به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 92

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 شهریور 95 [ 04:50]
    تاریخ عضویت
    1387-7-19
    نوشته ها
    466
    امتیاز
    9,840
    سطح
    66
    Points: 9,840, Level: 66
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 210
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    880

    تشکرشده 885 در 224 پست

    Rep Power
    64
    Array

    RE: شرح پریشانی من

    برادر خوبم اینها از دید من کم لطفی نیست هر کی در بیان افکار و عقایدش آزاد است .اصلا مفهوم تالار گفتگو همین است .ولی واقعا برای من هیچ اهمیتی ندارد که سایرین چه تفکری دارند.کسی جز خود ما آگاه به شرایط و مسایلمان نیست پس این برخوردها هم بعید نیست..
    متاسفم که اینها را مطرح می کنم اما همین هایی که بیشتر از همه ابراز تعصب دارند بیایند و به جای من درست 10 سال تنها زندگی کنند آنهم در یک کشور غریبه و بدون هیچ آشنایی ..ببینم چند سالش را دوام میاورند ..بخدا اگر کار به یک یا دو سال هم بکشد من حاضرم با هر کسی این ادعا را دارد شرط بندی کنم . تنها چیزی که من از شوهرم داشتم کوهی از درگیری های دادگاهی بود و یک اسم توی شناسنامه که متاسفانه شهامت خط زدنش را خیلی دیر پیدا کردم....برایم این نکته جالب است که حتی خود شوهرم به من حق می دهد و هنوز هم خواهان جبران است اما سایرین هنوز در منطق کورشان دست و پا می زنند!!بگذریم این تاپیک متعلق به من نیست و مربوط به مشکل شماست .من چند تا سوال از شما برایم پیش آمد که اگر دوست داشتید پاسخ دهید.
    1-شما و همسرتان چطور شد که با هم ازدواج کردید؟ ازدواج شما بر اساس عشق بود ؟ قبل از ازدواج با هم آشنا بودید یا نه؟ و چه چیزهایی در ایشان دیدید که تصمیم گرفتید با ایشان ازدواج کنید؟؟

    2- از چه زمانی این حس ترحم و دلسوزی در مورد ایشان در شما پدیدار شد؟ این حس را از ابتدا هم داشتید و یا بعدها پیدا کردید؟
    3- اگر این حس را از ابتدا نداشتید چه عاملی باعث شده که به این حس برسید اگر با خودتان رو راست باشید فکر نمی کنید وجود ارتباط خارج از منزل باعث رسیدن و یا تشدید این حس شده باشد؟؟
    4 - این حس ترحمی که می گین به چه چیزش احساس ترحم و دلسوزی دارین؟نگران چه چیزی در ایشان هستید که حس ترحم به شما دست می دهد؟؟

    5 - وقتی با همسرتان روابط خوبی دارید باز هم همین حس را دارید یا نه؟
    6 - و اخرین سوالم اینست که از رابطه زناشویی با ایشان راضی هستید و یا به آنهم تمایلی ندارید؟؟

  2. 2 کاربر از پست مفید f_z تشکرکرده اند .

    f_z (پنجشنبه 07 مهر 90)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 آبان 90 [ 00:16]
    تاریخ عضویت
    1390-6-18
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    1,482
    سطح
    21
    Points: 1,482, Level: 21
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 48 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شرح پریشانی من

