به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 92
  1. #51
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 آبان 90 [ 00:16]
    تاریخ عضویت
    1390-6-18
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    1,482
    سطح
    21
    Points: 1,482, Level: 21
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 48 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شرح پریشانی من

    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin
    آقاي مهراد اگه قصدتون واقعا درددل كردنه فكر مي كنم خانم f-z به عنوان كسي كه اين راهو رفته و طلاق گرفته خوب باهاتون درددل كرد . ايشون هم بقول خودشون تمام تلاششون رو كرد و وقتي رسيد به اين نتيجه كه ديگه كاري از دستش برنمي آد طلاق گرفت و الانم پشيمون نيست .
    من فكر مي كنم شما هرجور كه دوست دارين از حرفا و مشاوره هاي بچه ها برداشت مي كنين . اين فقط تصور شماست كه فكر مي كنين اگه احساسات رو از بچه هاي همدردي بگيرن ديگه هيچكي بهتون توصيه نمي كنه كه بمونين و زندگيتون رو بسازين .
    واقعا اينطوري نيست . اتفاقا اين شمايين كه گرفتار احساسات شدين و با وارد كردن يه شخص سوم به زندگيتون هم دارين به اين احساساتتون دامن مي زنين و نمي ذارين يه كم هم منطقتون به كمكتون بياد و اجازه بده تا از حرف هاي مشاورا استفاده كنين و تلاشتون رو بكنين كه زندگيتون رو از نو بسازين .
    اگه شما با خانمتون دوست پسر و دوست دختر بودين شايد قضيه خيلي فرق مي كرد و اصلا اكثر بچه هاي تالار تشويقتون هم مي كردن به جدايي ولي شما الان متاهل هستين . نه فقط به خودتون بلكه به همسرتون و بخصوص بچتون تعهد دارين . آقاي sci خيلي قشنگ گفتن .اين جمله رو بايد با طلا نوشت كه زن و مرد بايد قبل از ازدواج چشماشونو خوب باز كنن و بعد از ازدواج چشماشونو به روي خيلي از اشتباهات ببندن و بهم فرصت بدن براي جبران .
    درسته كه شما بقول خودتون خيلي مشاوره رفتين ولي وقتي نخواين كه تمام تلاشتونو نكنين واسه درست كردن زندگيتون هر چقدر هم كه مشاوره بهتون راهكار بده بازم كار خودتونو مي كنين و حرف خودتونو مي زنين .
    خانمتون هم اينو فهميده و استرس ها و ترس هاي ناشي از طلاق هم باعث مي شه نتونه به خوبي روي رفتار خودش تمركز كنه و تلاش كنه واسه تغيير زندگيتون .
    كلا دو راه بيشتر ندارين انگار :
    يكي اينكه طلاق بگيرين و تبعاتشم بپذيرين و به هيچوجه تحت تاثير احساسات خانمتون و بچتون و اطرافيان قرار نگيرين . چون اينجور موندن شما تو اين زندگي بيشتر زجركش كردن خودتون و خانمتون و بچتونه . از قديم گفتن مرگ يه بار شيونم يه بار .
    يه راه ديگه ام اينه كه حالا كه توفيق اينو پيدا كردين كه قبل از طلاق با اين سايت آشنا شدين بياين براي آخرين بار يه تصميم جدي بگيرين واسه ساختن زندگي خودتون و پيدا كردن آرامشي كه هميشه به قول خودتون دويدين و بهش نرسيدين ( تلاش بي فايده )
    هيچوقت واسه طلاق دير نيست . يه بازه زماني رو براي خودتون در نظر بگيرين و شروع كنين با تمام تلاشتون واسه ساختن زندگيتون اگه نشد بعد برين طلاق بگيرين . فكر نمي كنم چيزي رو از دست بدين. حداقلش اينه كه بقول خودتون ديگه عذاب وجدان ندارين .

