روژان جان اين سوالاتي كه ذهنت رو مشغول كرده طبيعي هست. به نظر من فقط بايد خودتو خالي كني تا بتوني راحت تر باهاش كنار بياي همين.
در رابطه با اينكه چطور بعد از 5 سال اينقدر راحت از جدايي ميگفت كه يك سال جدا شيم. يا اينكه كسي كه مثلا هر روز باهات تماس ميگرفت بعد يه مدت اگه چند روزم ازت خبري نميگرفت واسش مهم نبود....
اين موارد رو خيلي ها ميبينن ، منم ديدم توي رابطه اي كه داشتم و خيلي هاي ديگه هم داشتن و خواهند داشت. من نميدونم چطور ميشه يه پسر بعد وابستگي طولاني مدت بزنه زير همه چي ولي اين رو حدس ميزنم كه بعد از اينهمه مدت فرصت كافي براي فكر كردن روي تمام جوانب كار رو داشته و در ضمن ديگه بعد از 5 سال با هم بودن و تكراري شدن و از اونطرف بوجود اومدن مشكلات و سرد شدن و خلاصه همه اين موارد موجب ميشه كه طرف اشتياقشو از دست بده و و تمايلات و احساساتش فروكش كنه و بيشتر فكر كنه!! وقتي هم بشينه منطقي فكر كنه و ببينه كه جدايي به نفعش هستش خوب جدا ميشه. كلا پسر ها از نظر احساسي كمتر از دخترها احساسي هستن و بيشتر ميتونن منطقي باشن. منطقش بهش گفته جدا شو و اينم بدون خيلي وقته كه ايشون وابستگيش به شما كم شده يك دفعه كه وابستگي كم نميشه مگر اينكه اصلا وابسته نباشه پس بدون احتمالا مدتي بوده كه به فكر جدايي بوده
درسته خيلي فكرا و سوالاي بي جواب آزارت ميده ولي سعي نكن كه بري و از خودش بپرسي،كلا بي خيال همه چي بشو. با يكي كه بهش اعتماد داري درد و دل كن اين خيلي ميتونه كمك كننده باشه يا مثلا گفتم كه سوالاتو بنويس دردو دلاتو بنويس اينا كمك ميكنن كه خالي بشي حد اقل ميتوني امتحان كني و نتيجه اش رو ببيني، سعي كن وابستگيتو كم كني و از هر روشي براي به دست آوردن آرامش استفاده كن،








علاقه مندی ها (Bookmarks)