ما کمی رابطه داشتیم تا اینکه بیشتر شد و اون همش اوایل عذاب وجدان داشت (پدرش فوت کرده) می کفت بابام ناراحت می شه. تا اینکه با هم صیقه موقت خوندیم و شدیم زن و شوهر
منظورتون اینه که ارتباط جنسی هم داشتین؟
مگه میشه آدم یهو اینهمه عوض بشه؟؟
واقعا بنظرت یهو عوض شده!!؟؟؟؟ یعنی قبول نداری که خودت با حرفایی که بهش زدی، با زخم زبونات، با رفتارت رفته رفته باعث شدی اینطوری بشه؟ هربار که بهش گفتی اگه اینطور نشه من میرم با یکی از هم کلاسیهام یا اگه اونطور نشه تموم! هربار که اینو شنیده یه بار تو خودش شکسته، اون موقع هیچی بهت نگفته، انقدر ادامه دادی تا.......
جون هرچی مرد ِ راست و حسینی قضاوت کن! اگه اون باهات همچین کاری میکرد چکار میکردی؟ بیشتر از 6 ماه دووم میاوردی؟ ولی اون 6 سال تحمل کرد! (اگه من جای اون بودم بهت میگفتم ............. ;) حیف! حیف!! که قوانین تالار اجازه نمیده بگم چی میگفتم! چی باعث شده شما پسرا انقدر احساس تحفه بودن کنید؟!

)
دل که بشکنه دیگه نمی شه کاری کرد؟ ذیگه درست نمی شه؟
چوب خطت بدجوری پر شده پیش این دختر!!!!! اگرم درست بشه حداقل راه درست شدنش حرف زدن و وعده وعید فرداهای روشن دادن و یه معذرت خواهی ساده نیست!!!
بچه ها من شرایط ازدواج ندارم. چیکار کنم؟؟ چیکار کنم؟؟
خب شرایط ازدواج پیدا کن! شما که میگی خونه دارم ، ماشین دارم، فقط کار ندارم! خب برو پیدا کن! هسته اتم که نمیخوای بشکافی! یا نمیخوای که بری کوه بکنی! آدم اگه یکو بخواد واسه رسیدن بهش سختی های راهم به جون میخره! بعدشم قرار نیست که همین الان عروسی کنید! حداقل الان شرایط خواستگاریو که داری! نامزد میکنید تا یکی دو سال دیگه! بالاخره که میخوای یه روز تشکیل زندگی بدی حالا چه با این دختر چه با کس دیگه بالاخره یه روز باید بری سر کار تا آخر عمرت میخوای بیکار بمونی؟ فقط نگو نمیتونم و درس دارم و نمیشه و ... (اینا بهونه س)
من خودم هم کار میکنم هم درس میخونم، خیلی از دوستام هستن که ازدواج کردن هم خودشون درس میخونن و هم شوهراشون. تازه اون شوهر داره هم خرج زندگیشونو میده هم خرج تحصیل خودشو زنشو.
علاقه مندی ها (Bookmarks)