سلام
سلام خدای مهربانم
میدونم این تاپیک برای درد دل شبانه ایجاد شده و حالا روزه که من دارم باهات درد دل میکنم.منو ببخش که شب امکانش نبود.خدای عزیزم! دیشب خیلی دلم گرفته بود خیلی.کسی منو ناراحت کرده بود و من هم تلافیش رو سر خواهرم درآوردم اما بعد پشیمان شدم و سعی کردم از دلش در بیارم.
یک لحظه غفلت کردم و گفتم خدایا قربانت برم این چه مسئولیت سنگینیه که به گردن من انداختی؟
اما خودت میدونی که فورا از این حرفم پشیمان شدم .منو ببخش خدای خوبم که با جان و دل مسئولیتهام رو قبول دارم و بهشون افتخار میکنم.به اینکه انقدر بهم توجه داری و رهام نکردی و منو وسیله قرار دادی
از اینکه منو انتخاب کردی که برای خانواده ام خصوصا بعد از پدر و مادرم یه امید باشم بینهایت ازت ممنونم.
من فقط میخوام تو بهم نگاه کنی حتی اگر صلاح بدونی و بهم سختی بدی منتت رو دارم چرا که نگاهت برام همه چیزه اما لحظه ای تحمل ندارم به حال خودم رهام کنی.
خدایا! لحظه ای رو بدون حضور تو و کاری که رضای تو توش نباشه رو نمیخوام...
پناهم باش که هر چقدر هم که محکم باشم و خودم رو کنترل کنم باز هم ضعیف ضعیفم و نیازمند عنایتت.
یا رَب ارحم ضعف بدنی و رقة جلدی و دقة عظمی...







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)