
نوشته اصلی توسط
سابینا
گام چهارم
نتیجه گیری از همدردی با بازخوانی تاپیک های قبلی
1- در این مدتی که در همدردی بودم دیدم در طول یک سال مشکلات من شسته و رفته و دست نخورده باقی هستند
2-چیزهایی هست در زندگی محمد که من نمیدانم و ریشه در گذشته او دارند
3-تنها راهی که می توان به این زندگی ادامه داد بالا رفتن قدرت تحمل و ظرفیت و انعطاف من هست که باید دید ارزشش را دارد یا نه
4-محمد به قدری درگیر خودش است که امکانش کم است که بتواند شخص دیگری را در زندگیش جا دهد
5-من مشکلم را حل نکرده ام و دارم در یک دور باطل می چرخم : نه در جهت مثبت و نه در جهت منفی کاری نکرده ام
6-من با این شرایط به هیچ وجه حاضر به ادامه زندگی نیستم و زندگی من مشروط به تغییر شدید محمد است .
علاقه مندی ها (Bookmarks)