    خانم f-z عزيز درسته كه شما خيلي سختي كشيدين و آخرش زندگيتون به طلاق رسيد و الان هم آروميد ولي نسخه زندگي هر كسي رو نميشه واسه يكي ديگه تجويز كرد . شما كه حرفاي خانم اين آقا رو نشنيدين . پي بياين يه طرفه قضاوت نكنيم و اگه مي تونيم كمكشون كنيم تا هم زندگيشونو حفظ كنن هم آرامش رو به خودشون و خانوادشون برگردونن .

    سلام
    ممنونم از زحمتی که کشیدید.
    من نگفتم و ننوشتم که هدفم دردل کردن صرف است.در جواب آن دوست خوبم پرسیدم که "اگر" چنین هدفی داشته باشم راه خطایی را آمده ام؟
    دراین که من دچار خطا بوده و هستم که شکی نیست و اصلا نیازی به دادگاه و پاسگاه نیست و همین جا فریاد می زنم که جز من کسی در این راه خطا نکرده و گناه مرتکب نشده و دچار اشتباه نشده است.
    اما نباید تناسبی میان خطا و مجازات باشد؟
    تمم حرف های شما را به خوبی درک می کنم اما اگر شما حال مرا درک نمی کنید نقش نمکدان را بریا این دل ریش بازی نکنید.
    تاکید همگی شما بر روی نفر سوم است حال آن که من گفتم که در یک سال اخیر هیچ ارتباطی با ایشان ندارم ولی صادقانه هم اعتراف کردم که اگرچه در زندگی ام حضور ندارد اما در ذهن و دلم باقی مانده است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin
    ببخشيد بالهاي صداقت عزيز من پستم همزمان با شما ارسال شد .
    سلامی دوباره!
    گمان من بر این است که تمامی اعضای این تالار،حقی برابر هم داند و کسی حق ندارد دیگری را به کاری وادار کند و یا از کاری منع نماید.
    شما اگر این مقدار استقلال رای ندارید بهتر است وقت تان را صرف خواندن نوشته ها نکنید.
    ببخشید دوست عزیز اما توهین به شخصیتم را نمی پذیرم چون تمام سعی ام را کرده ام و می کنم که حتی گردی به خاطر عزیزی نرسد.

  2. #52
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: شرح پریشانی من

    سلام
    سعی کردم دیگه چیزی اینجا ننویسم تا زمانیکه هدفتونو رو از ایجاد این تاپیک ندونم ولی بازم نتونستم جلو خودمو بگیرم
    لطفا خیلی واضح و روشن مثل سوال من که واضح هستش به ما بگید هدفتون از اینکه اینجایید چیه؟

    اینطوری تاپیک شما هم جهت گیری پیدا میکنه
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  3. 4 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (چهارشنبه 30 شهریور 90)

  4. #53
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: شرح پریشانی من

    از آنجایی که در غیاب بعضی از کارشناسان تالار از طریق هماهنگی با فرشته مهربان تاپیک ها رو پیگیری می کنم و در جاهای لازم خاص و تاکید ایشون به عنوان یکی از مدیران و کارشناسان تالار ( به طور توام ) از ایشون کسب تکلیف می کنم
    موظفم نظر ایشون ( مدیریتی و مشاوره ای ) رو اعلام کنم

    در خصوص این تاپیک که در جریانش هستند اعلام کردند

    دوستان تالار در جهت مشاوره دادن
    تاپیک آفت های احتمالی در کار مشاره رو حتما مطالعه کنند و تا قفل شدن تاپیک از زدن هرگونه پست در این تاپیک خودداری کند
    و مراجع گرامی نیز با مطالعه تاپیک های مشابه و راهکارهای ارائه شده ، مقالات، و راهکارهای داده شده در این تاپیک سعی کند عملگرا باشد

  5. 5 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (شنبه 26 شهریور 90)

  6. #54
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 آبان 90 [ 00:16]
    تاریخ عضویت
    1390-6-18
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    1,482
    سطح
    21
    Points: 1,482, Level: 21
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 48 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شرح پریشانی من

