به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 84

موضوع: اشعار طنز!!!

  1. #61
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 شهریور 87 [ 00:53]
    تاریخ عضویت
    1387-2-16
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    3,533
    سطح
    37
    Points: 3,533, Level: 37
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 67 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار طنز!!!

    کفش بنده

    یک آگهی داده در مجله..... با عکس دو لنگه کفش خوشگل!!!
    این صاحب عکس روز جمعه.... شد در سر ختم عمه ام ول

    در سال هزار و سیصد وچند....او را به دو ده تومن خریدم
    در طول تمام این سه ده سال....جز خیر و خوشی از او ندیدم

    سگدو زدم و دوید او هم.... یک آخ نگفت کفش بدبخت
    یک واکس به خود ندید هرگز.....یک بار نشد به او زنم تخت

    در عید وعزا شریک و همراه.... در شادی و غم رفیق من بود
    در کار و تلاش سخت و محکم.... گویی که زسنگ یا چدن بود

    ارباب رجوع بودم و او.... با من به دو صد اداره می رفت
    تا کسب نتیجۀ نهایی ......پیوسته و چند باره می رفت

    در صف همه جا به پای من بود.... یک روز صف برنج و روغن
    روزی به صف فلان و بهمان....یک روز برای وام مسکن

    هرکس که سراغ دارد از او.... یا آن که بیاورد نشانی
    یک سکه تمام می ستاند..... البته برای مژدگانی

    « جاوید» چو خواند آگهی گفت:....از ریشۀ فقر دزد روید
    محتاج اگر نبود آن دزد.... این گونه به کاهدان نمی زد

  2. 6 کاربر از پست مفید محمد جاوید تشکرکرده اند .

    محمد جاوید (یکشنبه 12 خرداد 87)

  3. #62
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 شهریور 87 [ 00:53]
    تاریخ عضویت
    1387-2-16
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    3,533
    سطح
    37
    Points: 3,533, Level: 37
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 67 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار طنز!!!

    رمز گنج

    یک گدا دیدم شبی در سرسبَیل.... طفلکی رنج و مشقت می کشید
    از برای اخذ پول از این وآن ....واقعاً بدجور زحمت می کشید

    جامه و شلوار و کفشش مندرس... دست خود را باند پیچی کرده بود
    لابلای ریش انبوهش شپش....موی را بدجور قیچی کرده بود

    لنگ می زد ناله می فرمود که:... لشکری کور و کچل در خانه اند
    نان خوران گشنه ام چون کفتران... چشم در راه پدر در لانه اند

    آخر شب چون که فارغ شد زکار.... گفت با همکار خود با سوز و آه
    درد دل دارم هزاران مثنوی... گر که آن را نشنوی گویم به چاه

    همسرم لامصب عین بولدوزر... می کند تخریب اموال مرا
    بابت جراحی پوز ولبش... بد گرفته تازگی حال مرا

    یک پسر دارم که رفته ونکوور.. تا بگیرد دکترای اقتصاد
    حتم دارم تا بگیرد مدرکش.. می دهد داروندارم را به باد

    دختری دارم مقیم انگلیس... زیر خرجش واقعاً زاییده ام
    تا شود خانم برای خود کسی.... جد خود را پیش چشمم دیده ام

    پنت هاوسی هم خریدم در دبی... جای آن نزدیکی برج العرب
    بابتش افسوس مقروضم شدید... آمده از قسط آن جانم به لب

    خانه ای دارم طرف های ونک.... آخرین قسطش اخیراً داده ام
    از ونک تا انتهای سرسَبیل.... تا بیایم از نفس افتاده ام

    با اضافه کار باید اندکی...اقتصادم را سروسامان دهم
    از محل یاری همشهریان .....مشکلات خویش را پایان دهم

    ماکسیمایی ناگهان ترمز گرفت.... شوفرش درب عقب را باز کرد
    چون سوارش شد گدا ویراژ داد.... گوییا آن وقت شب پرواز کرد

    مات شد «جاوید » و گفتا این چنین:... ای خوشا گنج بدون درد ورنج
    گر گدایی ننگ می باشد ولی...می دهد دست گدایان رمز گنج

  4. 7 کاربر از پست مفید محمد جاوید تشکرکرده اند .

