ارتباطم باید چه جوری باشه؟ میخوام زندگیمو حفظ کنم.به من میگه تو اونی نیستی که من دوست داشتم.میگه ما داریم ادای زن وشوهرا رو در میاریم.حرف من اینه گذشته ها گذشته حالا که دیگه نتونسته با اون دختر زندگی و ازدواج کنه چرا به حال بر نمیگرده؟
از نظر روحی داغون شدم البته اونم اوضاعش بهتر از من نیست.دائم خون دماغ میشه.میگه چند بار دکتر قلب رفتم.زیاد غذا نمیخوره.میگه تو باعث شدی خنده از لب من بره.معمولا گل مجلس و مهمونی ها بود با همه بگو بخند میکرد و میزد تو سر و کله ی همه .منظورم از همه جنس مونث هم هست مثلا با دخترای فامیل دست میداد اینکارش اذیتم میکرد باعث میشد محدودیت براش بزارم .مثلا 1 بار که یکی از زن های فامیلشون باهاش شوخی کرده بود منم چند روز بعدش زنگیدم به شوهر زن غیر مستقیم گفتم که رو کارا و برخورد زنش یه نظارتی کنه.بی تفاوتی های اون نسبت به من باعث شده من حس کنم همه دارن دل شوهره منو به دست میارن جز من









علاقه مندی ها (Bookmarks)