اول از همه بايد براي اطرافيان روشن كنيد كه ديگر چنين حرفهايي را جلوي پسر شما بيان نكنند و بايد گوشزد كنيد كه به كودكانشان ( كساني كه مطلع هستند ) هم بياموزند كه تكرار نكنند و يا بگويند كه اين مسئله حقيقت نداشته و اين پسر پسر واقعي مامان نگران مي باشد و ما اشتباه فكر مي كرديم
اطرفيان نقش به سزايي مي توانند داشته باشند نوع نگاه ، لحن حرف نوع رفتا همه مي تونه مشكل ساز باشه . پسر شما الان همه چيزو مي فهمه و ديگه بچه نيست كه متوجه نشه .
بايد براي پسرتون روشن كنيد كه چقدر اورا دوست داريد و بگوييد كه اگر تو نبودي شايد من هيچ وقت بچه دار نمي شدم و اين از بركت توست و بگوييد به همين دليل است كه اورا خيلي بيشتر دوست داريد و حاضر نيستيد ناراحتيش را ببينيد
بايد كم كم از ذهنش خارج كنيد احتياج به زمان است و عجله اي نمي شود








علاقه مندی ها (Bookmarks)