من واسم درس خيلي مهمه ولي خانوادم نه بيشتر مالي نگاه ميكنن اونم كه اين شرايطو ديد ترجيح داد بره تو كار ازاد حالام ميگه به هيچ وجه راضي نميشم درس بخونم همه چي واست فراهم ميكنم راستش خودمم مقصر بودم تا ميديديم همو ميگفتم چيكار كنه تا خانوادم راضي بشن،من هيچ وقت تو غماش باهاش همدردي نكردم هميشه به نفع خودم فكر ميكردمو نظر اون واسم مهم نبود،توهيناشم بخاطر همين رفتارام بود وگرنه قبلش مشكلي نداشتيم،اخه من با همه كاراش مخالف بودم حتي با اضافه كاري من حالا فهميدم كارام اشتباه بوده ولي چه فايده؟باهام لج كرده ميگه هركار خودم صلاح بدونم ميكنم اصلا درس نميخونم