[align=justify]
قبل از هرچیز بنده از همه دوستان پوزش میخوام چون امکان داره حرفهای بنده باعث مکدر شدن خاطر عزیزان بشه. اگر لازم باشه کلام مکتوبی را که بیان خود بنده نیست ذکر کنم حتما منبع را هم ذکر خواهم کرد تا باعث ایجاد شبهه نباشه. بنده هیچ نظر شخصی را درش دخیل نمیکنم و تصمیم قطعا به عهده شخص خواننده خواهد بود. از انتقادات دوستان هم البته در تاپیک های جداگانه شان استقبال میکنم. و ذکر کنم که حرفهای من مبتنی بر شرایط فعلی ایشون زده میشه نه برای بسط دادن به انواع ازدواج مجدد با شرایط های دیگر.
دوست عزیز، امید ایرانی، شما به سوال اصلی من هیچ جوابی ندادین، علتش چیه؟ آیا فراموش کردین؟ منظورم علت اصلی دوستتون از این تصمیمی که گرفته و هدفش را بیان نکردین. در مورد شرایط مخاطب ایشون (خانوم همکارشون) هم ما چیزی نمیدونیم. و اینکه آیا قراره در آینده با توافقاتی با این خانوم وارد زندگی بشن یا نه. اینطوری مجبوریم بر اساس حدسیات نظرمونو بگیم.
اگر همکار ایشون تابحال ازدواج نکردن، اول باید ببینید اصلا تمایلی به این ازدواج دارن یا نه!؟ باوجود اینکه ایشون تا امروز قضیه متاهل بودنشونو از ایشون مخفی نگه داشتن و اینکه با شنیدن حقیقت نظرایشون در مورد دوسستون تغییر پیدا کنه هست. با درنظر گرفتن اینکه ایشون شاغل هستن و از تاهل ایشون اطلاع ندارن، احتمال اینکه باهدف مرتفع کردن مشکلات مالی یا برای تطمیع جنسی تصمیم به ازدواج با ایشون گرفته باشن تقریبا نزدیک به صفر هست.
درضمن باید اینو در نظر داشت که همکار ایشون اگه بخوان با ایشون ازدواج کنن مسئول مشکلات زندگی ایشون نیستن. چراکه ایشون درصورتیکه مجرد باشن ازدواج اولشونه و حق دارن انتظارات کاملی بعنوان همسر اول از ایشون داشته باشن و این آقا هستن که خواستن ازدواج مجدد کنن و زندگی دومی تشکیل میدن قاعدتا همه مسائلشم پذیرفتن پس خودشون مسئول زندگی اولشون هستن و باید کمی ها و کاستی هاشو خودشون جبران کنن و هیچ گونه انتظاری از همسر دوم یا اول بابت همکاری و کوتاه اومدن از حقوقشون را نداشته باشن. و همینطور مشکلاتی که در کوتاه مدت یا دراز مدت بواسطه این زندگی سه نفره پیش خواهد اومد در درجه اول متوجه این آقا خواهد بود.
نگفتید نحوه برقراری ارتباط و نوع رابطه دوستتون در مدت آشنایی با این خانوم به چه صورت بوده اما از شواهد و قرائن و علاقه ای که بینشون ایجاد شده اینطور حدس میزنم که این آشنایی در رابطه ای مثل نوعی دوستی و نزدیکی فراتر از دو همکار شکل گرفته. اگراینطور باشه درحال حاضر رابطه ای که ایشون با این خانوم برقرار کردن تا اینجای کار رابطه ای غلط با شروعی غیر اخلاقی بوده و تا همینجا ظاهرش رابطه یه فرد متاهل بوده با یه فرد مجرد(کاری به سیرت و مضمونش نداریم و نمیخوام اسم روش بزارم) و مسلما بار عاطفی زیادی بدون آینده ای مشخص هم برای ایشون و هم اون خانوم بهمراه داشته. (لطفا اگه اشتباه میکنم بگید.)
مسئله دیگه نوع علاقه بوجود اومده بین این آقا و همکارشونه. همه ما کمابیش در زندگی خودمون گاه و بیگاه بی عدالتی میورزیم چرا که جهل ما و خود مرکز بینی ما برای تمام بی عدالتی هایی که ممکنه در حریم زندگی و شغل و کار خودمون بورزیم کافیه. اینکه ایشون با چه نگاهی به وادی علاقه پا گذاشته وضعیت الان و آینده این ارتباط و درستی یا نادرستیشو برای ایشون مشخص میکنه.
1-با در نظر گرفتن شرایط خودش که مرد متاهلیه و ایشون دختری مجرد، که احتمالا این یکی نیست چون اگر بود به رابطه و علاقه تعریف نشده و سردرگمی فعلی ایشون منتهی نمیشد.