    محمد جاوید (دوشنبه 20 مهر 88)

  5. #63
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 شهریور 87 [ 00:53]
    تاریخ عضویت
    1387-2-16
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    3,533
    سطح
    37
    Points: 3,533, Level: 37
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 67 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار طنز!!!

    بعضی از عشق های امروزی

    عشق یعنی ناز و اخم یک عروس// تا کند خود را برایت لوس ِ لوس
    عشق یعنی ساکت و خاموش باش// او دهد فرمان سراپا گوش باش
    عشق یعنی سکه های بی شمار// یک هزار و سیصد و شصت و چهار
    عشق یعنی قربون ماشینتم// عاشق ودرماندۀ کابینتم
    عشق یعنی خانه ای بالای شهر// گر نداری تا قیامت قهر قهر
    عشق یعنی جشن در تالار وباغ// رقص نور و مطرب و آهنگ داغ
    عشق یعنی ده رقم لیست غذا// تاشکم هایی در آید ازعزا
    عشق یعنی که جهازش خوشگلی است// باقی حرفاش تماماً رو دلی است
    عشق یعنی شیر بهاء .. بگذار نگم// چون که سکته می زنی جون ننم
    عشق یعنی قربون پول بابات // گرچه او میگه که می میرم برات
    چون که خواهی جفت گردی با کسی// گر نگیری سفت ، فوراً مرخصی
    جون من خود را کمی باهوش کن // گفتۀ «جاوید» حتماً گوش کن
    گربه ای را کُن از اول اختیار// بر در ِ حجله بکن بالای دار
    زهر چشمی، هارت و پورتی ، ها ببم // کیسه گردد ماست هایش بد رقم
    چون از اول گر نهی دیوار کج// تا اواخر می شود رفتار کج

  6. 6 کاربر از پست مفید محمد جاوید تشکرکرده اند .

    محمد جاوید (دوشنبه 20 مهر 88)

  7. #64
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 شهریور 87 [ 00:53]
    تاریخ عضویت
    1387-2-16
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    3,533
    سطح
    37
    Points: 3,533, Level: 37
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 67 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار طنز!!!

    ابیات کنکوری

    ز بس هی درس رابلغور کردم
    دوچشم تیز خود را کور کردم
    تمام لحظه های خوب خود را
    فدای زالوی کنکور کردم
    .................................
    چه سدّ محکمی گردیده احداث
    بتن آرمه بدون درک و احساس
    خدایا بشکنه این سد کنکور
    ویا یک جورَکی آن را کنم پاس
    ....................................
    كنكوري ام و غمي گران بردل من
    ماتم كده اي حزين شده منزل من
    جانم به لب آمده از اين غول بزرگ
    ترسم كه شود عاقبت او قاتل من
    ...................................
    برای پز به پیش قوم و خویشان
    پدر کرده مرا زار وپریشان
    سه سالی می زنم هی تست کنکور
    «می گم» نر هست می گوید بدوشان

  8. 7 کاربر از پست مفید محمد جاوید تشکرکرده اند .

    محمد جاوید (چهارشنبه 15 مهر 88)

  9. #65
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 شهریور 87 [ 00:53]
    تاریخ عضویت
    1387-2-16
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    3,533
    سطح
    37
    Points: 3,533, Level: 37
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 67 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار طنز!!!

    با تو به سر نمی شود

    « با همگان به سر شود با تو به سر نمی شود» ... دل سرعقل آمده ساده و خر نمی شود

    گرچه که پنچرم نمود ، نیش نگاه گرم تو.... وصله زدم به این دلم ،بار دگر نمی شود

    عشوه و ناز میکنی دست دراز می کنی ... گرچه دگر به راه تو سینه سپر نمی شود

    ترک دیار کرده ام، پشت به یار کرده ام... با دو سه بار ترک تو رفع خطر نمی شود

    از تو که دور می شوم ، پر شر وشور می شوم... مثل قدیم شام من با توسحر نمی شود

    بی تو عسل به کام من ، بودن باتو دام من ... تلخی کام من دگر با تو شکر نمی شود

    دور شو از کنار من، دشمن اعتبار من ... دیدن تو برای من حض بصر نمی شود

    بی خودی ات بهانه شد، ترک تو « جاودانه» شد ... عقل زغمزه ات دگر دست به سر نمی شود

    منقل و فور وبنگ من ، مایۀ داغ و ننگ من... بودن در کنار تو غیر ضرر نمی شود

    از دم و دود خسته ام ، گرز بلا شکسته ام...من سه طلاقه کردمت، صرف نظر نمی شود

  10. 8 کاربر از پست مفید محمد جاوید تشکرکرده اند .

