به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 112
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 20 آبان 91 [ 09:17]
    تاریخ عضویت
    1390-6-03
    نوشته ها
    58
    امتیاز
    1,295
    سطح
    19
    Points: 1,295, Level: 19
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    164

    تشکرشده 166 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    سلام خانم خزان


    بهتون توصیه میکنم که شغلتون رو حفظ کنید مبادا بخاطر تغییر ایشون و تنبیه ایشون کار خوبتون رو از دست بدین ک صد در صد پشیمان خواهید شد بیکار شدن حتی موقت برای شما مثل سم خطرناکه چون باعث میشه بیشتر و بیشتر رو مشکلات تمرکز کنید
    پس ضمن اینکه مشغول به کار هستین حساب جدیدی برای واریز حقوقتون اعلام کنید و حساب قبل خودتون رو مسدود کنید
    قبل از اینکار خودتون را برای مواجه شدن با هر عکس العملی از جانب هسرتون آماده کنید
    شما الان عقد کرده ایشون هستین و در صورتی که مراسم عروسی بگیرین این احساس مالکیت از طرف همسر شما چندین برابر خواهد شد و شما به هیچ عنوان قادر نخواهید بود اوضاع رو سرو سامان بدید .
    اگر قراره بخاطر قطع حمایت مالی شما زندگی شما به جای باریک بکشه این اتفاق بعد عروسی هم خواهد افتاد. پس از الان شروع کنید و این پایه های زندگی تون رو محکم کنید فقط و فقط حمایت مالی خودتون رو قطع کنید

    ایشون اگر شما رو بخوان حتما تغییر رویه خواهند داد . سوختن و ساختن شما رو فرسوده و ایشون رو روز به روز حق به جانب تر خواهد کرد پس محکم باش و براش شرط برای ادامه تعیین کن .
    برخورد منفعلانه شما راه به جایی نخواهد برد . اگر بی خیال شدین که روزی برسد که پشیمان بشود متاسفانه در اشتباه محض هستین چون اون روز هرگز نخواهد رسید.
    برای گرفتن مدارک از خانواده کمک بگیرین چرا میترسی شما درخواست بد و توقع زیادی نداری ، حق شماست که مدارکتون دست خودتون باشه فقط محکم و قاطع و قوی باش و نترس همین ،
    امیدوارم مشکلاتت حل بشه
    خدایا
    دستم به آسمانت نمی رسد
    اما تو که دستت به زمین می رسد
    \"بلندم کن \"

  2. 2 کاربر از پست مفید **عسل** تشکرکرده اند .

    **عسل** (یکشنبه 29 آبان 90)

  3. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 اسفند 93 [ 14:25]
    تاریخ عضویت
    1390-3-29
    نوشته ها
    1,107
    امتیاز
    8,928
    سطح
    63
    Points: 8,928, Level: 63
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,038

    تشکرشده 2,035 در 738 پست

    Rep Power
    128
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    درآمدشون چقدره؟

  4. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 خرداد 91 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1390-8-15
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    1,469
    سطح
    21
    Points: 1,469, Level: 21
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 28 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    خالص درامدش 700 تومنه البته دقیقا نمی دونم

    چرا هیشکی از تجربیاتش نمی گه ؟؟؟ من هنوز منتظرم

    عسل جان من مطمئن هستم روزی میاد که پشیمون میشه شاید لازم باشه یه خورده زمان بگذره تا شناخت بیشتری حاصل بشه ضمن اینکه من راه های منفعلانه رو امتحان کردم و جز تنش و استرس چیزی عایدم نشده

  5. کاربر روبرو از پست مفید خزان 1366 تشکرکرده است .

    خزان 1366 (سه شنبه 17 آبان 90)

  6. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    من اصلا مشاور نیستم اما اگه جای شما بودم این کارو میکردم:
    به شوهرم با آرومی میگفتم ما دوتا راه حل داریم یا اینکه یک حساب مشترک داشته باشیم و در مورد هر برداشتی از حساب با اون یکی دیگه مشورت میکنیم و برمیداریم چون این طوری احتمال خطا و اشتباهمونم کمتر میشه و به نظر طرف مقابلمونم اهمیت دادیم. مثل دو نفر که شریک مالی هم هستند.
    اگه اینو قبول نکرد: پس حسابامون از همدیگه جدا باشه، هروقت کمک مالی خواستیم به همدیگه کمک میکنیم.
    در صورتی هم که پس انداز قابل توجهی داشتیم مثلا با همدیگه یه خونه میخریم.
    پس من میرم و درخواست کارت و رمز جدید میدم.

    بهش میگفتم از اینکه هیچ اهمیتی در امور مالی بهم نمیدی ناراحتم و دوست دارم که نظر من هم مهم باشه.
    اصلا هم منظورم این نیست که به همدیگه در مواقع ضروری کمک نکنیم.

