سلام ممنون که خوندین.منظورم اینه از عنوانم که از کارای شوهرم خسته ام از این که هر راهی رو رفتم تا بپذیره با من مشورت کنه به حرفام اهمیت بده اینقدر از خونوادش الگو نگیره ولی هیچ نتیجه ای نداشت اون دوباره کاراشو تکرار میکنه.و بلاتکلیف برای اینکه نمیدونم آیا موضوع رو با خونوادم در میون بذارم یا نه اخیرا توی دعواها بهم توهین میکنه هرچی میخواد میگه و تا چند ساعتی من گریه نکنم دلش آروم نمیشه خسته شدم از اینهمه شبایی که تا صبح گریه کردم و لی اون هیچ تلاشی برای تغیییر خودش نکرده از این ک درددلمو به هیچکس نگفتم به نظرتون برم بگم؟یا به طلاق فکر بکنم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)