    محمد جاوید (دوشنبه 20 مهر 88)

  11. #66
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 اردیبهشت 88 [ 09:33]
    تاریخ عضویت
    1387-1-22
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    4,063
    سطح
    40
    Points: 4,063, Level: 40
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 87
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 21 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار طنز!!!

    نبرد رستم و ويروس

    (به جاى نبرد رستم و اشكبوس)



    كنون رزم ويروس و رستم شنو دگرها شنيدستى اين هم شنو

    كه اسفنديارش يكى ديسك داد بگفتا به رستم كه اى نيك زاد

    در اين باشد يكى فايل ناب كه بگرفتم از سايت افراسياب

    چنين گفت رستم به افراسياب كه من گشنمه نون سنگك بيار

    جوابش چنين داد خندان طرف كه من نون سنگك ندارم به كف

    برو حال ميكن به اين ديسك،هان كه هم نون و هم آب باشد در آن

    تهمتن روان شد سوى خانه اش شتابان به ديدار رايانه اش

    چو آمد به نزد ميني towerاش بزد ضربه به دكمه ى پاورش

    دكر صبر و آرام و طاقت نداشت مر آن ديسك را در درايوش نهاد

    نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت يكى ليست از root ديسك گرفت

    در آن ديسك ديدش يكى فايل بود بزد Enter آنجا و اجرا نمود

    كز آن يكdemo ِشد پس أز آن عيان ابا فيلم و موزيك و شرح و بيان

    به ناگه چنان سيستمش كرد هنگ كه رستم در آن مانده مبهوت و منگ

    چو رستم دگر باره ريست نمود همى كرد هنگ و همان شد كه ماند

    تهمتن كلافه شد و داد زد ز بخت بد خويش فرياد زد

    چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد كه ليسانس رايانه بود

    بدو گفت رستم همى مشكلش وز آن ديسك و برنامه ى خوشگلش

    چو رستم بدو داد قيچى و ريش يكى ديسكت bootable آورد پيش

    يكى toolkit اندر آن ديسك بود بر آورد آن را واجرا نمود

    همى گشت toolkit, hard اندرش چو كودك كه گردد پى مادرش

    به ناگه يكى رمز ويروس يافت پى حذف امضاى ايشان شتافت

    چو ويروس را نيك بشناختش مر از boot sector بر انداختش

    يكى ضربه زد به سرش toolkit كه هر بايت آن گشت 80 بيت

    به خاك اندر افكند ويروس را تهمتن به رايانه زد بوس را

    چنين گفت تهمينه با شوهرش كه اين بار بگذشت از پل خرش

    دگر باره اما خربت مكن ز رايانه اصلاَ تو صحبت نكن

    قسم خورد رستم به پروردگار نگيرد دگر باره ديسكت از اسفنديار

  12. 4 کاربر از پست مفید tina_asheghetanha تشکرکرده اند .

    tina_asheghetanha (دوشنبه 20 مهر 88)

  13. #67
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 شهریور 87 [ 00:53]
    تاریخ عضویت
    1387-2-16
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    3,533
    سطح
    37
    Points: 3,533, Level: 37
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 67 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار طنز!!!