    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  7. 3 کاربر از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده اند .

    آفتاب همدرد (یکشنبه 29 آبان 90)

  8. #35
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 15:49]
    تاریخ عضویت
    1390-2-11
    نوشته ها
    1,002
    امتیاز
    17,617
    سطح
    84
    Points: 17,617, Level: 84
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 233
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    3,189

    تشکرشده 3,297 در 818 پست

    Rep Power
    116
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    'ضمن اینکه من راه های منفعلانه رو امتحان کردم و جز تنش و استرس چیزی عایدم نشده

    همون طور که خودت می دونی اگه حسابتو مسدود کنی یا عوض کنی و...بیشتر باعث تنش میشه به نظرم بهترین راه صحبت کردنه.محکم و قاطع.مرگ یه بار شیون هم یه بار.البته صحبتهات نباید حق به جانبانه باشه.بلکه با آرامش حرفاتو بزن.حتی اولش به صورت درد ودل.همینائی که اولش به ما گفتی.بگو ازین که رو پولم حساب باز کنی دلم می شکنه.بگو ازین که داری شخصیتمو له می کنی.و اگه اوضاع بر وقف مرادت نباشه تهدید می کنی علاقه های زندگیمو (کار کردن)رو ازم بگیری.بگو همه اینا دلخوری ایجاد می کنه و پایه زندگیمون سست می شه و من اینو نمی خوام چون تو رو دوست دارم.البته چون خودم هم دارای شخصیت و ارزشم نمی تونم از حقم بگذرم پس ازت می خوام که .....
    برو ببینم چه می کنی

  9. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 خرداد 91 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1390-8-15
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    1,469
    سطح
    21
    Points: 1,469, Level: 21
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 28 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    باشه همه تلاشمو می کنم فردا نتیجه رو بهتون می گم برام دعا کنید .

  10. 2 کاربر از پست مفید خزان 1366 تشکرکرده اند .

    خزان 1366 (سه شنبه 17 آبان 90)

  11. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 اسفند 92 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1390-4-25
    نوشته ها
    643
    امتیاز
    4,583
    سطح
    43
    Points: 4,583, Level: 43
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,779

    تشکرشده 2,844 در 585 پست

    Rep Power
    80
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    با سلام.خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتین همه ی تلاشتونو بکنید.اما دوست عزیز پیش از گفتگو با همسرتون حتما به این نکات کاملا توجه کنید:
    1.فضای مناسب برای این گفتگو تدارک ببینید.
    2.با آداب گفتگو که در این سایت زیاد در موردش صحبت شده اشنا بشید.
    3.در حین گفتگو خونسردی خودتونو حقظ کنید.
    4.پیش از گفتگو هدف دقیقتونو برای خودتون حلاجی کنید و سعی کنید گغتگوتونو به سمت این هدف مدیریت کنید.
    5.پس از تعیین هدف و در حین گفتگو سعی کنید تا از پرداختن به مسایل جانبی مثله عوامل رنجش سابق و ناراحتیهای پیشین به صورت مفصل بپرهیزید چون ممکنه مسیر گفتگونونو تغییر بده.میتونید این رنجشها رو بسیار موردی بگید و بعد ازش رد بشید.تا هم همسرتون از ناراحتیتون مطلع شه و هم مسیر گفتگونتون تغییر نکنه.
    6.از کارهایی مثله سرزنش /پیدا کردن مقصر / مظلوم نمایی و از این قبیل در گفتگوتون اجتناب کنید.
    7.ارتباط احساسی با همسرتون در حین گفتگو برقرار کنید.مثلا دستاشو بگیرید و حتما به چشماش نگاه کنید.
    8.اجازه بدید تا همسرتونم نظر و احساساتشو ابراز کنه و حتما با این احساسات و نظرات همدلی کنید.(توجه داشته باشین این همدلی به مفهوم تایید این عقاید و احساسات نیست.بلکه فقط همدلی کنید وبس.)اگر حتی با این نظرات مخالفید باز هم همدلی کنید تا همسرتون احساس عدم درک از طرف شما بهش دست نده.
    9.پس از اتمام گفتگو و ابراز جرات مندانه ی نظراتتون اجازه بدید تا همسرتونم فکر کنه و انتظار جواب سریع نداشته باشین.مثلا خودتون بگین یک روز دیگه نظراتتو بعد از فکر کردن کامل بهم بگو.
    امیدوارم موفق باشید.

  12. کاربر روبرو از پست مفید یک زن امیدوار تشکرکرده است .

