سلام بلو اسکای جونم
تبریک می گم مامان شدنت رو، فکر کنم اسمت رو بذاریم مامان بلو اسکای!
بعد از مدتها یه سری به تالار زدم و تاپیکت رو دیدم.
خیلی خوشحالم که به سلامت وضع حمل کردی و فرزندت به سلامت به دنیا اومده.
مادر شدن نعمت بزرگیه، اون فرشته کوچولو رو از طرف من بوسه بارونش کن
توی نیم ساعت پستهای تاپیکت رو مرور کردم، بعضی ها رو خوندم از روی بعضی ها هم گذشتم. این وسط پستهای بعضی دوستان دوتاشاخ روی سرم سبز کرد!!! مثلا آنی جان و نقل قولشون از عصرحجر!!! بگذریم.
بلو اسکای جونم، واقعا متاسفم برای مادر و خواهر شوهرت، اگه به بچگیشون یا زمان بعد از ازدواجشون برگردی، می بینی که رفتارهای امروزشون نتیجه سختیهایی هست که توی دوران کودکی یا بعد از ازدواجشون داشتند.چه بسا که مادرشوهر شما به دلیل محبتهایی و ازخودگذشتگی هایی که در روزگار دور در حق شوهرت انجام داده، امروز توقع داره از کوچکترین جزئیات زندگی شما مطلع بشه! شاید مادرشوهرت، مادرشوهری داشته که خیلی بهش ظلم کرده و امروز داره همین رفتارها رو با عروسش انجام می ده!
هدف من از این نقل قول این بود که آینده خودت رو ببینی، تو هم فردا مادرشوهر خواهی شد. فرزندت رو در یک محیط سالم بزرگ کن. خوبیها رو بهش یاد بده. بهش یاد بده که از کسی متنفر نباشه و به همه عشق بورزه.
جایی خوندم که از نظر روانی باید روزی 50 بار به فرزندتون بگید که دوستش دارید. این کار رو انجام می دی؟
بهش عشق بورز نه به دید اینکه فرزند شوهرت یا نوه مادرشوهرت هست. به این دید که از تو تغذیه کرده، تو پرورشش دادی، توی رحم خودت.
باهاش خوش بگذرون. با خنده هاش بخند، مبادا جلوش اخم کنی یا گریه کنی! مواظب باش، اون از من و تو بیشتر می فهمه، داره شیرت رو می خوره تمام احساساتت بهش منتقل می شه. پسرکوچولوت رو عاشقانه بزرگ کن و با تمام وجودت بهش عشق بورز.
بلو اسکای جونم من نمی خوام بهت بگم به زندگیت ادامه بده یا طلاق بگیر، چون اصلا صلاحیت این اظهارنظر رو ندارم وکسی می تونه در این مورد اظهارنظر کنه که هم تو و هم شوهرت رو خوب بشناسه و بیطرفانه به قضیه نگاه کنه.
فقط نظرات شخصی خودم رو می نویسم:
1- هیچ مردی، هیچ مردی حق نداره روی زنش دست بلند کنه، حتی اگر اون زن بدترین زنها باشه. حتی اگر اون عصر، عصر حجر باشه که چه عشقهایی در همون عصر حجر بودند.
2- هیچ فرشته ای نباید در یک محیط پرتنش بزرگ بشه و ذهن قشنگش پر از درگیرهای بین مادر و پدرش باشه. کما اینکه تو خودت مواردی رو سراغ داری که علیرغم حفظ ظاهر زندگی، از دورن از هم پاشیده بودند و فرزندانی که از این خانواده ها به جامعه تحویل داده می شوند، فرزندانی با روح و روان سالم نیستند.
بلو اسکای جونم من قویا معتقدم که شخصیت بچه در 7 سال ابتدایی زندگی شکل می گیره، هوای فرزندت رو داشته باش و از این فرشته کوچولو خوب مواظبت کن.
من تجربه بارداری و زایمان رو نداشتم ولی می دونم که افسردگی بعد از زایمان به سراغ خیلی از خانمها می یاد، یکی از دلایلش شوهرهایی هست که نمی دونند بعد از زایمان چطور با همسرشون رفتار کنند، کما اینکه خیلی هاشون نمی دونستند که قبل از زایمان چطور باید رفتار کنند!!!! ولی راستش راه حلش رو نمی دونم، این موضوع رو هم مدنظر داشته باش، شاید مشورت با پزشکت در این مورد بد نباشه.
