سلام.تسنیم جان به انتخاب شما و همچنین این ثبات قدمتان افرین میگویمشوهر شما باید به داشتن هچین خانمی افتخار کنه .با مادرت قاطعانه اما با احترام و با دلایل منطقی صحبت کن.جواب میده منم شرایط تقریبا مثل شما دارم.وقتی شما تونستی مادرت رو قانع کنی مطمئن باش اونم طرفدارت میشه و جلوی بقیه می ایسته.در ضمن مواظب باش شوهرت خیلی خودش رو وقف خونواده اش نکنه
چون نتیجه معکوس میده. راستی یه کم از اخلاقیات خانواده همسرت بگو





شوهر شما باید به داشتن هچین خانمی افتخار کنه .با مادرت قاطعانه اما با احترام و با دلایل منطقی صحبت کن.جواب میده منم شرایط تقریبا مثل شما دارم.وقتی شما تونستی مادرت رو قانع کنی مطمئن باش اونم طرفدارت میشه و جلوی بقیه می ایسته.در ضمن مواظب باش شوهرت خیلی خودش رو وقف خونواده اش نکنه
چون نتیجه معکوس میده. راستی یه کم از اخلاقیات خانواده همسرت بگو
پدر همسرم کشاورز بودن و وقتیکه شوهرم بچه بوده به رحمت خدا رفتن.مادر شوهرم به سختی بچه ها رو بزرگ کرده. همسرم از بچگی کار می کرده و همزمان درسش رو هم خونده تا مقطع فوق لیسانس.در حال حاضر خواهر و برادرهاش همگی سر خونه و زندگی خودشون رفتن و کمک چندانی به مادرشون نمی کنن .ولی ایشون به خاطر احترام و علاقه زیادی که به مادرشون دارن از لحاظ مالی مادر و برادر کوچکترشون رو حمایت می کنن.خانواده شوهرم ساده و بی تکلف هستن و هنوز اون صداقت و صفای روستا رو حفظ کرده و دارن.اما خانواده مادریم اصلا این خوبی ها رو نمی بینن و فقظ ظاهراونها رو می بینن .

علاقه مندی ها (Bookmarks)