دوست خوبم ترانه جان سلام
از اینکه به جمع دوستان همدردی پیوستید خوشحالم البته منم مثل خودت یک عضو عادی این تالارم اما در این چند وقت فقط مقالات و درد دلها و مشکلات را میخونم و دعاگوی هموطنانم هستم و تلاش میکنم در حد خودم راهنمای خوبی باشم
عزیزم تایپیک شما را که میخوندم متوجه شدم که چقدر مشتاقید که دوباره حس مادری را تجربه کنید حسی که با هیچ حس دیگر جبران نمیشه مخصوصا وقتی میدانی که استعداد مادر شدن را داری
اما من فکر میکنم وقتی دلتنگ فرزند قبلیت میشی و خاطرات اون زمان را مرور میکنی این نیاز در تو بیشتر احساس میشه
از طرف دیگه هم همسر تو حرفهای ضدو نقیض میزنه یک وقت میگه میخوام و وقت دیگه بهانه گیری میکنه و همین تزلزل رای او تو را آشفته کرده
اولا تلاش کن به گذشته چه خوبش و چه بدش فکر نکنی و به خاطر دلتنگی بچه فبل ، خوب نیست اقدام به مادر شدن دوباره کنی
و اما همسرت ؛ ترانه جان یکی از دلایل این تزلزل ؛ دوست داشتن و علاقه زیاد همسر تو نسبت به توست .
حتما میپرسی چه ربطی داره ؟ یک کتابیست به نام (( این بچه که اومد زندگی ما به هم ریخت )) نوشته برنارد ژبروویچ - کولت بارو |،؛ حتما مطالعش کن، در این کتاب نوشته وقتی فرزندی متولد میشود مخصوصا فرزند اول به جهات فیزیولوژیکی زنان مقداری از همسر فاصله میگیرند ، محبتشان تقسیم میشود و مردان از چنین وضعیتی ناخورسندند .
شاید همسر شما که احتمالا احساسی هم هست و احتمال دیگر اینکه در این خصوص تجربه تلخی دارد دلش نمیخواهد تو را یا بهتر بگویم محبت و شیرین زبانیهای تو را از دست بدهد
خواهر خوبم نگران سن خودت نباش انکی صبر کن فضایی آرام برای همسرت محیا ساز خیلی بچه بچه نکن او را نگران میکنی ؛ به امید خدا کمتر از سالی خودش - وقتی آمادگی پدر شدن را حس کرد ویقین پیدا کرد که با آمدن بچه نه تنها تو را از دست نخواهد داد بلکه مکمل دیگر را نیز بست می آورد - اصرار خواهد کرد
موفق باشی










، در این کتاب نوشته وقتی فرزندی متولد میشود مخصوصا فرزند اول به جهات فیزیولوژیکی زنان مقداری از همسر فاصله میگیرند ، محبتشان تقسیم میشود و مردان از چنین وضعیتی ناخورسندند . 



علاقه مندی ها (Bookmarks)