بلو اسکای جان نمی دونم اصل 10-90 رو می دونی یا نه، ولی اینجا برات می نویسمش:
اصل 10-90
ما نمیتوانیم جلوی خرابی ماشین را بگیریم یا هواپیما تأخیر دارد و تمام برنامه ها یمان بهم میریزد و... یا وقتی یک راننده وسط ترافیک جلوی ما می پیچد. ما بر این 10درصد است که هیچ کنترلی نداریم،90 درصد بقیه متفاوت است – شما هستید که آن 90 درصد را مشخص میکنید.
چگونه؟ با عکس العمل خودتان، یا نوع برخودتان با مسائل – شما کنترلی بر چراغ قرمز ندارید، گرچه عکس العمل خود را میتوانید در کنترل خود داشته باشید.
اجازه ندهید کنترل زندگیتان در دست دیگران باشد.
شما هستید که نوع برخوردتان را کنترل میکنید.
حالا بیائید یک مثال را با هم مرور کنیم:
شما مشغول صرف صبحانه با افراد خانواده هستید و ناگهان دست دخترتان به لیوان چای خورده و تمامی آن بر روی پیراهن شما میریزد. شما اینجا هیچ کنترلی بر آنچه رخ داده ندارید. اتقاقی که بعداً می افتد بستگی کامل به نوع برخورد شما با مسأ له ( عکس العمل شما ) دارد. شما با عصبانیت شروع به پرخاش به دخترتان میکنید و او هم ناراحت و گریان میز صبحانه را ترک میکند. حتی شما ناراحتی خودتان را به سر همسرتان خالی میکنید و او را مقصر می بینید که چرا لیوان چای را لب میز گذاشته بوده است! با سرعت به اتاق خواب رفته و پیراهن را عوض کرده و بر میگردید ولی...
اکنون دختر شما که با آن شرایط میز صبحانه را ترک کرده بود، برای سرويس مدرسه نتوانسته آماده شود وهمسرتان هم که عجله دارد و شما هستید که با دلخوری و عصبانیت می باید دخترتان را به مدرسه ببرید در راه از سرعت مجاز بعلت عجله تجاوز کرده و یک جریمه هم میشوید. حالا با یک ربع ساعت تأ خیر به مدرسه دخترتان رسیده ولی او که هنوز دلخور است بدون خداحافظی در را باز کرده و راهش را کشیده و با شانه های افتاده بطرف مدرسه میرود. حالابا 20 دقیقه تاخیر به سر کار تان میرسید. تازه متوجه میشوید که در این گیرو دار کیف کارتان را هم در منزل جا گذاشته اید. روز شما خیلی بد شروع شد و بطوریکه پیش رفته بدتر هم شده و حالا شما منتظرید تا زودتر بتوانید به خانه برگردید. وقتی بر میگردید، با فاصله نا مطلوب بین خود و همسر و دخترتان که از صبح تا به حال از دست شما ناراحت بوده اند، روبرو میشوید.
چرا شما یک روز بد داشتید؟
(الف) لیوان چای باعث شده؟
(ب) دخترتان باعث شده؟
(ج) مأمور راهنمایی رانندگی که شما را جریمه کرده باعث شد؟
(د) یا خودتان باعث آن بودید؟
شما بر اتفاق ریختن لیوان چای هیچ کنترلی نداشتید.
آنجه در آن 5 ثانیه گذشت، چگونگی عکس العمل شما با واقعه ریختن چای بود که روز شما را خراب کرد. چیزی که میشد اتفاق بیافتد و میشود اینگونه باشد چنین است:
دختر شما آماده گریه است. شما آرام میگوئید: اشکالی ندارد عزیزم، دفعات بعدی بیشتر دقت کن.... در حالیکه یک حوله برداشته و چای ریخته را پاک میکنید، به اطاق خواب رفته و لباس خود را عوض کرده و بموقع بر میگردید و می بینید که دخترتان در حالیکه به طرف سرویس می رود به شما نگاه تحسین آمیز و محبت بار میکند، دست تکان میدهد و خداحافظی میکند. بموقع به سر کار رسیده و با روحیه خوب به همکاران صبح بخیر میگوئید.
تفاوت را می بینید؟
دو سناریو که هر دو شروع یکسان ولی پایان بسیار متفاوت دارند.
