راستی دوستان اینو یادم رفت بگم که این مادر برای پسرش دختر یکی از آشنایانشونو درنظر گرفته بود و بارها ام به پسرش گفت که بیا این دخترو لااقل ببین .فقط یبار ببینش حالا نمیخوای که بگیریش(درست مثه قضیه ما،اما برعکسش) خلاصه هی از مادره اصرار از پسره انکار تا اینکه اون دخترخانم ازدواج کرد.سر این قضیه ام بدجوری کینه بدل گرفته .به نامزدمم گفت که تلافی میکنم
این سری آخرم بردنش چندسری مشاوره،جلو مشاوره گفت راضی شدم ما ام خوشحال و خندون در تدارک مراسم خواستگاری با هزار شوق و ذوق تا اینکه یهو زد زیرش چند روز بعد،واقعا کفریمون کرد دروغ گفته بود قسم دروغ خورده بود با این همه ادعای دین و مذهبش.راحت احساساتمونو بازی داد سر این قضیه ام نامزدم خونه رو ترک کرد
شماها اصلا نمیتونین خودتونو جای ما تصور کنید .تا لب چشمه بردمون تشنه برگردوندمون.الانم همش کارم شده دعا به درگاه خدا که به دل سنگ این زن بندازه و از دست از این لجاجت و بچه بازی برداره
کاری که این خانم کرد از یه بچه 2ساله برمیومد بدوری له کرد احساساتمونو
حالا من هیچی،دیگه چرا با پسرت اینجوری میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستی دوستان این خانم آدم معروفیه تو زمینه تخصصی خودش (معارف و فلسفه) خودشو عقل کل میدونه و فکر میکنه هرچی خودش میگه درسته و تحصیلات بالاش این اجازه رو بهش نمیده که نظر از خودش کوچیکترو گوش کنه.اینم از شانسه منه

نقل قول نوشته اصلی توسط سارا25
سلام این موضوع به این مطلب ربطی نداره.من عضو جدیدم ومیشه بگید منم مطلبمو از کجا باید بفرستم که بره تو قسمت ارسالهای جدید ؟ ترو خدا کمک مرسی از اونی که جواب بده
عزیزم برو رو قسمت موضوع جدید همون بالای صفحه