به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 573

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 تیر 93 [ 15:40]
    تاریخ عضویت
    1389-12-03
    نوشته ها
    453
    امتیاز
    4,461
    سطح
    42
    Points: 4,461, Level: 42
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,177

    تشکرشده 2,204 در 465 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: درد دل امشب من با خدا

    خدای من! چه قدر حال این لحظات برایم غریبه. هر روز تجربه ی یه حس تازه برای اتفاقات تکراری!
    اما این احساس با تجربه های دیگرم متفاوته. یه احساس عجیب. احساس نا امیدی در اوج امیدواری!
    احساسی که بهم میگه میتونستم داشته باشمت، میتونستم به شوق تو نفس بکشم، اونی باشم که تو میخوای، معصیت نکنم، نرنجونمت، فراموشت نکنم، دلخور نشی ازم، لبخند رو از لب هات نگیرم اما....نمی تونم که بخوام. در توانم هست که انسان باشم. اما در توانم نیست که بخوام انسان باشم.
    هر بار یه راه. میگم این بار خودشه، اما لحظه های حس قشنگ با تو بودن حتی چند دقیقه هم برام ماندگار نیست.
    بذار اعتراف کنم خسته شدم از نداشتنت. وقتی میخوام میگی چرا میخوای، وقتی نمی خوام میگی چرا نمی خوای... آخه خودت بگو باید چی کار کنم.

    من پرواز رو تجربه کردم، نمی تونم خفقان قفس رو تحمل کنم. ببین نداشتن تو منو به کجا کشونده. از وقتی معنای آرامش رو با تو شناختم، دیگه نتونستم با هیچ کس و هیچ چیز جز تو به آرامش برسم. منو به خودم وا گذاشتی، خب چه جوری از خودم محافظت کنم؟ من خوب نیستم، اما به خوبی های تو عادت کردم. به توجهت، به محبتت. تجربه ی توجهت این بی توجهی رو بر من سخت و دشوار کرده.

    ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
    در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

    ببخش اگر کفر گفتم، بی احترامی کردم، بیشتر از حدم حرف زدم، میدونم تقصیر تو نیست، یعنی نمی تونه باشه، درک میکنم که نمی تونی عدالت رو زیر پا بذاری، به خاطر همه بنده هات. معصیت کردم، باید جورشو بکشم. بی راهه میرم، در بسته حقمه. غرور دارم، باید بشکنه، اما عطش آرامش دارم، میترسم اگر به چشمه ی زلال آرامش تو ره نیابم، به سراب ها دل ببندم. پیش از این هم گرفتار سراب ها بودم و .... شاید هنوز هم هستم!
    از اینکه فردا هم مثل امروز باشه میترسم. میترسم این ناامیدی تردید آمیز، به جنون حقیقت تبدیل شه. جنون از دست دادنت برای همیشه.

  2. 14 کاربر از پست مفید shabe barooni تشکرکرده اند .

    asemuni-68 (دوشنبه 15 تیر 94), shabe barooni (جمعه 16 دی 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.