    نقل قول نوشته اصلی توسط eghlima
    سلام
    سعی کردم دیگه چیزی اینجا ننویسم تا زمانیکه هدفتونو رو از ایجاد این تاپیک ندونم ولی بازم نتونستم جلو خودمو بگیرم
    لطفا خیلی واضح و روشن مثل سوال من که واضح هستش به ما بگید هدفتون از اینکه اینجایید چیه؟

    اینطوری تاپیک شما هم جهت گیری پیدا میکنه
    سلام
    شگفت زده ام که چند روز است که فقط می نویسم و توضیح می دهم و شاید حجم نوشته های من به تنهایی برابر با تمام نظرات خوب اعضای محترم سایت است اما باز هم نتوانستم منظورم را به خوبی برسانم.
    هدف من رهایی از بن بست خودساخته خودم است.این که چه کنم که همسرم بپذیرد که ما نمی توانیم با همدیگر زندگی کنیم؟
    این که چه راهکاری وجود دارد که آسیب های ناشی از جدایی را حداقل برای پسرم به حداقل برسانم؟
    و...
    تمام راه هایی که دوستان خوب تالار برای تداوم این زندگی پیشنهاد داده اند پیش از این رفته و آزموده ام اما نتیجه نگرفته ام.
    حالا کمکی نیاز دارم تا راه آخر را بروم.
    بپذیریم که جدایی همیشه بد نیست.من علت موضع گیری برخی از دوستان را واقعا نمی فهمم.
    فکر می کنم اعضای خانم این سایت نباید خودشان را جای همسر من بگذارند و در فکر مقابله با من باشند.
    حق هیچ گاه صد به صفر نیست...هیچگاه...

  7. #55
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مهر 91 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    1,948
    سطح
    26
    Points: 1,948, Level: 26
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    268

    تشکرشده 271 در 78 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شرح پریشانی من

    چه اشكالي داره كه ايشون اينجا درد دل كنه؟ نه ايشون هزار كاربر ديگه كه مشكل دارند....مگر نه اين كه اسم اين فروم همدردي ايه. حالا من بگم دوستان ميخوان بگن من عامل خيانتم و فلان ....اون دوستي كه بدون خوندن با دقت پست من در اين تاپيك كه منو محكوم مي كنه كه كارشون رو تاييد مي كنم ..كجاي پست من تشويق ايشون براي جدايي بود؟
    بالهاي صداقت عزيز چرا ما نبايد محرم درد كسي بشيم....چرا اينجوري فكر نمي كنيد كه شايد ما جاي يك اشتباه رو بتونيم در زندگي كسي بگيريم. شايد به جاي روندن كسي از درگاهمون بتونيم جاي يه سيگار كه براي بدن مضره يا درددل كردن با كسي كه به ضررشه رو پر كنيم . با همين چهار خط ساده...خدا بدترين بنده اشو اينجوري كه شما داريد باهاش رفتار مي كنيد نه با ايشون با بيشتر تاپيك ها و پست هايي كه داراي تابو است..از خودش نمي رونه....من با كاري كه ايشون كرده و زندگي اش كاري ندارم....
    هر كسي دوست نداره درد دل كسي رو بشنوه جواب نده...تاپيك هاي اضطراري تر وجود داره به اونا برسيد...چرا نمي تونيد بدون پيش داوري فقط دست كسي رو كه هيچ بار مالي هم براي شما نداره با محبت فشار بديد....

  8. #56
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 بهمن 90 [ 16:01]
    تاریخ عضویت
    1390-4-06
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    1,794
    سطح
    24
    Points: 1,794, Level: 24
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    762

    تشکرشده 768 در 239 پست

    Rep Power
    45
    Array

    RE: شرح پریشانی من

    برادر عزیز،

    اگر خانم بودید شاید برای طلاق گرفتن باید بهتون راه حل می دادیم. ولی شما چه راه حلی می خواهید؟ شما می تونید درخواست جدایی بدهید و طبق قانون نیاز به آوردن هیچ دلیلی هم نیست. برید درخواست بدید.

