به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 01 بهمن 90 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1390-6-31
    نوشته ها
    261
    امتیاز
    1,614
    سطح
    23
    Points: 1,614, Level: 23
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    694

    تشکرشده 707 در 218 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بعد از یکسال زحمت و انتظار، حالا طلاقم شده جام زهر!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط نگینا
    دوستان عزیزم خواهش میکنم این وسواس فکری من و دلسوزیم برای همسرم رو تشدید نکنید
    من خیلی بیش از حد تلاشم رو کردم روزی که به خونه پدرم میومدم گریه میکردم و اونا به زور من رو میاوردن
    از هر راهی استفاده کردم که شوهرم رو برگردونم حتی مادر شوهرم !! بهم گفت بسه دیگه برو به زندگیت برس شاید بدون اون خوشبخت شدی !
    بعد از متارکه ام هر مردی من رو میدید میگفت کاش زن ما هم مثل تو بود حتی خود همسرم هم اعتراف میکنه که من هر کاری کردم اما درست شدنی نیست هر بار هم بد تر از دوره های قبلیش میشه
    و پدر مادرم هم گفتن اگر این بار بری دیگه نباید برگردی
    خواهش میکنم به همه جوانب توجه کنین
    من میخوام فقط این وسواس فکری و ناراحتی بی جا م رو درمان کنم ، انگار معتاد شدم به دلسوزی برای شوهرم یک روانشناس بهم میگفت شخصیت مادرانه دارم و بیش از حد دارم خودم رو هلاک اون میکنم
    من يه مثال برات بزنم؟ببين مادر يكي از دوستانم با پدرش داده هم بودن اما پدر همين اختلال رو داشت. اونا چند فرزند از جمله دوست جوان من داشتند.سالهاي فراواني هم باهم زندگي كردن. هر سه فرزند فوق العاده باهوش و دوست داشتني بودن اما هر سه به خاطر زندگي در محيطي آسيب زا دچار اختلال شده بودن( يعني تركيبي از ژنتيك و محيط ناجور همون اختلال پدرشونو به طور خفيف تر اما با همون عوارض خطرناك ايجاد كرد . خوشبختانه اون فرزندان زودتر به پزشك مراجعه كردن اما آسيب هاي اون زندگي..)
    مسئله مهم تر مادر دوستم بود. اون يه خانم جوان و عادي و زيبا بود اما در طول زندگي با چنين موردي دچار افسردگي شد .عواقب اينجور زندگي ها به تدريج معلوم ميشه.
    يه عارضه زندگي با كسي كه اختلال شخصيتي در حد افراطي داره خرد شدن و فرسايش تدريجيه. لازمه شما در گير مسئوليت هاي جديد بشين و توجه و مراقبت خودتونو بين خودتون و ديگران به طور متعادل تقسيم كنيد عزيزمن( منم خودمم ماتمان همه تشريف دارم! كلي طول كشيد تاتعادل رو رعايت كنم.)

