SCI برادر خوبم
خوشحالم که دوباره به تاپیکم پاسخ میدید
جواب سوال 1 واقعا" نمی دونم
الان نزدیک 2 3 ماهه دارم به خودمم اهمیت میدم ولینیازهای خودمم در نظر میگیریم ولی رفتار جراتمندانرو قبلا" بلد نبودم و چند ماه پیش که بهم گفتید روش کار کردم فکر میکنم یادم گرفتم ولی همسرم اصلا" نمیذاره فضای صحبتی ایجاد شه
طبق نظریه عینک ذهن کانت قطعا" همه نتیجه گیری های ما از اطراف و تفسیر موقعیت ها لزوما" صحیح نیست و حتی جنسیت سن و ... همه میتونه رو نحوه تفسیر ما از شرایط اثر بذاره ولی نهایتا" بر پایه این اعتماد به تفسیرمون از مسایل که می تونیم زندگی کنیم و تصمیم بگیرم و من شخصا" اینجا کمک می خواهم که مسایل رو ببینم از دید بقیه چجوری تحلیل میشه و تو این مدتم البته با تحلیل های شما تفسیرم از خیلی موقعیت ها تغییر کرده و سعی کردم نوع دیدگاهم به اتفاقات تغییر بدم
نه اونم قطعا" از شرایط فعلی راضی نیست هیچ کس از تشنج لذت نمیبره ولی 2 تا حالت داره 1. اون عامل ایجاد این تشنج هاست و به نوعی من قربانی این شرایط دارم میشم .من دنبال حل این تشنج ها و اون فقط دنبال ایجاد این تشنج هاست و هیچ همکاری در جهت حلش نداره
2 - شاید این ایراد من کهه خیلی ذهنم درگیر میشه حتی تو خواب ولی اون خیلی راحت ذهنش میتونه معطوف به بخش های دیگه زندگیش کنه و ازین شرایط حداقل ه اندازه من اسیب نبینه
علت لجبازی هاش فکر کنم هم خیلی مغرور هم اینکه 1 بار دیده بخاطر حفظ زندگی کوتاه اومدم بل گرفته ازم و داره سو استفاده میکنه .هم ازین بحث ها خستس و دیگه حوصله نداره . هم میخواد شرایط متشنج باشه که
در قبال من مسولیت به ایده خودش نداشته باشه و به کارای شخصیش برسه
برای خلاص شدن تمرین تنفس میکنم . موزیک هایی که دادید گوش میدم . مراقبه انجام میدم . دوش نمک به تازگی میگیرم . مطالعه اگه خسته نباشم انجام میدم . به یه جسم نگاه میکنم و سعی میکنم با گردش چشم جزیات اون جسم ببینم . دیر بر میگردم خونه تنهایی میرم قدم میزنم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)