با سلام
همونطور که قبلا خدمتتون عرض کرده بودم ایشون بعد از اون اس ام اس دیگه خبری ازش نشد.تا دیروز که پیام داد اون:سلام فردا میای بریم بیرون؟ من:چطور روت شد که بهم پیام بدی؟! یادت رفت اونروز چیکار کردی؟...چیکارم داری که میگی بیام باهات بیرون؟؟
اون:چیکارت کردم مگه؟ کار خاصی ندارم دلم تنگ شده. من:هیچی نشستی به ریشم خندیدی فقط! دیگه جواب پیاممو ندادی.خودتو نزن به اون راه! اون:دیوانه ای ها! اصلا یادم نمنیاد چی میگی.از قصد نبوده.میای بریم بیرون؟ من:{گفتی که باهام حرف میزنی حالت بد میشه...گفتم پس دیگه حرف نزنم؟دلیلت خیلی مسخرست!} اعتنا نکردی حرفامو انگار که با دیوار بودم. اون:آها!گفتم حرف که میزنم شهوتی میشم.فکر کردم جواب نداره خب! من:باشه حرفی نمیزنم تا وقتیکه اراده شو داشته باشی با خانوادت بیای سراغم.اگه تا اونموقع عروس نشده باشم. اون:فردا شب میای بریم بیرون؟ من:گفتم که نه!نمیام.من اهل روابط آزاد نیستم.اشتباه گرفتی.
این حرفارو زدم ببینم عکس العملش چیه. بعد از اون حرف آخرم دیگه هیچی نگفت.
خوشحال میشم بازم باهام حرف بزنید.دوس دارم نظر مدیر و کارشناسان افتخاری رو هم بدونم.
با تشکر 1خسته دل








علاقه مندی ها (Bookmarks)