    یک زن امیدوار (یکشنبه 29 آبان 90)

  13. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 خرداد 91 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1390-8-15
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    1,469
    سطح
    21
    Points: 1,469, Level: 21
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 28 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    ممنون از راهنمایی به موقع و مفیدتون حتما نکاتی رو که گفتین به کار می بندم .

  14. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 خرداد 91 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1390-8-15
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    1,469
    سطح
    21
    Points: 1,469, Level: 21
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 28 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    دیروز اولین سالگرد ازدواجمون بود و من کلی تمرین کرده بودم به بهانه سالگرد ازدواج حرف هامو بهش بزنم .کل خانوادش رو برای سالگرد ازدواجمون دعوت کرده بود رستوران .باورتون نمیشه اون لحظه چقدر ناراحت شده بودم مثلا اقا می خواستن منو سورپرایز کنن اخه کدوم عروسی با دیدن خانواده شوهر سورپرایز میشه اون هم تو اولین سالگرد ازدواجشبه هرحال به هر زوری بود خودمو کنترل کردم تا ناراحتیم تو چهره ام مشخص نشه هی به خودم دلداری دادم گفتم نزنم تو ذوقش .از همه خنده دارتر این بود که هیچی برام نگرفته بود حتی یه شاخه گل . بعد از اینکه همه رفتن حرصمو سرش خالی کردم کلی دعوا کردم اون هم گفت دیگه هیچوقت برام جشن نمی گیره منم گفتم اگه جشن سالگرد به معنی مهمونی دادن به خانواده شماست می خوام صد سال سیاه نگیری دیگه هیچی نگفت و سکوت کرد 10 دقیقه ای چیزی نگفتم بعدش دوباره شروع کردم به حرف زدن و خلاصه قهر نکردم . می خوام امشب دوباره تلاشمو بکنم و حرفامو بزنم جدیدا به بهانه درس خوندن کمتر میاد خونمون استرس دارم می ترسم به نتیجه نرسیم .

  15. #40
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 آذر 92 [ 10:02]
    تاریخ عضویت
    1390-4-28
    نوشته ها
    269
    امتیاز
    3,049
    سطح
    33
    Points: 3,049, Level: 33
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    955

    تشکرشده 950 در 237 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: می خوام عین خودش باهاش رفتا رکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط خزان 1366
    دیروز اولین سالگرد ازدواجمون بود و من کلی تمرین کرده بودم به بهانه سالگرد ازدواج حرف هامو بهش بزنم .کل خانوادش رو برای سالگرد ازدواجمون دعوت کرده بود رستوران .باورتون نمیشه اون لحظه چقدر ناراحت شده بودم مثلا اقا می خواستن منو سورپرایز کنن اخه کدوم عروسی با دیدن خانواده شوهر سورپرایز میشه اون هم تو اولین سالگرد ازدواجشبه هرحال به هر زوری بود خودمو کنترل کردم تا ناراحتیم تو چهره ام مشخص نشه هی به خودم دلداری دادم گفتم نزنم تو ذوقش .از همه خنده دارتر این بود که هیچی برام نگرفته بود حتی یه شاخه گل . بعد از اینکه همه رفتن حرصمو سرش خالی کردم کلی دعوا کردم اون هم گفت دیگه هیچوقت برام جشن نمی گیره منم گفتم اگه جشن سالگرد به معنی مهمونی دادن به خانواده شماست می خوام صد سال سیاه نگیری دیگه هیچی نگفت و سکوت کرد 10 دقیقه ای چیزی نگفتم بعدش دوباره شروع کردم به حرف زدن و خلاصه قهر نکردم . می خوام امشب دوباره تلاشمو بکنم و حرفامو بزنم جدیدا به بهانه درس خوندن کمتر میاد خونمون استرس دارم می ترسم به نتیجه نرسیم .
    خزان عزیز اینطوری میخوای نتیجه بگیری؟
    فکرمیکنی با این جوربرخورد کردن میتونی رفتارهای شوهرت رو درست کنی؟

  16. کاربر روبرو از پست مفید tasnime_elahi تشکرکرده است .

    tasnime_elahi (چهارشنبه 18 آبان 90)


 
صفحه 4 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهرم ایمان ضعیفی دارد، آیا با این وجود اقدام به بچه دارشدن کنم؟
    توسط پرستوی مهاجر در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 مرداد 91, 11:05
  2. اطلاعیه مهم: لطفا مطلب ارسال نکنید
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مسائل واخبار اعضاء و تالار
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 تیر 91, 21:29
  3. در کنـار خانـه تـکانی شـب عیـد
    توسط eghlima در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 اسفند 90, 13:10
  4. :*: نمونه های عینی از آفتهای احتمالی در کار مشاوره >>>
    توسط فرشته مهربان در انجمن راههای شکست در زندگی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 11 بهمن 90, 03:55

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.