2-با این دید که صرفا زنی مورد علاقه پیدا کرده بدون در نظر گرفتن هیچکس و هیچ چیز دیگه و شروع علاقه ای با انگیزه های غریزی بدون رعایت حدود اخلاقی و اینکه این خانوم به چه درد من میخوره؟ مثل علاقه شیر به آهو، چون بالاخره شیر هم آهو را دوست داره که جنس این نوع علاقه کاملا مشخصه. هرعاملى که باعث تحریک انگیزه هاى شهوانى در انسان بشه و موجب اختلال در نظم اجتماعی و بنیان خانواده بشه و به آرامش روحى، روانى و عفت عمومى، صدمه وارد کنه، مورد تأیید قشر، عرف و هیچ دینی نیست.
3-حالت سوم که میتونه درست ترین حالت باشه، با این دید که من به چه درد این خانوم میخورم؟ علاقه ای که اخلاق و عقل درش تصمیم گیرنده باشه.
نص صریح قرآن را یادآور میشم: : الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (مائده/5) امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شده و طعام كسانى كه اهل كتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و برشما حلال است ازدواج با زنان پاكدامن از مسلمان و زنان پاكدامن از كسانىكه پيش از شما كتاب آسمانى به آنان داده شده به شرط آنكه مهرهايشان را به ايشان بدهيد در حالىكه خود پاكدامن باشيد نه زناكار و نه آنكه زنان را در پنهانى دوست خود بگيريد و هركس در ايمان خود شك كند قطعا عملش تباه شده و درآخرت از زيانكاران است.
بهترين و طبيعي ترين شكل ارتباط زن و مرد ويژگي هایي داره مثل:
1-پیوند زناشویی مبتنی بر قانون
2-تک همسری
3-ازدواج دائم
باید توجه داشت که ترغيب و تشويق به تشكيل خانواده، ازدواج دائم و تك همسريه اما به خاطر اضطرار و خروج از بن بست ((نه در عرض و همسان با ازدواج دائم و تک همسری)) راههای قانوني مثل ازدواج مجدد یا موقت، باز شده. نمیدونم آیـــــا برای دوستتون ضرورتی برای اینکار وجود داره؟
اگر دقت کرده باشین وقتی صحبت از ازدواج مجدد چه بصورت موقت و چه دائم میشه، همیشه این نوع ازدواج در مقایسه و موازی با شرایطی بخصوص یا یه سری کمبودها تعریف شده. شرایطی حاکی از اینکه یا امکان ازدواج برای فرد میسر نباشه و بحث اضطرار مطرح باشه (که این شامل کسانیه که تابحال ازدواج نکردن) و یا اینکه همسر اول مشکلاتی داشته باشه که نتونه بعنوان همسر برای داشتن یه زندگی زناشویی مطلوب وظایف و مسئولیتهاشو انجام بده. چون توی ازدواج دائم زن و مرد توقع دارن یه آرامش پایدار داشته باشن. طبیعیه که هر عقل سلیمی آرامش پایدارو به آرامش ناپایدار ترجیح میده و واضحه که هم زن و هم مرد مسئولیت دارن این آرامش را حفظ کنن و هر عاملی که باعث از بین رفتن این آرامش بشه را از زندگیشون حذف کنن. این یعنی حفظ بنیان خانواده که از وظایف اصلی زندگی زناشویی هست. فکر نمیکنم هیچ آدم آگاهی با دست خودش زندگیشو به مخاطره بندازه.
همسر ایشون به گفته خودشون مشکلی ندارن و زندگی خوبی دارن ولی ایشون بدلیلی که مشخص نیست تصمیمی گرفته که اولین پیامد منفی این تصمیم تزلزل بنیان خانوادش و از بین رفتن اعتمادهای عاطفی همسرشونه. بله ایشون حقوق مشروطی دارن اما یه سری وظابف و حدودی هم دارن.
امکانات رفاهی و روابط زناشویی را شاید بشه مورد شمارش قرار داد و دید ریاضی بهش داشت، اما عواطف و عشق ورزی را نمیشه با ترازوی عددی شمرد! چون غیر قابل شمارشه.
