سلام
1-راستش يك مقدار حرفات متضاده . يكجا نوشتي :"چون مادرم میگفت نباید به پسرها رو داد من هم کم محلش میکردم" وجاي ديگر ميگويي كه "اون حتی یک بار گوشی من را چک کرد " اين چه طور محل ندادن هست كه او حتي مي تواند موبايل شخصي تو را چك كند!
2- اين آقا وظيفه اش بردن و آوردن شما به محل كار بوده و يك آدم متعهد و مسئول بايد وظيفه اش را انجام مي داد نه اينكه از اين موقعيت بخواهد استفاده ( بهتر است بگويم سوء استفاده ) كند .
اگر هم علاقه مند به شما شده درستش اين است كه به روش ديگري اقدام مي كرد .
3- شما 25 سال داريد ولي هنوز استقلال راي نداريد و خانواده تان برايتان تصميم مي گيرد . اگر پخته تر عمل كنيد مطمئناً آنها به عقايد شما احترام بيشتري خواهند گذاشت و اجازه خواهند داد كه خودتان تصميم بگيريد.
4- اگر همسران در مواردي با هم مشكل داشته باشند اختلاف تحصيلي مي تواند بهانه اي باشد براي اختلافات بيشتر .
5- موارد مثبت و منفي ايشان را ليست كن و ارزيابي كن و فقط با احساسات تصميم نگير . ببين آيا از نظر فرهنگ خانوادگي بهم شبيه هستيد يا خير .
6- در حال حاضر هنوز هيچ پيشنهادي از طرف او دريافت نكردي . ازدواج مسئله اي نيست كه با گوشه وكنايه بيان شود. معمولاً دخترهايي كه روابط اجتماعي محدود دارند در اولين برخوردها و روابط با جنس مخالف درگير چنين احساساتي مي شوند .