سلام ممنونم که راهنماییم کردین راستش بار اولمه که تو این تالارها شرکت می کنم و مشکلی مطرح می کنم همیشه فقط متن های بقیه رو می خوندم .
بله من 9-10ماهی بعد طلاقشون با ایشون ازدواج کردم.
نزدیک دو ساله که نامزدیم
راستش وقتی صحبت خیانت می کنین باور کنین اشکم جاری می شه واقعا نمی تونم خودمو کنترل کنم چون واقعا احساس می کردم می تونم خوشبختش کنم تلاش کردم فشار مالی بهش نیاوردم با توجه به اینکه از خیلی جهات ازش سرتر بودم به روش نیاوردم و سعی کردم همیشه غرور مردونگیشو نشکنم تا اینکه واقعا دیدم نمی خواد دروغاشو بزاره کنار و برای من دروغ عین خیانته .من حتی ریزترین مسایل زندگیمو با صداقت براش می گم ولی با تمام احساس عاشقانه ای که به من میده پیدا کردن یه سیم کات و یه گوشی از کیفش یا رفتنش به خارج کشور بدون و مخفی کردنش از من یا 4 روز به بهونه کار به شهر دیگری رفتن و موبایل خاموش بودن به چه معنی هست .








علاقه مندی ها (Bookmarks)