به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 9 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 112
  1. #81
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 خرداد 91 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1390-8-15
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    1,469
    سطح
    21
    Points: 1,469, Level: 21
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 28 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    ممنون از همه شما سعی خودمو می کنم انشاء ا... خیلی زود میام و نتیجه رو بهتون می گم

  2. 2 کاربر از پست مفید خزان 1366 تشکرکرده اند .

    خزان 1366 (سه شنبه 01 آذر 90)

  3. #82
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 خرداد 91 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1390-8-15
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    1,469
    سطح
    21
    Points: 1,469, Level: 21
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 28 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    سلام دوستان خوبم
    هفته اینده باید دو روز برم ماموریت .از اول هم می دونستم علی قبول نمی کنه با این حال بهش گفتم او هم طبق معمول شر وع کرد به داد و هوار که من نمی خوام بری .اگه نرم خیلی بد میشه نمی دونستم چه جوابی بدم چند روز هست که صبح ها میاد دنبالم ولی خیلی غر می زنه که زود باش عجله کن اگه معطل کنی دیگه نمی یام زود برو پایین ...........
    دیشب مادر شوهر محترمه اومدن خونمون من هم مثل همه مهمون های دیگه ازشون پذیرایی کردم امروز صبح که علی امده بود دنبالم تو ماشین بهم گفت مادر گفته کم تعارفی کردی چرا میوه براش پوس نکندی چرا اصرار نکردی که بمونن و از این حرفا بعدش هم گفت همین امروز میری میگی نمی ری ماموریت تو دلم گفتم فدای سرم که مادرتون بهشون برخورده مامویت هم به هر قیمیتی هست می رم البته از قبل مخالفتش رو اعلام کرده بود حالا میگید من چه کار کنم ؟؟؟؟؟؟؟

  4. #83
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 آذر 92 [ 10:02]
    تاریخ عضویت
    1390-4-28
    نوشته ها
    269
    امتیاز
    3,049
    سطح
    33
    Points: 3,049, Level: 33
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    955

    تشکرشده 950 در 237 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    خزان عزیز
    یه کم سیاست زنانه داشته باش.شما توی مسائل مالی منفعلانه عمل کردی و درارتباط با شوهرت پرخاشگرانه.سعی کن تعادل رو برقرار کنی گلم.روی روحیات خودت بیشتر کار کن.اگه جرات مندانه رفتار کنی همه چی حله.توی مسائلی مالی به هیچ وجه کوتاه نیا و خیلی محترمانه روی حرف خودت بایست .اما در ارتباط با شوهرت طوری باهاش رفتار کن که بهش قدرت بدی.به خانواده اش خیلی احترام بذار خصوصا به مادرش.

  5. کاربر روبرو از پست مفید tasnime_elahi تشکرکرده است .

    tasnime_elahi (چهارشنبه 02 آذر 90)

  6. #84
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 01 بهمن 90 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1390-6-31
    نوشته ها
    261
    امتیاز
    1,614
    سطح
    23
    Points: 1,614, Level: 23
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    694

    تشکرشده 707 در 218 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط خزان 1366
    سلام دوستان خوبم
    هفته اینده باید دو روز برم ماموریت .از اول هم می دونستم علی قبول نمی کنه با این حال بهش گفتم او هم طبق معمول شر وع کرد به داد و هوار که من نمی خوام بری .اگه نرم خیلی بد میشه نمی دونستم چه جوابی بدم چند روز هست که صبح ها میاد دنبالم ولی خیلی غر می زنه که زود باش عجله کن اگه معطل کنی دیگه نمی یام زود برو پایین ...........
    دیشب مادر شوهر محترمه اومدن خونمون من هم مثل همه مهمون های دیگه ازشون پذیرایی کردم امروز صبح که علی امده بود دنبالم تو ماشین بهم گفت مادر گفته کم تعارفی کردی چرا میوه براش پوس نکندی چرا اصرار نکردی که بمونن و از این حرفا بعدش هم گفت همین امروز میری میگی نمی ری ماموریت تو دلم گفتم فدای سرم که مادرتون بهشون برخورده مامویت هم به هر قیمیتی هست می رم البته از قبل مخالفتش رو اعلام کرده بود حالا میگید من چه کار کنم ؟؟؟؟؟؟؟
    عزيزم
    راعايت ظواهر احترامو بكن.حتي اگر از مادرش دل چركيني.اما متملقانه نه.. بهر حال ايشون يه خانم بزرگتره.اگر ماموريت برات مهمه برو. منطقي توضيح بده و برو در آخرش رو كارت و مداركت و پس گرفتنشون تاكيد كن. دلايلتو با احترام و بدون بلند كردن صدات براش بگو .بگو كه ثبات كارت و ياد گرفتن تجارب در گرو اين ماموريتهاست.
    و در ضمن شما هنوز خونه پدرت هستي ايشون دارن اينجوري برخورد ميكنن. پس رفتي خونه خودت چه خواهد شد؟!
    با دوستان موافقم تا مشكلاتتون حل نشده به ازدواج فكر نكن.
    در ضمن موقع رفتن صبح ها نه عجله كن و نه معطل كن. اگر خواست با همين شرايط مياد دنبالت اگر نه نمياد. اين كه يادبگيره به اندازه منطقي صبر كنه مهم تر از اينه كه شما رو برسونه.
    قضيه مدارك رو هم تاكيد ميكنم.
    تا امروز پيگيري كردي يانه خانومم؟

