شما که کل دوران دبستان من رو آوردید جلو چشمم! :)
کلاس اول مدرسه ام خوب بود. خودشون تغذیه هم می دادن. بعضی روزها شیر کاکائو. گوجه سبز!
فکر کنم یک بار هم موز دادن. اون موقع موز واسه خودش چیزی بودها! شایدم اشتباه می کنم و موز ندادن. بعید می دونم از این ولخرجی ها کرده باشن. ولی یک چیزهایی یادمه :)
لیوان های آب خوری داشتیم که جمع می شد! یادتونه؟
به قول شایانا قمقمه هم داشتیم :)
کلاس اول یکبار با گچ من یک کلمه بی ادبی رو زمین نوشتم. معلممون کلی دعوام کرد. یک ساعت جلوی بچه های کلاس با من حرف زد. آخرش گفت برو دست و دهنت رو بشور و بیا. باحالیش اینه که من هم رفتم دهنم رو شستم اومدم. در صورتی که اون موقع کسی اونجا نبود که ببینه من می شورم یا نه
داستان این قضیه خیلی خنده داره، ولی نمیشه اینجا بگم
هر وقت یک جشنی چیزی بود، باید 4 ساعت سر صف تو آفتاب می ایستادیم تا برنامه اجرا کنند!
یادتونه از کلاس سوم اجازه داشتیم با خودکار بنویسیم؟!
یادتونه از کلاس سوم اجازه داشتیم حرف سین رو به صورت کشیده بنویسیم؟
یعنی من یکبار رفتم به معلم گفتم، خانم، ما اجازه داریم سین رو بکشیم؟ گفت چجوری؟ بنویس!
نوشتم. گفت بله!
راستی شما هم می گفتید: اجازه، ما بریم آب بخوریم؟ چرا نمی گفتیم من برم آب بخورم؟
کلاس پنجم یکبار من شدم مبصر. هیچ کس به حرفم گوش نمی داد. لیست بدها می نوشتم. فکر کنم اسم همه رو نوشته بودم! یک وضعی شده بود. معلم اومد. کلی با من دعوا کرد!!! :)
دیگه مبصر نشدم.
کلاس پنجم یک پسره بود، هی پز می داد، می گفت ما از خارج کامپیوتر آوردیم. ولی تو کمد گذاشتیم. درش نمیاریم!
یک بار من شدم پیش نماز. هول کردم، نفهمیدم 4 رکعت خوندم یا 5 رکعت.
بعد نماز از مکبر پرسیدم من چند رکعت خوندم؟ گفت نمی دونم. تو هر چی خوندی، منم گفتم!
پیک شادی یادتونه؟!
من قشنگ تصویر خودم، زمانی که کلاس اول بودم و خونه نشسته بودم رو زمین و داشتم پیک شادی رو پر می کردم یادمه!
مدرسه ی ما یک دوچرخه آویزون کرده بودند. می گفتند هر کس 300 امتیاز بیاره، این رو بهش می دیم. حالا مثلاً بیشترین امتیازی که آدم می شد بیاره، 40-50 بود!![]()








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)