    مادر دلسوخته


    از ایل وتبار رستم دستانیم... پس معنی هفت خوان او می دانیم
    چون کل اداره جاتما ن خوان دارند.... هنگام رجوع در پسش می مانیم
    ما عاشق کورشیم در وقت سخن ... در مقبره اش آب ولی می رانیم
    پس رفت نموده ایم در کار ، ولی... مشغول به پیش راندن لبنانیم
    چون دایۀ مهربان تر از والده ایم... از بابت خرج و دخلشان حیرانیم
    اوضاع خزانه گرچه خیلی توپ است... افسوس خزانه دار این و آنیم
    در کشُتی و فوتبال اگر پس رفتیم... در دو همه ساله صاحب عنوانیم
    ما مادر دلسوختۀ بغدادیم... افسوس ولی زن پدر تهرانیم
    بردرب خزانه قفل محکم زده ایم ... چون که نگران ملت افغانیم
    چل سال گذشته است و در عصر فضا ... مشغول بهینه سازی پیکانیم
    یک روز فروشندۀ برقیم، ولی.... در حسرت آن روز دگر گریانیم
    ما صاحب سفره های نفتیم ، ولی ...از بابت نان سفره سرگردانیم
    هرچند که عیب های جالب داریم ... از بابت عیب دیگران خندانیم
    «جاوید » ولی بدان که ما در همه حال ... بدجور خلاصه عاشق ایرانیم

  14. 6 کاربر از پست مفید محمد جاوید تشکرکرده اند .

    محمد جاوید (دوشنبه 20 مهر 88)

  15. #68
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 شهریور 01 [ 10:24]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,166
    امتیاز
    41,377
    سطح
    100
    Points: 41,377, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2,961

    تشکرشده 3,584 در 906 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار طنز!!!

    ای انکه رخت به از بهشت است

    سیگار کشیدنت چه زشت است
    !
    !!

    مرحوم وزیری

  16. کاربر روبرو از پست مفید setareh تشکرکرده است .

    setareh (چهارشنبه 15 مهر 88)

  17. #69
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    مصاحبه تخم مرغي / اشعار طنز!!!



    تخم مرغی رفته بود اینترویو
    تا مگر کوکو شود یا نیمرو



    تخم مرغی بود با شور و امید

    خواست تا مرغانه ای باشد مفید



    فرم استخدام را پر کرده بود

    عکس هم همراه خود آورده بود



    توی مطبخ از برای شرح حال

    پشت هم کردند هی از او سوال:



    - کیستی تو، از کدامین لانه ای؟

    - بوده ای قبلاً در آشپزخانه ای؟



    - کی ز پشت مرغ افتادی برون؟

    - توی ماهیتابه بودی تاکنون؟



    - تجربه داری و فرزی در عمل

    - جای دیگر کار کردی فی المثل؟



    - داغ گشتی توی روغن یا کره؟

    - حل شدی در شنبلیله یا تره؟



    - با نمک فلفل بهم خوردی دقیق؟

    - خوب کف کردی شدی کلاً رقیق؟



    - پشت و رویت سرخ شد روی اجاق؟

    - باد کردی از فشار احتراق؟



    تخم مرغ این حرف ها را که شنید

    روی وحشت زرده اش هم شد سفید!



    ژوری اینترویو هم بی مجال

    لحظه‌ای غافل نمیشد از سوال:



    - گر "رزومه" داری و "سی.وی" بیار

    - ورنه بیخود آمدی دنبال کار



    - گر نداری توی کارت سابقه

    - ردّ ردّی گرچه باشی نابغه



    گفت لرزان تخم مرغ بینوا

    نیست قانون شما بر من روا



    خوب من تازه ز مرغ افتاده ام

    صفرکیلومترم و آماده ام



    هرکسی کرده ز یک جائی شروع

    میکند خورشیدش از یکجا طلوع



    گر نه در جائی خودم را جا کنم

    تجربه پس از کجا پیدا کنم؟



    گر که مرواری نباشد در صدف

    پس چگونه تجربه آرد به کف؟



    گر که در میدان نرفته کره اسب

    تجربه را پس چه جوری کرده کسب؟



    گفت "شف" با او که: - زر زر کافیه!

    - بیش از این هم ماندنت علافیه



    ـ تخم مرغ هم اینقدر پر مدعا

    - دست به نطقش را ببین بهر خدا!



