سابيناي عزيز
ديشب با برادر كوچكم يكي از دوستانمون رو سوار كرده بوديم و داشتيم به مشكلاتش براي جدايي فكر ميكرديم و صحبت ميكرديم و..هشت ماه از ازدواج اون دوست و دوست ديگرمون نميگذره و هم خانم و هم آقا انسان هاي ارزشمندي ان اما پيوند اونها دور از چشم ما دوستانشون داراي نقصي بزرگ بود كه هيچكدوم ازش آگاه نبوديم.
گاهي در روند زيستن با يك نفر ديگه مشكلات دروني فرد آشكار ميشه. در مورد همسر شما هم چنين بوده.چون متاسفانه بعضي از كانون هاي خانواده آسيب زا هستن نه پرورش دهنده و يك آسيب در اونها ممكنه مثل يه ويژ گي معمولي ديده بشه و خانواده نخوان يا نبينن كه فرد داراي مشكله( اي بسا خودشونم از اون مشكل داشته باشن يا به اون دامن بزنن!)متاسفانه پنهان كاري و عادي نمايي در بعضي خانواده ها چنان زياده كه حتي برخي اوقات شما در تحقيقات مشكلات حاد و آشكارا رو هم نمي تونين از ديگران بشنوين.
به هر شكل عزيزم اينو گفتم كه بدوني تقصير تو نيست اگه يه مشكل چنان در وجودي ذخيره شده كه تو قادر به تغيير دادنش به صورت منطقي و با تمام تلاش نيستي يا انجامش چنان زمان بر و هزينه بر( از لحاظ درونيه) كه معناي زندگي مشترك رو از بين ميبره..حقيقت اينه كه خيلي از پيوندها ممكنه هرگز نام طلاق رو برخودشون نگيرن اما خداييش از هزار طلاق و جدايي بدترن و تبعاتي كه براي زوجين و فرزندان دارن بينهايته!
بگذريم ..من تو روز هاي سخت به اون دسته از دوستانم كه تلاش هاي ارزشمندشون قادر نيست اونا رو در يه راه موفق كنه هميشه مي گم اين تلاش ها پيش خداوند ذخيره شد براي روزي و روزگاري بهتر ..كه مي دونم تو راهه و داره بدو بدو به سمت تو عزيز دل مياد!![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)