    برعکس اینکه شما می گید اعضای تالار احساسی به قضیه نگاه می کنند، من فکر می کنم شما احساسی نگاه می کنید که عقدتون از روی دلسوزی بوده و جدایی تون هم گیر این دلسوزی است.

    بهتره دلسوزی را رها کنید. قاطع و محکم بگید طلاق و رو حرفتون هم وایسید. همسرتون شاغله و از گشنگی نخواهد مرد. عشق هم به قول اون ترانه یه چیزی مث کشک و دوغه ... یکبار در زندگیتون مثل مرد تصمیم بگیرید.

    اولا این را بهتون اطمینان می دم که بچه ها خیلی خیلی خیلی بیشتر از اون چیزی که شما فکر می کنید می فهمند فقط در بیان نمی کنند. به بچگی خودتون فکر کنید شاید یادتون بیاد و بفهمید دارم چی می گم.

    پذیرش طلاق والدین برای بچه آسونتر و بهتر از کنار اومدن با خیانت پدر یا مادر است. ( این را برای خانم فایزه می گم که به قول خودشون سه سال با اون آقا زندگی کردند طوری که همسایه ها فکر می کردند شوهرم است و بعد الان مدعی اند به خاطر پسرشون طلاق نگرفتند که تاثیر بد روش نذاره !!!! ) آقای محترم حرفهای این دوستان را از یک گوش بشنو و از گوش دیگه در کن. اینها توجیهاتی است که برای راضی کردن خودمون می آریم.

    شما هم بهانه بچه را بذار کنار و برو دنبال زندگیت. اول در قبال خودت و نعمت حیاتی که خدا بهت داده مسئولی، بعد بچه و مادر بچه ( ظاهرا نقش دیگری در زندگی شما ندارند).

    المیرای عزیز،

    1- بهتره چیزی را که از نظر عموم پذیرفته نیست توجیه و ترویج نکنیم. هر کسی ممکنه با توجه به شرایط زندگیش تصمیماتی بگیره که خیلی خاص است. این خاصها را عام نکنیم. به خاطر بچه بمون و در کنارش هم هر زجری می خواهی به همسرت بده و ... من این کار را کردم و نتیجه هم گرفتم و ... ؟؟؟؟

    2- هر کس نظرش رامی گه و من می گم این آقا باید جدا بشه. مشکل هم آینده همسر و بچه نیست. مشکل این آقا این است که خودشون جرات لازم برای تصمیم گیری ندارند. پستی که در مورد آشنایی و عقدشون نوشته بخونید. الان باز درگیر همون مسایل است. از نوع دیگرش. جرات نداره طلاق بده. می ترسه از فردای خودش. نه فردای همسرش. به نظرم بهتره برن روانشناس و در این زمینه رو خودشون کار کنند.

  9. 3 کاربر از پست مفید شب نم تشکرکرده اند .

    شب نم (چهارشنبه 30 شهریور 90)

  10. #57
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 آبان 90 [ 00:16]
    تاریخ عضویت
    1390-6-18
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    1,482
    سطح
    21
    Points: 1,482, Level: 21
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 48 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شرح پریشانی من

    سلام
    از همین نوشته های شما من در این چند روز بسیار آموختم و دست یکایک شما را به گرمی و دوستی می فشارم .
    شب نم عزیز!
    نوشته های شما رگه های پررنگ و غیرقابل انکاری از حقیقت را دارست و این تردید دیری است که دست از سر من برنداشته و شاید حق با شماست که من باید از خودم و ذهنیاتم شروع کنم.

