عزیزم صبور باش
من کاملا درکت می کنم .منم سال قبل همینکه اومدم ایران برای طلاق دیدم خانوادم حسابی به هم ریختن و برادرم از زنش جدا شده .من که اسم طلاق رو آوردم احساس کردم الانه مامانم سکته کنه یه بلایی سرش بیاد .اینقدر گریه کرد و زاری که یه سال از خیرش گذشتم تا اوضاع کمی آروم تر بشه ..
سبکتکین عزیز اگه خودت بچه داشتی اصلا رفتار خانواده برات عجیب نبود درسته که گاهی اشتباهات زیادی در قبال بچه هاشون می کنن اما در هر حال پدر و مادر هستن و نمی شه بگی چرا نگرانت هستن .خود من الان نمی تونم اجازه بدم فربد بره اردو شب بمونه چون تمام مدت نگرانم که الان چکار می کنه و کجاست .این طبیعیه ..
از طرفی تو هم کاملا حق داری اما می خوام بهت بگم که نگرانی والدین تا زمانی هست که به این احساس برسن که فرزندشون می تونه از عهده مشکلاتش به تنهایی بر بیاد و می تونه همه چی رو توی زندگیش به خوی هندل کنه الان چون تازه جدا شدی هنوز اون اطمینان رو پیدا نکردن ..بهترین راه اینه که صبور باشی و بهشون آرامش بدی که خودت کم کم سعی می کنی از عهده خودت بر بیای ..باید صبور باشی عزیزم و حوصله کنی و از در بحث در نیای چون بحث و جدل محیطی رو فراهم می کنه که آسیبش بیشتر متوجه خودت هست .مطمین باش خودشون کم کم آروم میشن ..
در مورد طلاق خواهرت هم مادرت الان توی شرایط خیلی بدی هست .درکش کن .برای یه مادر هیچی از این سخت تر نیست که متهم بشه به اینکه در تربیت بچه هاش کوتاهی کرده و متاسفانه این مساله میدان این مزخرفات رو برای حسودان و دشمنان فامیل خوب فراهم می کنه .اونم نیاز به زمان داره عزیزم .کم کم از این حرفها خسته میشن و از تیتر اخبار و شایعات افراد بیکار خارج میشین ..منم همین شرایط رو داشتم .زمانیکه از ایران اومدم بیرون خانواده خیلی نگران بودن که تنها چکار می کنم و کلی همیشه سر این موضوع بحث بود اما بعد از چند سال طوری اطمینانشون جلب شد که بعد از طلاقمم هم چند باری گفتم می خوام برگردم ایران همشون عصبانی میشن که می خوای بیای ایران چکار کنی!!!!!!!!!
همه چی رو بسپار به زمان و صبور باش ..








علاقه مندی ها (Bookmarks)