باز
که داری میگی نامزدم؟؟
اگه ناراحت نمیشی باید بگم منم با نظر مادرش موافقم.نه چون با هم دوست
بودین.اگه پدرش پارتی استخدام پسرش نمیشد و اون دستش تو جیب خودش نمیرفت
باز هم به خونوادش و مادرش اینجور نگاه میکردی؟نه ایا فکر میکردی امادگی
ازدواج داره؟نه
همونطور که بقیه دوستان هم گفتن این پسر هنوز اماده ازدواج نیست.و این
رفتارهای بچگانش هم پدر و مادرشو قانعتر کرده که بالغ و پخته نشده واسه
ازدواج و هم ممکنه تو رو این وسط مقصر بدونن و مسبب این رفتارهاش.
دوستیتو قطع کن یا حداقل یه تایم مشخص قطع کامل دوستی مثلا شش ماه.شاید
مادرش نظرش نسبت بهت عوض شه.هر چند ب ع ی د ه
تو اگر بری پیش مادرش و هی بگی من دختر بدی نیستم و خوبم فایده ای نداره
چون ملاقاتت با اون چیز دیگه ای بهش نشون میده هر چند بعیده اصلا راضی به
ملاقات باهات بشه.باید تو خونواده همسرت با عزت زندگی کنی
اگر هم میترسی پسر دروغ گفته باشه همون قطع رابطه همه چی رو بهت نشون میده
راه طولانی و تجربیات زیاد تو زندگی منتظرتن.خودتو برای رسیدن به اونا
اماده کن








علاقه مندی ها (Bookmarks)