  11. #58
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مهر 91 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    1,948
    سطح
    26
    Points: 1,948, Level: 26
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    268

    تشکرشده 271 در 78 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شرح پریشانی من

    نقل قول نوشته اصلی توسط شب نم




    .


    enter][/align]
    المیرای عزیز،

    1- بهتره چیزی را که از نظر عموم پذیرفته نیست توجیه و ترویج نکنیم. هر کسی ممکنه با توجه به شرایط زندگیش تصمیماتی بگیره که خیلی خاص است. این خاصها را عام نکنیم. به خاطر بچه بمون و در کنارش هم هر زجری می خواهی به همسرت بده و ... من این کار را کردم و نتیجه هم گرفتم و ... ؟؟؟؟

    2- هر کس نظرش رامی گه و من می گم این آقا باید جدا بشه. مشکل هم آینده همسر و بچه نیست. مشکل این آقا این است که خودشون جرات لازم برای تصمیم گیری ندارند. پستی که در مورد آشنایی و عقدشون نوشته بخونید. الان باز درگیر همون مسایل است. از نوع دیگرش. جرات نداره طلاق بده. می ترسه از فردای خودش. نه فردای همسرش. به نظرم بهتره برن روانشناس و در این زمینه رو خودشون کار کنند.
    دوست عزيز ...شما اين استنباط رو از كجاي پست من كرديد؟ يه لحظه ياد دوران دبيرستان افتادم كه سرسري چيزي رو بدون اين كه بفهميم مي خونديم.... دو خط آخر پست من رو دوباره بخونيد خيلي صريح گفتم كه بهتر ارتباطشون رو با اين خانم قطع كنند و بقيه اش هم راهكارهاي منطقي براي ادامه يا جدايي ايشون بود...چه جوري برداشت كرديد كه من مي گم ايشون با همسرش بمونه و خيانت كنه.....من اون چند خط رو در رابطه با وجود نفر سوم و طلاق نوشتم براي اينكه كساني كه نوشته بودند اگه مي خواي خيانت كني جدا شو و غيره گفتم به اين راحتي نيستتت....جوابيه بود در قبال حرف شما ...بله من هم با شما موافقم كه اگه كسي راضي به زندگي نيست سريع جدا بشه ولي در عمل اين خيلي سخته.

  12. #59
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 شهریور 95 [ 04:50]
    تاریخ عضویت
    1387-7-19
    نوشته ها
    466
    امتیاز
    9,840
    سطح
    66
    Points: 9,840, Level: 66
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 210
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    880

    تشکرشده 885 در 224 پست

    Rep Power
    64
    Array

    RE: شرح پریشانی من

    سبکتکین عزیز نوشته:
    خانم f-z عزيز درسته كه شما خيلي سختي كشيدين و آخرش زندگيتون به طلاق رسيد و الان هم آروميد ولي نسخه زندگي هر كسي رو نميشه واسه يكي ديگه تجويز كرد . شما كه حرفاي خانم اين آقا رو نشنيدين . پي بياين يه طرفه قضاوت نكنيم و اگه مي تونيم كمكشون كنيم تا هم زندگيشونو حفظ كنن هم آرامش رو به خودشون و خانوادشون برگردونن .
    عزیزم من دارم شاخ در میارم همه یست های منو بخون من کجا این آقا رو به طلاق تشویق کردم؟؟؟؟؟؟ من بارها توی یستام اشاره کردم که مشکلات ایشون به نظر غیر قابل حل نمیان بارها گفتم که بعضی مسایل ظاهرشون غیر قابل حلن .بارها گفتم که فرزندشون توی این سن به مادر نیاز داره بهشون گفتم با همسرشون مشاوره برن .بهشون گفتم اینجا کسی رو ییدا نمی کنن تشویقشون کنه به طلاق ................
    یه بار دیگه همه یست های منو بخونچقدر این بده که توی این تالار به همدیگه احترام نمی ذاریم ..حتی حاضر به احترام گذاشتن به نظرات دیگران هم نیستم!!! من به این آقا کاری ندارم ولی حرف من در مورد طلاق کلی بود ..خیلی وقتها طلاق واقعا درمان هستش برای یه زندگی بیمار ..این حرفم کلی بود و نظرمو گفتم چون خواستم به بقیه یاد اوری کنم که خیلی دید سنتی در مورد طلاق نداشته باشند .چشمامونو روی واقعیت نبدیم ..به قول همین اقای مهراب یس اینهمه آمار بالای طلاق مربوط به کجاست؟؟؟؟
    بارها دیدم کسی اینجا مشکلش رو حل می کنه و نیاز به راهنمایی و کمک داره اما انچنان بلایی سرش میارن که دردشو صد برابر می کنن .اینقدر انصاف نیست که بگن اگه راضی بود و مشکلی نداشت اینجا مطرح نمی کرد..
    همه میشن مشاور حرفه ای و نظرات غیر حرفه ای.......
    اینجا یه تالار همدردی هست ولی ما هنوز یاد نگرفتیم همدرد باشیم چون هنوز خودمونو اصلاح نکردیم بعد می خوایم بقیه رو کمک کنیم.
    [color=#800000]


