خوب خدا رو شکر عزیزم که نتیجه گرفتی .کلا این ازی ها با بچه ها خیلی شیرین هست .من الانم که پسرم بزرگ شده بازم باهاش این بازی ها رو دارم .با اینکه بزرگم شده ولی خیلی دوست داره..صبحها که می خوام ببرمش مدرسه توی راه خرسشم می بریم و اونم ازش کلی خداحافظی می کنه و میگه فربد ظهر که اومدی برام تعریف کن امروز تو مدرسه چیکارا کردی!! فربد منم با خودت ببر! فربد امروز ببینم چند تا گل می زنی!
اینا رو من نمی گم همیشه خرسیش میگه .جالبه که هیچوقت حال نداره جواب منو بده ولی واسه اولیورش همیشه وقت و حوصله داره .این وسط منم کلی چیزه گیرم میاد .کلی هم خودم حال می کنم
من اطرافیانم همیشه بهم میگن تو باید مری مهد کودک میشدی ..الانم ناراحتم که چرا یه بچه دارم کاشکی چند تا داشتم!
عزیزم سعی کن از لحظه های بودن باهاش لذت ببری .خودتو به دنیاش نزدیک کن خیلی از مشکلاتت باهاش حل میشه ..خیلی کمتر میشه.در مورد دخالتت توی بازیش با دوستاش من خودم به شخصه هیچوقت اینکار رو در مورد مشکلات فربد با بچه ها نکردم..بزرگ ها گاهی ولی بچه ها اصلا .بذار خودش یاد بگیره چطوری حقشو بگیره و چطوری با بقیه کنار بیاد ..دخالت بکنی تا آخر عمرت باید دنبال این خانم بدوی و کمک کنی.ولی دورادور هواشو داشته باش و بهش راهکارهای لازم رو بده حتی اگه این راهکار در حد کشیدن موی دوستش بود!! من که بهش همیشه یاد می دادم چطوری حقشو بگیره ..کلی هم تشویقش می کردم وقتی اینکار رو می کرد ..البته نمی دونم کار درستی هست یا نه .ولی من راضی بودم!
البته توی سن آیدا طبیعی هست که مدام شما رو بخواد که کمک کنی ولی بزرگ تر بشه این مورد خیلی کم تر میشه دیگه خیلی کاری بهتون نداره.








ولی دورادور هواشو داشته باش و بهش راهکارهای لازم رو بده حتی اگه این راهکار در حد کشیدن موی دوستش بود!! من که بهش همیشه یاد می دادم چطوری حقشو بگیره ..کلی هم تشویقش می کردم وقتی اینکار رو می کرد ..البته نمی دونم کار درستی هست یا نه .ولی من راضی بودم!

علاقه مندی ها (Bookmarks)