به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 291

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 آبان 90 [ 09:30]
    تاریخ عضویت
    1390-8-07
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    1,105
    سطح
    18
    Points: 1,105, Level: 18
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 6 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلم میخواد مشکلاتم حل بشه، دارم تلاش میکنم ولی هنوز نیاز به کمک دارم


    سلام شمیم جان
    من و دوستم نازی باهم بهت سلام کردیم .چون نازی پیشم نشسته .
    تاپیکتو کلا خوندیم . . . هم خندیدیم هم حرص خوردیم . . .

    مخصوصاً نازی
    میدونی چرا ؟؟؟ زندگی تو کپی زندگی نازی بود . البته برا نازی یه کوچولو بدتر از تو.
    ولی 180 درجه برخورد هاتون متفاوته . از این جا به بعد و نازی مینویسه .چون دسترسی به نت نداره عضو سایت هم نشده و از نام کاربری من برات می نویسه .

    دوباره سلام به شمیم
    خوبی خانومی ؟؟؟

    اوووووووووووو بابا بی خیال .اگه جای من بودی چی کار میکردی ؟ ولی خیلی برام جالب بود که اتفاق های زندگیتون خیلی شبیه ما بود . با این تفاوت که رفتار من با تو کلی فرق داشت والان اگه حساب کنم همسرم از 0 به 80 رسیده .
    واقعیت اینه که من مثل تو برخورد نمیکردم . البته بگم این اتفاق ها تقریباً 3 سال طول کشید و من خیلی صبور بودم . یه چیزی بهت بگم : اگه دلت میخواد زندگی آرومی داشته باشی باید صبور باشی
    باید که میگم بایده ها . تعارف نیست . با منم منم کاری درست نمیشه . شوهر تو اون طوریه . تو نمیتونی با این جمله ها که : منم میخوام مثل خودش بشم و بهش نشون میدم و ثابت میکنم و . . . این چیزا درستش کنی. فقط دل خودتو خنک میکنی .اونم مقطعی!
    اینطوری میشه که می افتین رو دایره و هی میرسی به نقطه اول.
    خودتو گول نزدن دختر . با خودت هم نجنگ .
    چندتا مثال میزنم .
    وقتی نامزد بودم با دوستام میخواستیم از موسسه ای که توش کار میکنم بریم اردو .یه اردوی دو دوزه و خیلی ساده .با همسرم تماس گرفتم . اتفاقاً هنانه هم پیشم بود و شاهد ماجراست . به همسرم گفتم قضیه اردو رو . عصبانی شد و داد زد گفت حق نداری بری.و قطع کرد . همین طوری موندم .اون میتونست خیلی آروم تر بگه و کاملا رفتارش اشتباه بود .
    به هنانه گفتم نمیتونم بیام اردو .گفت چرا ؟ گفتم همسرم دوست نداره .هنانه فهمید .چون اخلاق همسرم دستش اومده بود . بهم گفت : دختر اصلا ناراحت نیستی ؟ گفتم : خوب وقتی همسرم دوست داره من نرم نمیرم .ولش کن.
    همین.
    باور کن حتی یه بار هم در مورد برخورد اون روزش بهش چیزی نگفتم .اما خودت و بزار جای من تو بودی چیکار میکردی؟
    میدونم که ما هم انسانیم و حق داریم .و اون نباید بامن اونطوری برخورد میکرد اما گفتم نباید خودمون و گول بزنیم .وقتی من میبینم زندگیم اون طوری آروم تره چرا خرابش کنم ؟
    در حالی که تو دوران نامزدی چند بار خودش با دوستاش رفت سفر. منم بهش چیزی نگفتم.

    یه بار با خواهر هام قرار گذاشته بودم برم خرید . قبلاً هم بهش گفته بودم . وقتی آماده شدم . اومد کیفم و گرفت و گفت نمیخواد بری خرید . بمون خونه .گفتم چرا؟ گفت چون صلاح نمیدونم بری. با اینکه به شعور من ، به هویتم و . . . توهین شد اما من یه کلمه هم چیزی نگفتم .لباس هامو درآوردم و خودمو با کامپیوتر مشغول کردم.خیلی ناراحت شدم اما همه چی تموم شد .

    یه بار خونه دوستام بودم . زنگ زد بهم گفت بیا خونه . اخلاقش دستم اومده بود .گفتم چرا ؟ گفت چون دوست دارم الان خونه باشی. در حالی که قرار منو با دوستام میدوست.از دوستام خداحافظی کردم اومدم . خونه . همه چی تموم شد .

    حالا شمیم خانوم صبر کن تا نتیجه هاشو بگم . . .
    فکر نکن تو این اتفاق ها من خوش و خرم یا اینکه مثل . . . ازش میترسیدم . . . اصلاً
    فقط یه نکته : اگه آرامش میخواستم باید با زندگیم لج نمیکردم .نتیجه هم گرفتم . وقتی از خونه دوستم رفتم خونه ، هیچی بهش نگفتم ، و بهش گفتم دلت برام تنگ شده بود؟
    از نهایت شرمندگی نمیدونست چی باید بگه . همسر من آدمه غدی بود .فکر میکرد من باهاش لجبازی میکنم و اونم اقتدارشو به رخم میکشه .اما وقتی میدید من این طوری رفتار میکنم مثل موم میشد . خیلی از این رفتارها داشت .خیلی . ..
    اما من همه رو تحمل کردم . دیدگاهم هم این نبود که دارم خودمو عذاب میدم و خیلی چیزای دیگه که گفتی .دیدگاهم این بود که دارم برای زندگی ام تلاش میکنم .
    خیلی ناز کشیدم . خیلی منت کشیدم . چه روزایی که چه رفتارایی دیدم . . . افتاض تر از اونی که فکرش و بکنی ! ولی باخودم حداقل لج نکردم . شوهرم که عند لجباز بود . الانم یه کوچولو هست .اما اما الان دیگه اون ناز کش شده . هر کاری بخوام انجام بدم انجام میدم . چون اعتمادشو جلب کردم . یه طورایی کلا شرمنده منه .ولی منم انصافاً مایه گذاشتم و تو این سه سال باهاش یکی بدو نکردما.

    ناراحت نشو شمیم ولی با لج و لجبازی کاری درست نمیشه . طلاق چیه ؟ برای این چیزا طلاق ؟ وضعیت تو خیلی بهتر از منه . یه طورایی بچه گانه است . شوهر منم خ بچه بود .

    بیشتر فکر کن. خودتو با این تلافی کردن ها و . . . گول نزن . . . بیشتر فکر کن

  2. 5 کاربر از پست مفید هنانه تشکرکرده اند .

    هنانه (دوشنبه 23 آبان 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 اردیبهشت 95, 09:19
  2. پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: شنبه 14 آذر 94, 14:57
  3. نامزدم عصبیه..روز به روز مشکلاتومن بیشتر میشه
    توسط dokhtare_asemoon در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 تیر 92, 18:39
  4. یک ماه پس از جدایی،هنوز مثل روز اول جدایی
    توسط bahar_N در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 06 مرداد 91, 10:17
  5. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 88, 08:22

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.