  13. 2 کاربر از پست مفید f_z تشکرکرده اند .

    f_z (جمعه 01 مهر 90)

  14. #60
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 آبان 90 [ 00:16]
    تاریخ عضویت
    1390-6-18
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    1,482
    سطح
    21
    Points: 1,482, Level: 21
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 48 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شرح پریشانی من

    دقت کرده اید که مشکل اصلی پابرجاست و ما به جان یکدیگر افتاده ایم؟!
    قدرت تحمل نظرات مخالف همدیگر را نداریم آن وقت دم از داشتم عنوان هایی می زنیم که فقط به درد ویترین های رنگارنگ می خورند.
    چرا فکر می کنیم که فقط نظر ما درست است و دیگران اشتباه می کنند؟
    دموکراسی حکم می کند که همه دست کم در اظهار نظر کردن برابر و یکسان باشند آن وقت دوستی در خودش این جسارت را می بیند که دیگران را تشویق کند که نظری ندهند و ننویسند.
    اصلا من خطاکارترین مرد روی زمینم؛یعنی شما هم از خداوند هم بالاترین که هیچ گاه دست رد به سینه بنده اش نمی زند؟!
    من که از کسی نخواستم که درباره من و رفتارهایم قضاوتی بکند که آن وقت منتظر رای مثبت یا منفی اش بمانم.
    به راستی تا کی می خواهیم در مرحله تمرین بمانیم؟!
    فائزه عزیز!
    بنده از طرف آنانی که عادت دارند چشم بسته فقط به خیالات خودشان بیاندیشند از شما عذرخواهم و شرمده!

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت
    از آنجایی که در غیاب بعضی از کارشناسان تالار از طریق هماهنگی با فرشته مهربان تاپیک ها رو پیگیری می کنم و در جاهای لازم خاص و تاکید ایشون به عنوان یکی از مدیران و کارشناسان تالار ( به طور توام ) از ایشون کسب تکلیف می کنم
    موظفم نظر ایشون ( مدیریتی و مشاوره ای ) رو اعلام کنم

    در خصوص این تاپیک که در جریانش هستند اعلام کردند

    دوستان تالار در جهت مشاوره دادن
    تاپیک آفت های احتمالی در کار مشاره رو حتما مطالعه کنند و تا قفل شدن تاپیک از زدن هرگونه پست در این تاپیک خودداری کند
    و مراجع گرامی نیز با مطالعه تاپیک های مشابه و راهکارهای ارائه شده ، مقالات، و راهکارهای داده شده در این تاپیک سعی کند عملگرا باشد
    سلام
    خانم محترم!
    این که جناب عالی نوشته هایی که به زیان شماست را پاک می کنید کاری غیر انسانی و غیر اخلاقی است شما که عادت به منبر رفتن دارید اندکی شعله را در خرمن خود هم ببینید لطفا.
    خوشحالم که در تالار دوستان فهیمی وجود دارد که برخلاف خیالات شما هم چنان به ارائه نظرات خوب شان ادامه می دهند؛حتی پرشورتر از پیش...
    آستانه تحمل تان را بالاتر ببرید و بدانید که همیشه حق و حقیقت بالاتر از من و شماست.
    سمتی که در این تالار بر عهده شماست امانت است و امانت و نگهداری از آن را شرایطی است...


 
صفحه 6 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.