سلام خواهر گلم نگين جان
من احساس مي كنم مشكل شما به دليل تلقين كه به خودتون دارين مبني بر بي علاقگي به همسرتونه و ايشون هم از اين بي علاقه گي خبر داره بنابراين هيچ تلاشي در جهت رفع اين مشكلات نداره شايد فكر ميكنه بي فايده اس.بعدشم اصولا همه آدمها سر يه سري چيزا حساسيت دارن شما بايد در رابطه با مهارتهاي ارتباطي بينتون بيشتر مطالعه كنيد و هيچوقت انگشت روي نقاط ضعف همديگه نذاريد.
اين علائمي هم كه شما راجع به خودتون گفتين علائم افسردگي شديده كه عوامل محيطي و عدم داشتن ارتباط موثر با اطرافيان و روزمرگي و يكنواختي و نداشتن تفريح و كمرنگ شدن بعدهاي مذهبي ميتونه از دلايل عمدش باشه (بر اساس مطالعاتي كه من راجع به افسردگي و انواعش داشتم ميگم) كه بايد با مراجعه به متخصص و ورزش كردن حل بشه.
به هر حال از نظر من شما حتما بايد روي نقاط مثبت همديگه هم تمركز كنيد و اونا رو پررنگتر كنيد تا به نتيجه برسيد و اصلا به جدايي فكر نكنيد.
بعدشم اين زندگي كه 7 سال تداوم داشته و انرژي صرفش كردين تا به كلي شناخت از هم و خانواده هاي هم برسين مطمئناٌ ارزش داره براي رفع يسري سوء تفاهمات تلاش مضاعف كرد.
با آرزوي بهترين ها براي شما و همسرتون