عزيز دلم ميشه بگي ايشون الان چند سالشه و تو چه مقطعي داره درس ميخونه؟ فوقشو گرفته و براي دكترا ميخواد بورس بشه؟
عزيزم خيلي از دوستان من و دوستانِ دوستانم ( آقايون منظورمه) وقتي بورس گرفتن و رفتن 6 ماه نشده ازدواج كردن و همسرشون رو با خودشون بردن كانادا و آمريكا!!! يعني من كه اكثرا اينطوري ديدم كه آقايون وقتي ميرن اونطرف تنها نميمونن!(معمولا) خوب به نظر من اگه بتونه ايشون بورس بگيره بردن شما خيلي مانعي براش نداره !!! يعني اگه اونقدر خوب باشه كه بتونه با بورسش علاوه بر تحصيل هزينه هاي زندگيشم بده ميتونه شمارو با خودشون ببره ( يعني منظورم اينه كه غير ممكن نيست)
در ضمن شما ميگين كه قرار بوده دوماه ديگه به خانواده تون بگين. منظورتون براي خواستگاري هستش؟؟؟ و خانواده ايشونم كه خبر دارن. خوب مشكل اين وسط چيه ؟ حالا ايشون زده زيرش؟؟؟؟
نازنينم به نظر من شما ديگه برنگرد سوالي هم نپرس !!! ايشون ميگه خسته است و ذهنش درگيره ، به نظرم اگه دوباره پيشش برگردي هم روي خوش نميبيني چون ايشون الان نياز به فكر كردن و تصميم گيري داره !!! خوبه برگردي پيشش ولي تحويلت نگيره يا يه مدت بعد اون ازت بخواد كه جدا بشي ازش؟؟؟
خيلي از پسرا حتي اونايي كه خيلي وابستن يهو ميبيني ميگن يه مدت از هم جدا شيم و ميخوام فكر كنم و خلاصه خواستم بگم اصلا به اين فكر نكن كه دوباره پيشش برگردي كه دوباره ببينيش
اينيم كه گفت بيا واسه آخرين بار ببينمت ولي شما نرفتي كار درستي كردي.... چون هر ديدار موجب ميشه كه جدايي سخت تر بشه
عزيزم چاره كارت فقط تحملهمهم نيست كه داستان عشق و عاشقي ما چطور بوده و شبيه شما بوده يا نه!!! ولي پروسه جدايي تقريبا يكسانه و ما بهت ميگيم كه اگه تحمل كني خوب ميشي!!! اينكه هي پيشش برگردي و هي جدا شي پروسه جدايي رو طولاني تر ميكنه
گلم ملاحت جان راست ميگن ،حالا اگه ايشون خيلي خوب و باشخصيت باشن ولي مسئله اينه كه هنوز حاضر نيستن مسئوليت شمارو قبول كنن !!! وقتي اين شرط نباشه بقيه اش به درد شما نميخوره كه !!!
نگران اينم نباش كه با اين كارت از دستت ميديش!!! به اينم فكر نكن كه اگه پيشش باشم شايد بعد يه مدت نظرش عوض بشه و بياد خواستگاري يا چيزاي ديگه !!! همه ما به نحوه اي ديگه اين مسائل رو تجربه كرديم ، بودن يا نبودن شما پيشش چيزي رو عوض نميكنه....
ميدونم سخته ولي تحمل كن عزيز دلم !!! تحمل كن اينجوري خودت بيشتر پخته ميشي و خود ساخته ميشي
تنها زماني جوابش رو بده كه بخواد بياد خواستگاريت ديگه بسه الاف كردن خودت
عزيزم خسته نشدي از بس به اين رابطه به اين شكل ادامه دادي؟ خوب اول اينكه اين رابطه ات پنهوني بوده و ميدونم حتما شايدم يه كم عذاب وجدان داشتي كه به مادر پدرت نميتونستي بگي كه زماني كه با اون آقا هستي كجايي !!! و دوم اينكه مثلا ميخواي چند سال به پاش بموني ميخواي بيشتر وابسته اش بشي؟
اومديم و دوسال باهاش موندي و اونم بورس شد رفت !! اونوقت تو ميخواي چيكار كني
عزيزكم زمان بده !!! ايشون كه در نرفته !!! به خاطر اين كار منطقي هم كه كردي از شما زده نميشه!!!
عاقل و بالغ هستش بذار فكراشو بكنه و تصميم بگيره! اگه خواستت مياد خواستگاريت... نخواستتم كه ميره و چه بهتر كه الان بره تا اينكه چند سال باهاش در ارتباط باشي و بعدش بره
عزيزم واسه بهتر شدنت به نظرم يه كاغذ بردار و درد دلاتو توش بنويس تا خالي شي
يا بيا اينجا بنويس تا خالي شي
يا تاپيكهاي مشابه رو بخون عزيزم
خلاصه به قول معروف اين نيز بگذرد
عزيزم تقريبا پست هامون همزمان شد
منم اونقدر اون اوايل حالم بد بود و گريه كردم كه خانواده ام متوجه شدن
عزيزم اين حال و احوال بدت يواش يواش خوب ميشه نگران نباش
هفته اول خيلي سخته و اوايل هفته دوم ولي يواش يواش عادي ميشه
بعد يه مدت حس آزادي رو تجربه ميكني
واقعا بهت ميگم
اينكه ميتوني يه نفر رو دوست داشته باشي ولي اينقدر بهش وابسته نباشي
اينقدر وابسته كه همش منتظر اس ام اس يا زنگش باشي .... اين وابستگيه!!! واقعا نميدوني آزادي چه مزه اي ميده![]()







مهم نيست كه داستان عشق و عاشقي ما چطور بوده و شبيه شما بوده يا نه!!! ولي پروسه جدايي تقريبا يكسانه و ما بهت ميگيم كه اگه تحمل كني خوب ميشي!!! اينكه هي پيشش برگردي و هي جدا شي پروسه جدايي رو طولاني تر ميكنه


علاقه مندی ها (Bookmarks)