و ادعای اینکه ما عدالت برقرار میکنیم درحرف شاید ساده باشه اما در عمل بسیار دشوار. و اتفاقا اشتباه اصلی اینجاست که مردیکه (بدون هیچ دلیل مشخصی) تصمیم به ازدواج مجدد میگیره (در خوشبینانه ترین حالتش) تصور میکنه که قراره همه چیز به تساوی تقسیم بشه! (من به شما میگم تقسیـــمی درکار نیست، بلکه باید ضـــرب بشه!) چراکه نه تنها با تقسیم چیزی زیاد نمیشه بلکه تقسیم کم میکنه امــــا قرار نیست چیزی کم بشه، و گرنه............ (ما فعلا فقط سه فاکتور پول، روابط زناشویی و عواطف را درنظر میگیریم باوجود اینکه حیطه زندگی مشترک گستردگی و ظرافتهای کمی و کیفی بیشتری داره)
پول و مخارج زندگی قطعا نصف میشه(نیمی در این خانه و نیم دیگر در خانه دیگر)، حضور شما بعنوان همسر در زندگی نصف میشه(نیمی در ... و نیمی در ...)، به تبع آن روابطتان، نقشهایتان و عشقتان هم باید زمانبندی شود(زمانی در این خانه و زمانی دیگر در خانه دیگر)، اینو قبول دارید؟ آیا میتونید وجود تمام اینهارو دو برابر کنید تا به هرکدوم از همسران شما اونچه که سهم واقعیشون هست هدیه کرده باشید؟
تقسیم، اونچه که زن اول تا به امروز ازش برخوردار بوده را نصف میکنه پس حتی اگه کاملا مساوی تقسیم کنید باز هم حق مطلب را ادا نکردین، و همینطور همسر دوم را با این تقسیم از همان ابتدا از یه زندگی کامل محروم کردید، حتی اگه این دو نفر متوجه این قضیه نباشن، ایشون موظفن تمام اینارو در نظر بگیرن.
نص صریح قرآن را یادآور میشم: وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا (نسا/129) و شما هرگز نمىتوانيد ميان زنان عدالت كنيد هر چند بر عدالت حريص باشيد پس به يك طرف يكسره تمايل نورزيد تا آن زن ديگر را سرگشته و بلا تكليف رها كنيد و اگر سازش نماييد و پرهيزگارى كنيد يقينا خدا آمرزنده مهربان است.
من سعی کردم وجوه درست و غلط گرفتن این تصمیم را تا اونجایی که بتونم شرح بدم، شاید لازم باشه ایشون برگرده و دومرتبه تصمیم بگیره، تصمیمش با خودشونه.
اگر عقلشون گفت تصمیم درستی گرفتن، اینکه ازدواج مجدد باید با اجازه از همسر فعلی انجام بشه و اگر ایشون اجازه نده درست هست یا نه بعضی گفتن درست نیست مثل آیت الله صانعی و صراط النجاه للتبریزی و عده دیگری هم گفتن درسته. بهرحال اینو شما باید پیدا کنید با سنجیدن شرایطتون، با علم به درستی یا نادرستی تصمیمتون و فواید و مضراتش.
اینکه ازدواج دوم هیچ مشکل شرعی و اخلاقی نداره، به شرطه ها و شروطه ها بوده و هست که شروطش را مکررا ذکر کردیم. اما چیزیکه پر واضحه اینه که صد در صد برای ایشون و دو خانم و فرزندانی که درآینده وارد این دو خانواده میشن، بــــار اخــــلاقی منفــــی و احساسات منفی تاثیرگذاری خواهد داشت. چه از درون خانواده و چه از بیرون ازسمت آشنایان و جامعه. و اونچه که بیشتر از همه غیرقابل انکار هستش فقدانهای عاطفی این زندگی هاست.
سخن آخرم باز هم جلب توجه ایشون به سمت تصمیمی عادلانه بر مبنای اخلاق است. علی رغم هرآنچه گفتیم و گفتند عدالت ابتدا باید تعریف کلامی و فلسفی بشه و بلافاصله باید تعریف حقوقی بشه. وگرنه عدالت در آسمان معلق میمونه و به زمین نمیاد درصورتیکه اون عدالتی که انبیا بهش فراخوندن، برای اینه که عدالت فقط در آسمان نباشه و در زمین تحقق پیدا کنه!
عدالت مهمترین ایده ای بوده که بدست انبیا وارد زندگی عقلی و دینی بشر شده و این ایده درست به محض اینکه متولد میشه هم زمان به همراه خودش دست کم دو قاتل هم داره یکی تقسیر بد و یکی اجرای بد!
اگر عدالت را در روابطمون درست تعریف نکنیم و در برابر اون تسلیم نباشیم، و فقط در کلام عدالت را تقدیس کنیم اما در عمل اجرا نکنیم، عدالتخواهی یه جور خالی بستنه! و اصولا اگر ارزشهامونو(چه له و چه علیه ما باشن!) بدقت مطرح نکنیم این خطر وجود داره که این ارزش ها تبدیل به ضد خودشون بشن و یا دست کم بی اثر بشن.
آسان گیری و سهل انگاری در درک اونچه که ما موظف هستن انجام بدن و همچنین اونچه که دردین گفته شده را به ایشون پیشنهاد نمیکنم.[/align]







علاقه مندی ها (Bookmarks)