چرا؟
چون عکس العمل شما متفاوت بوده.
شما بواقع بر10 درصد وقایع زندگی کنترل ندارید ولی 90 درصد با نوع برخورد خودتان با مسائل رقم میخورد.
حالا به چند مورد اصل (قانون) 10/90 اشاره کنیم:
اگر کسی راجع به شما کلام منفی بر زبان آورد، مثل اسفنج که آب را بخود میگیرد نباشید، بگذارید مثل قطره باران بر روی شیشه ماشین به پایین برود. شما هستید که نمی گذارید کلام منفی شمارا تحت تأثیرقرار دهد.
بدرستی برخورد کنید تا روزتان خراب نشود و بدانید که یک عکس العمل غلط میتواند باعث شود تا یک دوست را از دست بدهید، از کار اخراج شوید، یا تمام وجودتان را استرس پر کند و هزار و یک درد جسمی و روحی پیدا کنید....
حالابا خود بیاندیشید دفعه آینده که یک راننده در ترافیک جلوی شما پیچید شما چطور بر خورد میکنید؟
آیا کنترل اعصابتان را از دست میدهید؟ آیا با آن راننده کورس میدهيد؟ فشار خونتان بالا میرود؟
چه فرقی میکند، چه اهمیتی دارد که شما 10 ثانیه دیر برسید؟
قانون( اصل)10/90 را بیاد بسپارید و نگران نباشید:
به شما گفته میشود که از کار بر کنار شدید...
چرا خواب و خوراکتان را از دست بدهید؟
چرا اعصابتان را خرد کنید؟
همه چیز درست میشود... درست میشود... فقط اگر تمام انرژی را در جهت جستجوی شغل دیگر بکار ببرید.
هواپیما تأ خیر دارد، شما دیر میرسید... چرا ناراحتی را بر سر مهماندار خالی میکنید؟ او هیچ مسئولیتی در ارتباط با آنچه شده ندارد... بی تقصیر است. وقت را به مطالعه بگذارانید، با همسفرتان صحبحت کنید، چرا خلق و خوی خود را بهم زنید؟ عصبانیت همه چیز را خراب تر میکند.
حالا می بینید وقتی که اصل 10/90 به کار برید چطور از نتایج آن متعَجب میشوید.
شما با بکار بردن این اصل هیچ ضرری نمی کنید. ولی فقط تمرین کنید و تمرین کنید که تمرین کنید....
اصل 10/90 خارق العاده است، تعداد معدودی از این اصل مطلع هستند و آن را بکار میبرند.
نتیجه؟
شما خود نتیجه را خواهید دید و زندگی را نوع دیگر تجربه میکنید. میلیون ها نفر از استرس نا خواسته و نا حق رنج میبرند و جز دردسر و سر درد چیزی ندارند. خوبست همگی اصل 10/90 را درک کرده و بکار بریم که میتواند زندگی ها را تغییردهد لذت آن را ببرید. فقط نیاز به اراده دارد تا به خود فرصت تجربه را بدهیم.
بواقع هر کاری که ما میکنیم، هر چه ما میدهیم، هر چه میگوئیم و حتی هر چه فکر میکنیم مثل بومرنگ است که به خود ما بر میگردد. اگر خواهان دریافت هستیم، بیاموزیم که اول لازم است دهنده باشیم. شاید دستمان خالی بماند، ولی قلب ما سر شار از محبت و عشق خواهد بود.
به عنوان پایان پستم: و از تو چه پنهون گاهی احساس می کنم که بچه های تالار وقتی کسی رو از طلاق منصرف می کنند، به نظر خودشون کار خیلی بزرگی انجام دادند!!! و ظاهرا خط مشی تالار بر این اصل هست که بساز و زندگی کن، حتی اگر در عذابی!!
آدمهای تالار نه در زندگی تو بودند و نه به زندگی تو خواهند آمد و حتی ممکنه تنها نخ ارتباطی تو با اونها که همین تالار هست روزی از هم گسسته بشه.
ولی شاید برای تصمیم گیری نهایی لازم باشه کمی به خودت فرصت بدی.
مواظب خودت باش گلم و اون فرشته کوچولو رو هم از طرف من ببوس و از طرف من 4 تا دوستت دارم بیشتر بهش بگو!
می بوست مامانی گل![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)