ببین به پدرت بگو فرضا خواستگار بعدی 2000 تا سکه هم مهرت کرد اما اگه بد بود باید جانت را هم بگذاری و فرار کنی. آخه مگه میشه یک دختر نتونه باباشو راضی کنه. مگر اینکه پدرت از چیز دیگه هم ناراضیه. البته به احتمال زیاد خانواده پسر هم به زودی از این رفت و آمدها خسته میشن. شایدم به بابات برخورده که 9 ماه این خواستگاری طول کشیده و می خواد ازشون ذره چشم بگیره. البته به نظر من بابات مهریه بالا گفته اما اونها هم کمی پائین گفتند. سعی کن با زبان خوش باباتو راضی کنی. بد نیست اقا پسر هم مکالمه تنهایی با باببات داشته باشه و از اهدافش برای زندگی با تو بگه البته اگه سر و زبان داره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)