  7. کاربر روبرو از پست مفید ملاحت1 تشکرکرده است .

    ملاحت1 (چهارشنبه 02 آذر 90)

  8. #85
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 بهمن 90 [ 23:28]
    تاریخ عضویت
    1390-7-24
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    987
    سطح
    16
    Points: 987, Level: 16
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Clothing456345

    ssghsg sjjsjtr 146776378

  9. #86
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 اسفند 90 [ 12:21]
    تاریخ عضویت
    1390-8-29
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    1,896
    سطح
    25
    Points: 1,896, Level: 25
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    287

    تشکرشده 292 در 154 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    عزیزم
    یکم قوی باش مرگ یه بار شیون هم یه بار عزیزم مدارکتو بگیر رمز کارتت رو هم عوض کن گفته بودم که سعی کن از حق خودت دفاع کنی
    اما سیاسیت باید بخرج بدی نا با زور کویی که این سیاست رو یک مشاور خوب بهت یاد میده
    دریغ نکن اگه توی دوران عقد نتونی مشکلاتت رو حل کنی در اینده دیگه راهی نداری
    الان هر گلی بزنی به سر خودت زدی ، قوی باش نترس انقدر هم دلهره نداشته باش
    تا اخرش هم برو
    مشاور یادت نره
    [size=medium]راز موفقيت چيست؟ \"تصميم گيري درست\".
    تصميم گيري درست از چه ناشي ميشود؟ \"از تجربه\"
    تجربه از چه بدست مي آيد؟ \"از تصميم گيري هاي غلط !!
    [/size]
    ---------------------
    بگذار ابر سرنوشت هرچه میخواهد ببارد ما چترمان خداست

  10. #87
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 خرداد 91 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1390-8-15
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    1,469
    سطح
    21
    Points: 1,469, Level: 21
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 28 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    نه هنوز موقعیت مناسب پیش نیومده تا بگم امشب سعی خودمو می کنم و مسئله رو مطرح می کنم هم ماموریت رفتنمو و هم قضیه مدارک و حقوقمو .نمی دونم چی میشه ولی سعی خودمو می کنم ممنونم که بهم قوت قلب می دین .........

    تمام مشاوره هایی که رفتم شنونده خوبی بودن ولی راه حلی نداشتن ضمن اینکه نمی خوام به تنش و مشاجره ختم بشه من دیوانه وار همسرمو دوست دارم پس جدایی راه حل مشکل من نیست نمی خوام حرفی بزنم که هیچ وقت نمی تونم بهش عمل کنم شاید یه خورده زمان لازم باشه ولی باز هم سعی خودمو می کنم امیدوارم درست بشه

  11. کاربر روبرو از پست مفید خزان 1366 تشکرکرده است .

    خزان 1366 (پنجشنبه 03 آذر 90)

  12. #88
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 15:49]
    تاریخ عضویت
    1390-2-11
    نوشته ها
    1,002
    امتیاز
    17,617
    سطح
    84
    Points: 17,617, Level: 84
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 233
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    3,189

    تشکرشده 3,297 در 818 پست

    Rep Power
    116
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    سلام عزیز قبول داری مادر شوهر یه درجه بالاتر از مهمونای دیگست؟پس احترام بیشتری هم احتیاجه.خوب اونم تو جمع به احترام تو احتیاج داره.باور کن این حساسیتهای مادر شوهرت واسه اولاشه یکسال بعد ازدواج حساسیتاش کم می شه.
    موقعیتو تو باید درست کنی و مدارکو اززش بگیری.دست دست نکن گلم

  13. #89
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 01 بهمن 90 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1390-6-31
    نوشته ها
    261
    امتیاز
    1,614
    سطح
    23
    Points: 1,614, Level: 23
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    694

    تشکرشده 707 در 218 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط خزان 1366
    نه هنوز موقعیت مناسب پیش نیومده تا بگم امشب سعی خودمو می کنم و مسئله رو مطرح می کنم هم ماموریت رفتنمو و هم قضیه مدارک و حقوقمو .نمی دونم چی میشه ولی سعی خودمو می کنم ممنونم که بهم قوت قلب می دین .........