    - تجربه اول برو پیدا بکن

    - بعد فکر پخت و پز با ما بکن



    تخم مرغ بینوا با قلب خون

    آمد از آن آشپزخانه برون



    رفت غمگین، صاف پیش مادرش

    تا که گرما گیرد از بال و پرش



    گفت مادرجان مرا هم جوجه کن

    جزو باند جوجه های کوچه کن



    مرغ مادر گفت که: - دیر آمدی

    - پس چرا طفلم به تأخیر آمدی؟



    - من به تو گفتم بگیر اینجا قرار

    - تو خودت عازم شدی دنبال کار



    - مهلت جوجه شدن شد منقضی

    - پس چه شد کوکوپزی، نیمروپزی؟



    تخم مرغ اشکش درآمد پیش مام

    ماجرا را گفت از بهرش تمام



    گفت در نیمروپزی گشتم کنف

    چونکه از من تجربه میخواست شف



    سابقه یا تجربه با من نبود

    آشپزخانه مرا ریجکت نمود



    موعد جوجه شدن هم که گذشت

    آه مادر بچه ات بیچاره گشت!



    من از آنجا مانده، زینجا رانده ام

    فاتحه بر هستی خود خوانده ام



    رفت فرصت های عالی از کفم

    حال دیگر کاملاً بی مصرفم



    پس در این دنیا به چه چیزی خوشم؟

    میروم الان خودم را میکشم!



    گفت مادر: - طفلکم قدقدقدا

    - چند مدت صبر کن بهر خدا



    - صبر کن طفلم بیاید نوبهار

    - باز پیدا میشود بهر تو کار



    - گرچه اکنون فرصتت سرآمده

    - تو نگو دنیا به آخر آمده



    تخم مرغ آنجا به حال انتظار

    ماند تا از ره بیاید نوبهار

    ×××

    عید نوروز، عید پاک آمد ز راه

    روی هر میزی بساطی دلبخواه



    شربت و شیرینی و قند و نبات

    تخم مرغ رنگ کرده در بساط



    روی میز خانه‌ی بانو بهار

    یک سبد مرغانه خوش نقش و نگار



    تخم مرغ ما نشسته آن میان

    میفروشد فخر بر اطرافیان



    از همه خوشرنگ تر، خندان و شاد

    حرف های مادرش آمد به یاد:



    - بهر هرکس در جهان قدقدقدا

    - هست یک جا و مکان قدقدقدا



    - نیست بی مصرف کسی قدقدقدا

    - هست امکان ها بسی قدقدقدا



    - هرکسی باید بیابد جای خود

    - تا نهد جای مناسب پای خود



    - پس تو هم توی مدار خویش باش

    فارغ از مأیوسی و تشویش باش



    - چون شبیه تخم‌مرغ است این کره

    - روز و شب گردش کند بی دلهره



    - خود تو هم هستی عزیزم بیضوی

    - در مدار خویش گردش کن قوی



    - زندگی زیباست، زیبایش ببین

    - هم ز پائین، هم ز بالایش ببین



    تخم مرغ ما ز پند مادری

    شادمان لم داد آنجا یکوری



    گفت گر مطبخ به من میداد کار

    در کجا بودم کنون ای روزگار؟

    گشته بودم جوجه گر روی حساب

    ای بسا که میشدم جوجه کباب



    پس چه بهتر که بد آوردم زیاد

    حال راضی هستم و ممنون و شاد



    تخم‌مرغم، بیضی‌ام، شکل زمین

    پس غم دنیا .......بعد از این!


    -------------------------

    هادی خرسندی – ژانویه 2009 :D

  18. 3 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (جمعه 03 مهر 88)

  19. #70
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: اشعار طنز!!!

    جیغ زدن برای سلامت زنان مفید است- جراید

    منم زی ذی و مشتاق ملامت (بنازم اختصــــــــــار این علامت!)

    به فکر پرده‌ی گوشــم نباشی تو جیغت رو بزن، جونت سلامت!!



    **



    سرم عمری هراسان زیر تیغت کبود از لطفهـــــای بی دریغت!

    ندیدم هیچ زن سالم تر از تـــــو یه پا مولتی ویتامین است جیغت!



    **



    تنم باشد کبود از لنگه کفشی و یا از ناخن همچــــــون درفشی!

    زنم بهر سلامت -جای ورزش- کشد دائم ســــــرم جیغ بنفشی!!

    http://bolfozool.blogfa.com/

  20. 2 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (جمعه 03 مهر 88)


 
صفحه 7 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.