خدای من
امشب دوباره دلتنگم , دلم خلوتی می خواد برای اشک ریختن و پناهی برای درددل و چه کسی بهتر و مهربان تر از تو.
می شه باهات از هر دری حرف زد بدون اینکه نگران باشم راجع بهم چی فکر می کنی یا مجبور باشم اشکامو ازت پنهان کنم بغضمو فرو بدم و زورکی لبخند بزنم!
می دونم که این روزها بد شدم, فشار و استرس و اتفاقای ریز و درشت این مدت تلخم کرده, کم طاقت و بی حوصله ام , بیخود و الکی با بقیه دعوام می شه و تحملم برای خودم هم سخت شده.
این چند وقت احساس می کردم زندگی بهم سخت گرفته و مشکلات خارج از ظرفیت و توانمه ولی باور کن چند شب پیش اون 4-5 ساعتی که کنار بخش اورژانس بیمارستان ایستاده بودم برام یه دنیا حرف بود. مرسی تلنگر خوبی بود!
می دونم که این مدت آدم ناشکری بودم , می دونم اونجور که باید نبودم , می دونم از هدیه ای که دوست داری که دوست دارم فاصله گرفتم , ولی خدایی تو بهم اجازه می ده که برگردم که برای چندمین بار عذر بخوام که بگم منو به خاطر تمام کوتاهی ها , کم صبری ها , نا شکری ها و ... ببخش.
می دونم که همیشه جوری هوامو داشتی و کمکم کردی که خودم هم اون لحظه نفهمیدم. نعمت هایی بهم دادی که تا عمر دارم نمی تونم شکرگذارش باشم ولی حس می کنم امروز بیش از هر وقت دیگه ای محتاج نگاهتم این روزها گاهی احساس می کنم قدرت تشخیص درست وغلط رو از دست دادم , تردید به درستی چیزهایی که روزی باور داشتم اذیتم می کنه .
خدای من
امشب شاید خسته و دلتنگ باشم ولی ناامید نیستم که خودت گفتی ناامیدی و یاس از رحمتت بزرگترین گناهه.
پس از تو به بزرگیت , به رحمتت , به محبتت , به خداییت می خوام که بهم (بهمون) صبر بده , درک بده , قدرت تشخیص بده تا پیدا کنم(کنیم) راهی رو که هم خیر و خواسته من (ما) درشه هم رضایت تو!
الهی , تو ماهی و روح من دریا و دائم جذر و مد دارد به سوی تو!








پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)