ملاحت جونم مرسی عزیزم
بله نمیدونم چرا اینطوری کرد چرا هر مدت یک بار پشیمون میشه این کاراش داغونم میکنه همش میگم کاش دوباره برگرده
دعوام نکنیدا ولی میگم خب دختر قبول میکردی یه مدت باهاش بودی تا فکرش آزادتر شه بعد دوباره به فکر ازدواج می افتاد
اما گفتم شاید نظرش نسبت بم عوض شه از طرفیم بم گفت خستس از این وضع
از نگرانی هاش خستس
بخدا دارم داغون میشم همش میگم من دیگه مثل اون پیدا نمیکنم که انقدر با من جور باشه
بهار جان مرسی از مثال قشنگت اما بخدا من دیگه طاقت ندارم از اینکه ازش دور باشم میمیرم اان که دارم مینویسم رنگم زززرد زرد دوستم میگفت داری روانی میشی
میدونی همه رفتاراش محترمانه و سرشار از عشق بود اما خب به خودم میگفتم اونقدر عاشقت نبود وگرنه این نمی گفت
دوستان تنهام نزارید...دلم میگه برگرد پیشش اما خب اینطوری کوچیک میشم
کد:
دوستان تنهام نزارید...دلم میگه برگرد پیشش اما خب اینطوری کوچیک میشم302
دوستان تصمیمم درست بود؟من نمیخام از دستش بدم
علاقه مندی ها (Bookmarks)