سلام دوستان عزیزم ممنون از کمکها وهمدلی های تک تک شما عزیزان..مشکل من واقعیتش این است که شوهرم به شدت انکار میکنه مسئله را وحتی منو متهم میکنه که آدم گیر ده و شکاک ودیوانه ام ...هر چی سعی کردم که ازش خواهش کنم یا عذاب وجدانش بدم که اگه مصرف تریاک داره ترک کنه بی فایده بوده وزیر بار نمیره حتی به قول معروف گردن نمیگیره که استفاده میکنه وخودش آدم کاری وتلاشگر ودارای درآمد کافی برای زندگی است در نتیجه من نمیتونم جلو خودش یا خانوادش دست بگذارم روی یک کوتاهی در زندگی مشترک وربطش بدم به اعتیاد که قضیه را جدی بگیرن فقط نکته مورد اشاره من هرروز چند ساعت بیرون رفتنش هست ومن را تنها گذاشتن...و مادرش هم میگه اون ماجرای پیدا شدن تریاک مال 2 یا 3 سال قبله واگه معتاد بود خودشو نشون میداد وکار نمیتونست بکنه وترشی وآبلیمو نمیخوردو...وخودش وخانوادش اصلا کلا انکار میکنن و به من تهمت بددلی وروان پریشی میزنن...من در این شرایط چه جوری درمانش کن وقتی بیماری را انکار میکنه؟؟؟ودر جواب فرانک68 عزیزمن یقین پیدا نکردم ولی پیش خودم فکر کردم اصل را بگذار که معتاده تا محتاطتر رفتار کنم وسعی کنم رشد تحصیلی وشغلی داشته باشم که بتونم هر وقت خداینکرده اوضاع وخیم شد مستقل زندگی کنم از نظر احساسی خیلی عاشق صرف ووابسته نشم انتظار اینکه این را باز با تریاک و وافور ببینم را داشته باشم وداغون نشم ...کلا کمی از عالم رویا بیرون آمدم ...ولی دوست قدیمی شوهرم که مرد خوبی است وقتی باهاش مطرح کردم گفت شوهرت خیلی حسابگره وبه شخصیتش نمیاد معتاد بشه وقدیما هم تفننی میکشیده خیلی خیلی کم...در مورد بچه نمی دانم تا کی زندگی من در بلا تکلیفی بمونه؟؟؟این که زیر بار نمیره که من چاره جویی کنم تا کی صبر کنم شوهرم که عوض نمیشه وحاضر به همکاری هم نیست خودشو معتاد نمیدونه بلکه فکر میکنه تفریحیه بازم راهنماییم کنید و دوستم داشته باشید![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)