دلجو، سمانه و آنی گرامی. از همدردیتون سپاسگزارم، از اینکه چند نفر وجود دارند که دلشون برام می تپد، واقعا احساس خوبی دارم.
امروز صبح ساعت 8، دوباره شروع کرده که تو با زن همسایه،دخترخالت،همکارت،.... .. رابطه داشتی و توقدیس نیستی و تو این کارها رو کردی و منم تلافی کردم.
آخه من چی بهش بگم . چه جوری قانعش کنم که به اون خیانت نکردم. بهش میگم هر مدرکی می خواهی ،بگو تا ارائه کنم.ریز مکالمات موبایلم، تلفن خانه، تلفن اداره و هر چی که تو بگی. میگه تو زرنگی ، دم به تله نمی دی ، من احساس کردم که تو این کارو کردی و از این حرفها.
می گم ماه که همیشه پشت ابر نمیمونه، اگر بعد از این همه سال چیزی پیدا نکردی ، بخاطر اینه که چیزی وجود نداره عزیزم. خلاصه پاک قاطی کرده است. بهش گفتم دیگه با تو بحثی نمیکنم، اگر می خواهی، ادامه حرفها باشه در حضور یک مشاور بی طرف که بیشتر از من و تو می فهمه. بهش گفتم تو در حضور مشاور قول دادی که تمام ارتباطات قبلی را قطع کنی، ولی تو روزی 7 الی 8 تا اس ام اس می گیری و می فرستی.تو روزی 7 الی 8 تا ایمیل از 2 نفر که یکی از آنها ، مثلا دوست صمیمی من در محل کارم است ، می گیری و می فرستی.با آنها رابطه ایجاد کردی ......
خدایا، پس خدمات پس از خلقتت کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دیگه از آستانه تحمل من خارج شده است!!!!!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)