط خودتونید و خداتون! خودتون میدنید خدا چی داره تو گوش قلبت زمزمه میکنه به اون نجوای خدا عمل کن...بقیه حکم و شرع و اینا بهونه اس!
    این روزها هم واسه این مشکلتون خیلی خیلی به حضرت زهرا توسل کنید به بقیه دوستان هم میگم که قطعا همه بیشتر از من میدونن و عمل میکنن...حدیث کسا بسیار برای مشکلات زن و شوهری کارگشاست...و خوندن با توجه سوره ی نسا هم بین قلب های زن و شوهر محبت فراوان ایجاد میکنه!
    میدونم شما خودت قلبت صاف تر از اینهاست! شاید خدا واسه من سخت بگیره اگه با حرفام دلتون رو شکستم یا رنجوندمتون! حلال کنید.

  8. 2 کاربر از پست مفید donya تشکرکرده اند .

    donya (چهارشنبه 17 اسفند 90)

  9. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 اسفند 90 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1390-9-15
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: متأهلم. به یکی علاقه مند شدم چیکار کنم؟

    دوست عزیز لیلای ساروان گرامی علاقه مندم بهش و مسلمه که هدف علاقه مندی وصاله ولی نمیشه و همین آزارم میده دقیقا سوال منم از دوستان همینه اگه جای من بودین چی کار می کردین؟ وقتی تو تمنای دیدنش می سوزم و وقتی می بینمش با فکر نرسیدن بهش عذاب می کشم و حتی نمی تونم بهش بگم حرف دلتم رو و یا با کسی درددل کنم شاید مهم ترین دلیلم برای نوشتن این مطلب درددل بود

  10. کاربر روبرو از پست مفید dosti تشکرکرده است .

    dosti (جمعه 28 بهمن 90)

  11. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 05 اسفند 90 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1390-11-27
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    752
    سطح
    14
    Points: 752, Level: 14
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 14 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: متأهلم. به یکی علاقه مند شدم چیکار کنم؟

    سلام.
    من قصد نصيحت ندارم وميدونم اون اقاي محترم باجملات مازيادتاثيري برتصميم وتغييري درحالش ايجاد نميشه.حقم داره ولي شايد شما بااين حرف من مخالف باشيدولي اين واقعيته .حس اين اقا دست خودش نيست وحدس ميزنم دودليل داشته باشه ياكوتاهي خانومشون دربراورده كردن نيازهاي اين اقا ويااميال خودش(البته منظورم فقط اميال جنسي نيست) براي هردوش نياز به درمان حرفه اي يك روانشناسي.اولي نياز به خانواده درماني ودومي نياز به روانكاوي داره.عزيز اگه واقعا زندگي تودوست داري بروبراي درمان حرفه اي واگه نداري خودتو گول نزن وبا حرف زدن تو اين تالار وجدانتو اروم نكن[size=medium]

  12. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 اسفند 90 [ 18:40]
    تاریخ عضویت
    1390-11-21
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    857
    سطح
    15
    Points: 857, Level: 15
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: متأهلم. به یکی علاقه مند شدم چیکار کنم؟

    سلام به همه دوستان و مخصوصا به شما دوستي عزيز
    من کاملا حس شما رو درک ميکنم، چون مدتي گرفتارش شدم متاسفانه
    اين جور مواقع فقط جايگزين هست که به آدم آرامش ميده. من نميگم فراموشش کن يا راهکاري هم براي اينکه مستقيما با اين قضيه چه برخوردي داشته باشي بهت نميدم چون از نظر من اولويت دوم هست.
    متوجه شدم که چند جا دوستان در مورد خانمت و زندگيت سوال کردند ولي جوابي ندادي، اما براي اينکه ذهنت باز بشه و بدوني که بايد چيکار کني اول بايد اين قسمت رو حلاجي کني. تکليفت رو اول روشن کن ببينم، با خانم فعليت ميخواي زندگي کني يا نه؟؟؟ اگه نه که هيچي، زودتر جدا شو لطفا. ولي ميدوني تضميني هم نيست که بعد از طلاق همچنان اين خانم همکارت رو دوست داشته باشي و يا اينکه اون شما رو قبول کنه. اين حس ها گاهي اوقات در اثر محدوديتهاي ما و فشاري که رومون هست شکل ميگيره.
    حالا، اگر ميخواي با خانم فعليت زندگي کني، توصيه ميکنم روند تاپيکت رو عوض کني (و شايد حتي اسمش رو) و به اين بپردازي که چه برخوردي با خانمت داشته باشي که به اون چيزي که دلت ميخواد برسي. به اون خانم همکارت هم دوست داري فکر کن دوست هم نداري فکر نکن. الان اهميت نداره. اهميت الان فقط تصميم شما و همتت داره.
    ببخشيد يکم راحت ميگم، لوس نکن خودتو يه تصميم مشخص بگير بعد آروم آروم و موثر در اون جهت حرکت کن. قرار هم نيست سريعا ذهنت رو از اون خانم خالي کني. سوالت رو براي بهبود وضعيتت و حالت مشخص کن، جواب ميگيري. درسته دوستاني که جواب ميدن همه متخصص نيستند ولي من تاپيکهاي افراد ديگه رو که مطالعه مي کردم، ديدم وقتي که فرد خواستش و سوالش مشخصه خيلي عالي راهنماييش ميکنند و خوب به هدف ميرسونند افراد رو، البته با همکاري خودشون.

    پرسيدي اگر شما بوديد چکار ميکرديد؟ من اگر بودم خواسته خودم رو واضح ميکردم (رسيدن به اون خانم، فراموش کردنش، لذت بردن از زندگيم با خانمم، طلاق گرفتن يا هر چيز ديگه) بعد که مشخص شد ديگه بهونه گيري نميکردم و به لطف خدا شروع ميکردم به راهنمايي کردن و حرکت. يک ذهن آشفته به جواب نميرسه. ذهنت رو آروم و خواستت رو منطقي مشخص کن!

    ببخشيد زياد حرف زدم موفق باشي دوستي عزيز

  13. کاربر روبرو از پست مفید pariaa تشکرکرده است .

    pariaa (جمعه 06 مرداد 91)

  14. #40
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 01 مهر 91 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-11-27
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    742
    سطح
    14
    Points: 742, Level: 14
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    2
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: متأهلم. به یکی علاقه مند شدم چیکار کنم؟

    سلام این مساله برمیگردد به تنوع طلبی اقایان فقط به این قضیه توجه کن وزمان را یکسال جلو ببر فرض کن حالا با کسی که دوستش داری همه نوع رابطه داری همسر وخانوادهات فهمیدن هر دونفر به تو فشار میاورند که تکلیف مارا روشن کن حتی افرادی بودهاند در چنین مواردی مرتکب قتل شدهاند


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.