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاحت1
    نقل قول نوشته اصلی توسط نگینا
    دوستان عزیزم خواهش میکنم این وسواس فکری من و دلسوزیم برای همسرم رو تشدید نکنید
    من خیلی بیش از حد تلاشم رو کردم روزی که به خونه پدرم میومدم گریه میکردم و اونا به زور من رو میاوردن
    از هر راهی استفاده کردم که شوهرم رو برگردونم حتی مادر شوهرم !! بهم گفت بسه دیگه برو به زندگیت برس شاید بدون اون خوشبخت شدی !
    بعد از متارکه ام هر مردی من رو میدید میگفت کاش زن ما هم مثل تو بود حتی خود همسرم هم اعتراف میکنه که من هر کاری کردم اما درست شدنی نیست هر بار هم بد تر از دوره های قبلیش میشه
    و پدر مادرم هم گفتن اگر این بار بری دیگه نباید برگردی
    خواهش میکنم به همه جوانب توجه کنین
    من میخوام فقط این وسواس فکری و ناراحتی بی جا م رو درمان کنم ، انگار معتاد شدم به دلسوزی برای شوهرم یک روانشناس بهم میگفت شخصیت مادرانه دارم و بیش از حد دارم خودم رو هلاک اون میکنم
    من يه مثال برات بزنم؟ببين مادر يكي از دوستانم با پدرش دلداده هم بودن اما پدر همين اختلال رو داشت. اونا چند فرزند از جمله دوست جوان من داشتند.سالهاي فراواني هم باهم زندگي كردن. هر سه فرزند فوق العاده باهوش و دوست داشتني بودن اما هر سه به خاطر زندگي در محيطي آسيب زا دچار اختلال شده بودن( يعني تركيبي از ژنتيك و محيط ناجور همون اختلال پدرشونو به طور خفيف تر اما با همون عوارض خطرناك ايجاد كرد . خوشبختانه اون فرزندان زودتر به پزشك مراجعه كردن اما آسيب هاي اون زندگي..)
    مسئله مهم تر مادر دوستم بود. اون يه خانم جوان و عادي و زيبا بود اما در طول زندگي با چنين موردي دچار افسردگي شد .عواقب اينجور زندگي ها به تدريج معلوم ميشه.
    يه عارضه زندگي با كسي كه اختلال شخصيتي در حد افراطي داره خرد شدن و فرسايش تدريجيه. لازمه شما در گير مسئوليت هاي جديد بشين و توجه و مراقبت خودتونو بين خودتون و ديگران به طور متعادل تقسيم كنيد عزيزمن( منم خودمم ماتمان همه تشريف دارم! كلي طول كشيد تاتعادل رو رعايت كنم.)

    [
    نقل قول نوشته اصلی توسط نگینا
    دوستان عزیزم خواهش میکنم این وسواس فکری من و دلسوزیم برای همسرم رو تشدید نکنید
    من خیلی بیش از حد تلاشم رو کردم روزی که به خونه پدرم میومدم گریه میکردم و اونا به زور من رو میاوردن
    از هر راهی استفاده کردم که شوهرم رو برگردونم حتی مادر شوهرم !! بهم گفت بسه دیگه برو به زندگیت برس شاید بدون اون خوشبخت شدی !
    بعد از متارکه ام هر مردی من رو میدید میگفت کاش زن ما هم مثل تو بود حتی خود همسرم هم اعتراف میکنه که من هر کاری کردم اما درست شدنی نیست هر بار هم بد تر از دوره های قبلیش میشه
    و پدر مادرم هم گفتن اگر این بار بری دیگه نباید برگردی
    خواهش میکنم به همه جوانب توجه کنین
    من میخوام فقط این وسواس فکری و ناراحتی بی جا م رو درمان کنم ، انگار معتاد شدم به دلسوزی برای شوهرم یک روانشناس بهم میگفت شخصیت مادرانه دارم و بیش از حد دارم خودم رو هلاک اون میکنم
    من يه مثال برات بزنم؟ببين مادر يكي از دوستانم با پدرش دلداده هم بودن اما پدر همين اختلال رو داشت. اونا چند فرزند از جمله دوست جوان من داشتند.سالهاي فراواني هم باهم زندگي كردن. هر سه فرزند فوق العاده باهوش و دوست داشتني بودن اما هر سه به خاطر زندگي در محيطي آسيب زا دچار اختلال شده بودن( يعني تركيبي از ژنتيك و محيط ناجور همون اختلال پدرشونو به طور خفيف تر اما با همون عوارض خطرناك ايجاد كرد . خوشبختانه اون فرزندان زودتر به پزشك مراجعه كردن اما آسيب هاي اون زندگي..)
    مسئله مهم تر مادر دوستم بود. اون يه خانم جوان و عادي و زيبا بود اما در طول زندگي با چنين موردي دچار افسردگي شد .عواقب اينجور زندگي ها به تدريج معلوم ميشه.
    يه عارضه زندگي با كسي كه اختلال شخصيتي در حد افراطي داره خرد شدن و فرسايش تدريجيه. لازمه شما در گير مسئوليت هاي جديد بشين و توجه و مراقبت خودتونو بين خودتون و ديگران به طور متعادل تقسيم كنيد عزيزمن( منم خودمم ماتمان همه تشريف دارم! كلي طول كشيد تاتعادل رو رعايت كنم.)
    [/quote]


    [/quote]


  2. کاربر روبرو از پست مفید ملاحت1 تشکرکرده است .

    ملاحت1 (چهارشنبه 16 آذر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.