تو همین تالار یاد گرفتم که دوران آشنایی باید بدون ملامت و جر و بحث و چانه زنی فقط طرف مقابل را شناخت و بررسی کرد. شما با همسرتون از همون اول این اختلاف نظر ( و نه مشکل ) را داشتید و ایشون به امید تغییر شما و شما به امید تغییر ایشون ازدواج کردید. بعد هم بچه اول را آوردید و بچه دوم را نا خواسته و یا با احتمال این که همسرتان را در مقابل عمل انجام شده قرار دهید باردار شدید. اینجا شما خطا کردید و باید صبر می کردید تا وقتی همسرتان پذیرش و آمادگی لازم را داشته باشد که واکنش تند ایشان را دیدید. بعد بچه را انداختید و خودتان عذاب وجدان گرفتید. بنابراین زیاد نمی توان به همسرتان خورده گرفت چون شما یک تصمیم مشترک را خواستید تنهایی بگیرید. حالا این وسط چه باید کرد؟
شما هنوز 28 سال دارید جایی که همسن های شما تازه نامزدند و یا بیشترشان بچه اول را هم ندارندو هنوز 7 سال دیگر از سن بارداری شما باقیست. بنابراین بهتر است با آرامش و در مواقع مناسب دلایل منطقی خود را برای داشتن دوم عرضه کنید و دلایل ایشان را بپذیرید. می توانید از سی دی های روانشناسی استفاده کنید که بیشتر تاکید میکنند بر داشتن دو بچه . بنابراین سعی کنید به تدریج در این مورد با همسرتان به توافق برسید. بعد از یکی دوسال اگر باز هم همسرتان بر سر موضع خود باقی بود به داشتن یک بچه سالم اکتفا کنید و این موضوع را فراموش کنید. البته همه اینها با این پیش فرض هست که شما مشکل اساسی دیگری به غیر از این موضوع ندارید/









علاقه مندی ها (Bookmarks)