سلام دوست عزیز من مشاور نیستم و نظراتم شخصی می باشد
1- عین خودش باهاش رفتار نکن
2- من اگر جای تو بودم از رفتار جرات مندانه استفاده می کردم مثلا
اگر قرار بود به ماموریت اداری برم به همسرم می گفتم همسر جان یه ماموریت پیش امده میشه لطفا نظرتو راجبع بهش بگی برم یا نه نظر تو برام خیلی مهمه صلاح تو صلاح منه و اینو بدون که اگه بگه نه حق داره تو هم حق داری اما من شخصا اگر جای تو بودم حاظر نبودم به خاطر یه ماموریت کاری که پولش هم فعلا دست خودم نیست زندگیمو از این خراب تر کنم سعی می کنم روابطمو درست کنم با نرفتنم به همسرم می فهموندم که برا ش ارزش قائلم و حرفش برام سند است مطمئن باش اون هم در قبال این کار تو برات ارزش قائل میشه شاید هم اصلا بزاره بری اگر درست ازش بخوای مثلا بگی اگه تو بگی نه من نمی رم ممکن هم هست که اول فکر کنه می خوای گولش بزنی و لی اگر این کارت ادامه دار باشه متوجه میشه که دوسش داری خودت تو حرفهات گفتی که دوستش داری پس بهش نشون بده که دوسش داری بهش بگو که دلت براش تنگ میشه من خواهرم همیشه برا پدرش شوهرش میوه پوست می کنه این کار رو خودش دوست داره به هر حال محبت محبت میاره .
فکر کنم با محبت و عشقی که بهش بدی که باورت کنه میتونی مدارکت رو بگیری
بعد از چند وقت که احساس کردی روابطتون خوبه مثلا بگی همسر عزیزم اگه صلاح میدونی میشه لطفا مدارکمو بدی البته اگه از نظرت اشکال نداشته باشه و سکوت شایداون موقع بگه نه یکه هفته بعد هم امتحان کن ولی مطمئن باش اگه ادامه بدی خودش بهت میده
فقط بهش بقبولون که دوست داری برات مهمه و بهش احترام میزاری مخصوصا به حرفهاش به کوچکترین حرفهاش بگو باشه چشم باور کن نتیجه میگیری .مثل خودش نباش با عرض پوزش نظراتم شخصی است .





خیلی خودمو کنترل کردم که گریه نکنم یه زن دلش می خواد شوهرش عین یه کوه پشتش باشه بهش اهمیت بده احساس بدی داشتم به خاطر همین بهش گفتم فکراتو بکن من نمی تونم این روش تو رو تو زندگی تحمل کنم او هم گفت یعنی طلاق می خوای گفتم اره اگه همین طور ادامه بدی اره . اون هم نامردی نکرد یه چکیده زد تو گوشم بعدش هم گفت همین حالا بلند شو بریم طلاقت می دم من هم باهاش رفتم می دونستم اون موقع شب کاری نمی تونه بکنه بعد هم تو ماشین شروع کرد به زدن من و فحش دادن نمی دونستم خوابم یا بیدار باورم نمی شد که علی فحش بده و بزنه بعد هم کیفم رو پرت کرد تو کوچه و پیادم کرد و رفت . وقتی وارد خونه شدم مادرم از صورتم فهمید که یه چیزی شده من هم شروع کردم و به گریه کردن و همه چیو گفتم با مادر و پدرم و برادرم رفتیم خونشون و خلاصه برادرم تهدیدش کرد که اگه یه بار دیگه دست روی خواهرم بلند کنی فلان می کنم و بهمان می کنم خلاصه همه با هم دعوا کردنو برگشیم خونه نیم ساعت بعد پدرشوهرم اومد خونمون و به پدرم گفت دختر شما هم مقصر بوده و اون اول حرف طلاقو زده و باهاش رفته و حالا باید به تفاهم برسن و از این حرفا خلاصه دیشب مدام تماس می گرفت اولش نمی خواستم جواب بدم ولی اخر جواب دادم اون هم گفت فردا حق نداری بری سر کار و اگه رفتی میام ابروریزی راه می ندازم من هم هیچی نگفتمو قطع کردم...........
باورت نميشه اتفاقي که برات افتاد عين اتفاقي بود که براي من تو نامزدي افتاد.همسرم براي اولين بار زد تو گوشمو بهم فحش داد اون هم تو سرماي زمستون و منو از ماشين پرتم کرد پايين مثل يه حيون
.تازه طلبکار هم بود که من عصبانيش کردم.البته من موضوع رو به خانوادم نگفتم و تنها يه هفته با هم قهر بوديم البته اون قهر کرد و من اون موقع که تو ماشين بودم کلي التماسش کردم که دعوا راه نندازه.اون هم بعدش چيزي به خانوادش نگفت ولي من به خواهر بزرگش گفتم همه ماجرا رو ولي اون نتونست کاري بکنه اصلا گفتن به بقيه فايده اي نداشت تنها ممکن بود بيشتر لجش بگيره چون از اين آدمهاييه که دوست نداره کسي در جريان زندگيش باشه و کار رو خرابتر ميکنه.فکر ميکنم همسر شما هم از اين دست آدمهاست.ولي يه چيزي که هست ببين عزيزم از من که تجربه اي داشتم قبول کن حالا که کار به اينجا رسيده التماسش نکن خواهش ميکنم.کار رو چندين برابر بدتر از ايني که هست خواهد کرد مطمئن باش اگه بدونه ترسيدي و با يه بهانه کنار کشيدي همون ميشه بهانه دستش که با همون ابزار تهديدت کنه حالا که بزرگترها هم فهميدن براي جروبحث هاي بعدي از اينکه بزرگترها هم بدونن ترسي نخواهد داشت.پس در مورد حرفي که زدي ترس نداشته باش بالاخره تو ازش دلخور بودي و با اينکاري که کرده دلخورتر شدي.درسته که تو هم مقصر بودي و نبايد پاي طلاق رو وسط ميکشيدي ولي به نظر من بايد تو بعضي مواقع پدر و مادر در جريان قرار بگيرن.قرار نيست شما در هر شرايطي که شد با همسرت کنار بياي اون هم بايد حساب کار دستش بياد و اينقدر ظلم نکنه.پس محکم باش و سعي نکن منفعل باشي.تو بايد نشون بدي که تو هم حقي داري و اسيرش نيستي.نميدونم شايد بعضي از دوستان با نظر من مخالف باشن و بگن اونوقت کار به طلاق ميکشه ولي عزيزم يه چيز رو بايد بهت بگم.بايد بشيني و با خودت سنگهات رو وابکني همسرت بعدها ممکن نيست تغيير کنه و اگه تغيير کنه موقتي خواهد بود همونطور که تو نميتوني يه روزه تغيير کني.پس وقتي الان همسرت وقتي نظرت موافق نظرش نيست روت دست بلند کرده بعدها هم اين اتفاق خواهد افتاد اينو مطمئن باش.وقتي اولين بار اينو کرده مطمئن باش براي دفعه هاي بعدي اين براش راحتتر خوهد بود.همونطور که براي همسر من اولين بار که تو دوران نامزدي اينو کرد براش خيلي سخت بود و به قول خودش باور نکردني ولي الان براش شده مثل آب خوردن تا يه چيزي ميشه که بهش برميخوره يا فحش ميده و بد از اون کتک و البته بدون عذر خواهي.


علاقه مندی ها (Bookmarks)