وای دختر خوب انگار تو قصد نداری دست از سوگواری و روضه خوانی برداری!!!!!!!
حالا تو مقصر بودی یا شوهرت یا هر دو یا هیچکدام یا کدام کمتر و کدام بیشتر..........
واقعا چه اهمیتی این موضوع الان داره!!!!!!!!!!!
فکر و ذهن و وقتت رو با مرور گذشته و سرزنش خودت و پیدا کردن مقصر می گذرونی که چی؟؟؟ چه نتیجه ای بگیری؟؟؟می تونی گذشته رو برگردونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا برات تاسف می خورم که تا این حد خودت رو در برابر کسی کوچک و ضعیف می بینی.......واقعا یه لحظه فکر کن ببین لیاقت تو اینه!!!!!! یعنی اینا ته توانایی تو هست .؟؟؟!!!!!!!
عزیزم ببخشید ولی من با اینکه طلاق گرفتم و خیلی از این مشکلاتم داشتم اصلا نمی تونم تو رو درک کنم ..من همیشه فکر می کنم هر چی بود تموم شد گذشت مرد و دیگه برای ابد می ذارمش کنار .حتی بش فکرم نمی کنم ..فقط فکر می کنم فردا چه کار کنم که اوضاع رو عوض کنم ..همیشه فکر می کنم ((من هیچوقت مایوس نمی شم )) ..گذشته فقط برام تجربه هاش ارزشمندن .در همین حد....
خودتو جمع و جور کن عزیزم ..به آینده فکر کن که چکار کنی که وقتی کسی خواست در موردت صحبت کنه تو رو الگوی موفقیت و پشتکار معرفی کنه ..تو رو معرفی کنه و بگه که هیچ شکستی اینو از پا ننداخت ..نقش یه ادم شکست خورده و مریض رو بازی کردن تنها نتیجش اینه که شوهرت به همه میگه ببینید این آدم مریضو من چظوری اینهمه مدت تحمل کردم!!!!!!
آینده تو طوری بساز که شوهرت فکر کنه چه چیزی رو از دست داد ..
ببخشید خیلی تند حرف زدم عزیز دلم می دونم که خیلی بزرگواری و منو می بخشی![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)