    تمام مشاوره هایی که رفتم شنونده خوبی بودن ولی راه حلی نداشتن ضمن اینکه نمی خوام به تنش و مشاجره ختم بشه من دیوانه وار همسرمو دوست دارم پس جدایی راه حل مشکل من نیست نمی خوام حرفی بزنم که هیچ وقت نمی تونم بهش عمل کنم شاید یه خورده زمان لازم باشه ولی باز هم سعی خودمو می کنم امیدوارم درست بشه
    خزان نازنينم( كه بهار بشي ايشالله) اولا از اين كه عزم كردي ممنونم. بي شك خودت بهتر مي دونيكه كي و چطور تصميماتو عملي كني .اين خوبه كه از بروز تنش جلوگيري ميكني خانمم يه مثبت! اما اين بده كه به ايشون عادت بدي در برابر هر خواست خودشون بخصوص خواستهاي غلط صبوري ببينن و بله بشنون. الان دورانيه كه شما همسرتون در عين داشتن تعهد به هم بايد تغييرات لازمه براي بعد از رفتن زير يه سقف ايجاد كنيد . اشكالي نداره كه عاشق شوهرتون هستيد چه خوب.. چه زيبا!اما اگه عشق باعث چشم بستن به طور كامل بر عيب هاي ايشون بشه يه كم اوضاع نگران كننده است!
    اميد دارم بتوني ايشون در عين دوست داشتن براي انجام تغغيرات مناسب همگاه كني عزيزم..وقتي ما كسي رو دوست داريم كمكش كنيم بهتر بشه! باشه؟

  14. #90
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط خزان 1366
    نه هنوز موقعیت مناسب پیش نیومده تا بگم امشب سعی خودمو می کنم و مسئله رو مطرح می کنم هم ماموریت رفتنمو و هم قضیه مدارک و حقوقمو .نمی دونم چی میشه ولی سعی خودمو می کنم ممنونم که بهم قوت قلب می دین .........

    تمام مشاوره هایی که رفتم شنونده خوبی بودن ولی راه حلی نداشتن ضمن اینکه نمی خوام به تنش و مشاجره ختم بشه من دیوانه وار همسرمو دوست دارم پس جدایی راه حل مشکل من نیست نمی خوام حرفی بزنم که هیچ وقت نمی تونم بهش عمل کنم شاید یه خورده زمان لازم باشه ولی باز هم سعی خودمو می کنم امیدوارم درست بشه
    بهتره قضیه مدارک و ماموریت رو با هم مطرح نکنی.تو که میدونی رو ماموریت حساسه حرف مدارک رو هم بزنی قاطی میکنه.ولی کلا اگه ماموریتت مهم نیست نرو.بیشتر مردا خوششون نمیاد زنشون تنهایی جایی بره.ولی به هر حال اگه خواستی بری راضیش کن بعد برو این با قضیه مدارک فرق داره.

    هنوز فکر میکنی مادرش هم تو مشکلاتتون دخیله که ازش کینه به دل داری؟همه مسائل رو با هم قاطی نکن و بدون اگه با مادرش بد رفتاری کنی برات بدتر میشه (البته من نمیدونم میوه پوست گرفتن واسه مادر شوهر لازمه یا نه)

  15. کاربر روبرو از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده است .

    بهار.زندگی (پنجشنبه 03 آذر 90)


 
صفحه 9 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهرم ایمان ضعیفی دارد، آیا با این وجود اقدام به بچه دارشدن کنم؟
    توسط پرستوی مهاجر در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 مرداد 91, 11:05
  2. اطلاعیه مهم: لطفا مطلب ارسال نکنید
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مسائل واخبار اعضاء و تالار
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 تیر 91, 21:29
  3. در کنـار خانـه تـکانی شـب عیـد
    توسط eghlima در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 اسفند 90, 13:10
  4. :*: نمونه های عینی از آفتهای احتمالی در کار مشاوره >>>
    توسط فرشته مهربان در انجمن راههای شکست در زندگی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 11 بهمن 90, 03:55

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.