به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 43

Threaded View

  1. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 تیر 92 [ 10:05]
    تاریخ عضویت
    1390-7-06
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,737
    سطح
    24
    Points: 1,737, Level: 24
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 69 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت باور نکردنی زنم

    همسرم به دکتر گفت از بس به من بی توجهی کرده این مرد، که به جای اون با یکی دیگر بیرون میرفتم ولی به خودم میگفت تو به من خیانت میکنی و از این حرفها که شنیدنش برام زجر آور بود.
    2 تا از خواهرهای همسرم طلاق گرفتن و کلا واژه طلاق در خانواده آنها چیز ناراحت کننده ایی به حساب نمی آید. همسرم و خانواده اش بارها و بارها به من دروغ گفتن و کلا دروغ گویی و استفاده از کلمات رکیک در شوخیها و صحبت ها، برای اقوام همسرم عادی به حساب می آید که برای من ناراحت کننده است.خواهر کوچکترش 3 سال بعدد از ازدواج از یک مرد دیگه بار دار شد و الان داره مثلا با اون زندگی میکند. وقتی برای خواستگاری رفته بودم مادرش به من گفت که پدر همسرم افسره و ... که بعدا معلوم شد یک درجه دار ساده است و همسرم هنوز که هنوز است حاضر نیست در این خصوص توضیحی بدهد.تقریبا 5 الی 6 مرد و زن را در خانواده همسرم می شناسم که از همسرانشون جدا شدند. در خانواده من حتی یک مورد هم وجود نداشته است.فکر میکنم زندگی ما در طی 6 سال اخیر بر اساس عادت و بدون احترام بیکدیگر سپری شده و در این بین بچه های معصومم بیشترین آزار رو تحمل کردن

    من حدود 14 ماه پیش یک گوشی موبایل در آشپزخانه دیدم که خمسرم با سرعت اونو از من گرفت و گفت خواهرم ظهر اینجا بوده و اونو جا گذاشته است که به نظرم منطقی نبود.
    2 ماه بهد خواهرش را دیدم و از اون سوال کردم که متوجه شدم چیزی نمی داند ولی همسرم که صدای صحبت ما رو شنیده بود قضیه را ماست مالی کرد و گفت گوشی رو پس داده. من همیشه فکر می کردم شاید یکی از اقوم مرد فامیل این گوشی را آورده و چون همسرم تنها بوده و خواسته من ناراحت نشم به من دروغ گفته.2 الی 3 هفته بعد دوباره گ.وشی را در اتاق خواب زیر بالشش پیدا کردم ولی باز هم به زنم بخاطر خیانت شک نکردم و ازون توضیح خواستم که گفت تو گفتی پول تلفن زیاد شده من هم این گوشی رو از خواهرم گرفتم که غر نزنی . بعد از اون من گوشی رو ندیدم ولی هر بار که سوال می کردم انکار می کرد. می دونستم که همسرم دفتر خاطرات داره و دنبال یک فرصت بودم دفترش را پیدا کنم ولی همواره از دفتر خاطراتش با دقت محافظت می کرد.حدود 2 ماه پیش برای پیدا کردن دفترچه بیمه ام داخل کمد را می گشتم که دفتر خاطرات پارسالش را پیدا کردم و هر وقت که نبود اونو می خوامندم ه قضیه موبایل برام روشن شه که متاسفانه فهمیدم چه فاجعه ایی رخ داده. بعد که سوال کردم انکار می کرد تا اینکه مجبور شدم قضیه دفترش را بگم و انهم اعتراف کرد هر کس که به من توجه کرد ، من نه نگفتم و این تعداد به حساب من تا به حال به 5 نفر رسیده.روزهای اول می کردم که فقط یک نفر است و اون همسرم را فریب داده و قصد داشتم انتقام بگیرم و چیزی برام مهم نبود، ولی وقتی آدرس و خانه و محل کار اون نامرد را پیدا کردم متوجه شدم که با حدا قل 2 نفر رابطه جنسی و عاطفی داشته است. اون مرد همسرم در خصوص نحوه رفتارش به گونه ایی که منو عذاب بده و تلافی کند راهنمایی می کرده .مثلا بهش گفته بود همیشه دوپهلو باهاش حرف بزن، همیشه مثل زن من از اون طلب کار باش. ازنم به بهانه های مختلف پول می گرفته است و پس نمیداده. بازنم مثل یک روسپی نو محل کارش ، تو خیابان ،توی پارک، در پارکهای چنگلی ،در داخل ماشین، کنار خیابان کام میگرفتهو اصلا یک رابطه سالم بین اونا نبوده و همیشه همراه با استرس وترس و... همراه بود براساس نوشته های همسرم اون در 90 موارد ارضاء نمیشده و همیشه در روابطش با این 2 نفر نیمه کاره می مونده. نوشتن زجر اور است و احساس سبکی می کنم. یکی از ارزوهای اخیرم اینه که بتونم یک شب به طور پیوسته و برای چند ساعت با آرامش بخوابم .

    در طی چند سال گذشته روابط ما سطحی و سرد بودو اون هیچوقت شروع کننده نبود.و در 2 سال گذشته مرتب به بهانه شرکت در کلاسهای انرژی درمانی و عرفان از منزل خارج میشد و معمولا تا 10 شب برنمیگشت.اقوام و فامیل من مدتها است که بعلت بی احترامیهای اون از ما بردین و تقریبا نه با دوستانمون ارتباط چندانی داریم و نه با فامیل.مرتب لباسهای نو می خرید و از چند روز قبل رفتن به کلاس به ارایشگاه میرفت و به سر و وضع خودش می رسید و در تمام این مدت من غافل از اینکه زنم با یکی دیگه است.تا جایی که فهمیدم با این اقایون محترم در همان کلاسها آشنا شده و ادامه داده. واقعا از اینکه تا این اندازه به همسرم اعتماد داشتم و اونو تعقیب نکردم از خودم بیزارم. هنوز هم نمی توانم باور کنم. روزهای اول تصمیم به خودکشی گرفتم و وقتی متوجه شد به مشاور مراجعه کردیم ولی ادامه ندادیم. چیزی که خیلی ناراحت کننده است اینکه اون هنوز به خودش نیامده و ابراز پشیمانی نمکنه و کارشو توجیه می کند. در طی این مدت ما به یک مسافرت یک هفته ایی رفتیم و روابط کافی هم با هم داشتیم ،ولی هیچ چیز نمیتونه ارامم کند.2 هفته پیش وقتی متوحه شدم که هنوز از طریق ایمیل و حضوری (گاها) با اون ارتباط داره شراطم رو برای طلاق اعلام کردم و گفتم اگر شرایطم را نپذیری شکایت میکنم. از آنروز اتاق خوابش را جدا کرده و هر دو منتظریم

  2. 5 کاربر از پست مفید k_majid تشکرکرده اند .

    k_majid (پنجشنبه 14 مهر 90), XBiNaries (شنبه 07 دی 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.