    نقل قول نوشته اصلی توسط f_z
    برادر خوبم اینها از دید من کم لطفی نیست هر کی در بیان افکار و عقایدش آزاد است .اصلا مفهوم تالار گفتگو همین است .ولی واقعا برای من هیچ اهمیتی ندارد که سایرین چه تفکری دارند.کسی جز خود ما آگاه به شرایط و مسایلمان نیست پس این برخوردها هم بعید نیست..
    متاسفم که اینها را مطرح می کنم اما همین هایی که بیشتر از همه ابراز تعصب دارند بیایند و به جای من درست 10 سال تنها زندگی کنند آنهم در یک کشور غریبه و بدون هیچ آشنایی ..ببینم چند سالش را دوام میاورند ..بخدا اگر کار به یک یا دو سال هم بکشد من حاضرم با هر کسی این ادعا را دارد شرط بندی کنم . تنها چیزی که من از شوهرم داشتم کوهی از درگیری های دادگاهی بود و یک اسم توی شناسنامه که متاسفانه شهامت خط زدنش را خیلی دیر پیدا کردم....برایم این نکته جالب است که حتی خود شوهرم به من حق می دهد و هنوز هم خواهان جبران است اما سایرین هنوز در منطق کورشان دست و پا می زنند!!بگذریم این تاپیک متعلق به من نیست و مربوط به مشکل شماست .من چند تا سوال از شما برایم پیش آمد که اگر دوست داشتید پاسخ دهید.
    1-شما و همسرتان چطور شد که با هم ازدواج کردید؟ ازدواج شما بر اساس عشق بود ؟ قبل از ازدواج با هم آشنا بودید یا نه؟ و چه چیزهایی در ایشان دیدید که تصمیم گرفتید با ایشان ازدواج کنید؟؟

    2- از چه زمانی این حس ترحم و دلسوزی در مورد ایشان در شما پدیدار شد؟ این حس را از ابتدا هم داشتید و یا بعدها پیدا کردید؟
    3- اگر این حس را از ابتدا نداشتید چه عاملی باعث شده که به این حس برسید اگر با خودتان رو راست باشید فکر نمی کنید وجود ارتباط خارج از منزل باعث رسیدن و یا تشدید این حس شده باشد؟؟
    4 - این حس ترحمی که می گین به چه چیزش احساس ترحم و دلسوزی دارین؟نگران چه چیزی در ایشان هستید که حس ترحم به شما دست می دهد؟؟

    5 - وقتی با همسرتان روابط خوبی دارید باز هم همین حس را دارید یا نه؟
    6 - و اخرین سوالم اینست که از رابطه زناشویی با ایشان راضی هستید و یا به آنهم تمایلی ندارید؟؟
    سلامی دوباره و همیشه!
    اگز زحمت خواندن پست شماره 48 همین تایپیک را بکشید فکر می کنم تا حد زیادی جواب سوال یک تا چهار خود را بگیرد.اگر این چنین نشد بنده با کمال میل دوباره این پرسش ها را پاسخ خواهم گفت.
    اما درباره سوال پنجم تان باید توضیح بدهم که روابط ما در چند ماه گذشته آن قدر کم بوده که هیچ روزش معنای "خوب" را نمی دهد؛اما وقتی که روابط خوب نسبی بین ما حاکم بوده قطعا احساس ترحم کم تری در ذهن من وجود داشته است ولی آن وقت راهکار همسر من برای انجام کارهایش نیز متفاوت می شده است بدین معنا که اگر خواهان انجام کاری یا مخالف آن بوده است با اصرار بیش از حد مرا مجاب می کرد که تن به آن بدهم.
    حقیقت این است که آن قدر آرامش من در محیط خانه کم و ناچیز است که گاهی علی رغم این که می فهمم نباید در مقابل پافشاری ایشان از موضعم کوتاه بیایم ولی به خاطر همان آرامش لحظه ای این کار را می کنم.

    و سوال ششم:
    روابط زناشویی ما تقریبا به صفر رسیده است و آخرین باری که ازین رابطه بهره ای به جز زجر و عذاب داشته ام را به خاطر نمی آورم.محرومیت را به این نوع ارتباط ترجیح می دهم...
    چند ماه پس از ازدواج مان به رابطه همسرم با چند نفر پیش از ازدواج،پی بردم.با وجود این که بنده در یک شهر کوچک و در یک خانواده سنتی تربیت شده بودم که این نوع ارتباط را برای شان قابل هضم نبود ولی توانستم دیده ها و شنیده هایم را نادیده و ناشنیده بگیرم و فکر می کنم که منطق هم همین را تایید کند چون روابط پیش از ازدواج ربط چندانی به ازدواج ندارد به شرطی که همسرت قبل از ایجاد تعهد از آن آگاه شود.
    همین مساله و این که همسرم هیچ گاه پیش از ازدواج چیزی درین باره به من نگفته بود باعث شد که به لحاظ عاطفی بسیار آزار ببینم و خصوصا اشتیاقم به روابط زناشویی تا حد بسیار زیادی کم و در حد انجام وظیفه شود.


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.