سلام دوست عزیز،
واقعا بابت مسئله بوجود اومده از صمیم قلب متاسفم. بعنوان یک مرد بقدری حالم بد شد که نزدیک بود روی کیبورد با لا بیارم.
من نمی دونم چرا همه دنبال ادامه این پیوند که به تار عنکبوت وصل است، هستند؟ مگر باید چه اتفاقی بیفته که از هم بالاخره جدا بشن؟ خدای نکرده باید خود علی آقا با چشمهای خودش شاهد یک خیانت عینی باشه؟
در این مورد طبق چیزی که از رفتار همسر (فعلی) ایشون دیدیم هیچ تضمینی برای تعهد وجود نداره. بعضی از خط قرمز ها قابل برگشت نیستند. خود ایشون میگه که در صورت باخت، چنان کاری از طرف سر می زد. بعلاوه یک بار بخشش برای همچین کار سنگین زیاد هم بوده. با این وجود طرف دوباره به دنبال کثافت کاری رفته. خواهشا توجیه نکنیم که نمیدونم خلائی در زندگی طرف بوده که پر نشده که حالا اینطوری شده. زندگی یعنی تعهد و از خود گذشتن. یعنی قرار گرفتن در اشتراک دو دایره که کاملا بر هم منطبق نیستند. کسی که این اصول رو یاد نداره لیاقت زندگی مشترک رو نداره.
دکتر! این خانم لیاقت شما رو اصلا نداره. مرد باش و کاملا منطقی فکر کن. این تجربه سنگین رو به دوش بگیر. من اصلا اینجا هیج عددی نیستم واصلا اصراری ندارم که طلاق بگیرید. از بقیه راهنمایی بخواه ولی نهایتا خودت تصمیم بگیر. ولی شما خودت فکر کن، ادامه این زندگی یعنی روی مرد بودن، ارزشهای وجودی خود پا گذاشتن خواهد بود. با تمام قدرت برای خوشبختی خودت و بچه هات تلاش کن. همه مردهای خوب ایثار گرند. مثل یک مرد واقعی ایثار کن. ولی برای شخص درست و امور ارزشمند. منطقی فکر کن خوشبختی خودت و بچه هات در چه چیزه. مطمئن باش که خدا بهتر از این برات در نظر داره. البته حتما روی خودت فکر کن. ببین در گذشته شاید کاری کردی که تورو به این روز انداخته. هر کسی خودش بهتر از هر کس دیگه میدونه چیکار کرده که نباید میکرده و چیکار نکرده که باید می کرده. به خدا سعی کن نزدیک تر بشی چون چاره حل همه مشکلات دست اونه. چه بخواهی چه نخواهی.
باز هم میگم اصراری به جدایی نیست. ولی مثل یک مرد فکراتو بکن. منطقی باش و قدرتمند، مثل یک مرد واقعی. تو توان تغییر همه محیط اطراف خودت رو داری، می تونی خودت رو هم عوض کنی ولی عوض کردن یک شخص دیگه که قبح یک زشتی برای اون ریخته شده.... والا چی بگم.
در ضمن نخواستم که منفی باشم. ولی مطمئنم که تو یک مردی و راحت منطق رو می پذیری. شاید حداکثر یک سال عذابت بده...هر چند که من قول میدم بعد از یک ماه از جدایی همه چیز به حالت اول برخواهد گشت.
دوستان! اگر ما در بعضی موارد جدی عمل نکنیم، پس بین ما و یک فرد بی اعتقاد به اصول انسانی (نمی گم مذهبی، همه به کرامات انسانی معتقدیم) چه فرقی هست؟ بین جامعه محجوب ایرانی باید با جوامع دیگر که حتی امروزه در مشاوره هاشون برای بهتر شدن روابط بین زن و مرد توصیه به آوردن یک شریک جنسی دیگر درخانه می کنند، باید باید باید باید باید یک تفاوتی باشه. تا زمانی که از خط قرمز رد نشیم همه چیز قابل اغماظ است و مشاوره معنی داره. ولی بعد از رد شدن...اینجاست که بعضی وقتها داروی تلخ را با شیرینی هر چه تمام تر باید سرکشید و یقین داشت که هر چند الان تلخ است ولی منجر به بهبودی شیرینی در آینده خواهد شد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)