پاییزان عزیز دخترت بچه اول هست و یا خواهر و برادری هم داره؟
فاصله ازدواجتون تا دنیا اومدن این دختر زیاد بوده؟؟ و یا اگه بچه اول نیست فاصلش با بقیه زیاده یا نه؟؟
اینا رو برای این پرسیدم که معمولا رفتار های دخترت رفتار بچه هایی هست که یا زیادی به قول معروف ته تغارین یا بعد از چند سال تلاش برای بچه دار شدن دنیا اومدن ..اینطور بچه ها چون خیلی بهشون بها داده میشه تحمل نه شنیدن و قبول شکست رو ندارن ..گاهی هم اختلاف روش تربیتی پدر و مادر با هم کار رو خراب می کنه یعنی دخترت می دونه تو بهش بستنی نمی دی ولی شاید باباش بده یا مثلا بابا بزرگ یا مامان بزرگ ...برای همینم ادامه میده چون می دونه از طریق یکی بالاخره نتیجه می گیره.
من در مورد فربد همچین مشکلاتی نداشتم چون همه چیز براش تعریف شده بود ..مثلا اگه دوست نداشت توی صف بمونه براش توضیح که می دادم که صف برای چی هست و چه مزایایی داره خیلی راحت قبول می کرد و پافشاری نداشت ..اما خوب کلا همه بچه ها از صلاح گریه استفاده می کنن این اصلا عجیب نیست .حتی همین الان هم فربد گاهی چیزی می خواد و من نه می گم گریش می گیره با اینکه دیگه کلاس پنجمه ..دیگه چه برسه به بچه 4 ساله ..بهترین برخورد رو خودت داری که در مقابل گریه هاش کوتاه نمیای .این خیلی عالیه.
و یه نکته دیگه که من خودم در مورد فربد توی اون سن و حتی الانش هم خیلی نتیجه گرفتم این بود که همیشه برای منطقی بودن بچه براش یه پاداشی در نظر گرفتم حتی اگه اون پاداش فقط یه تشویق کلامی بوده باشه که اکثرا هم همینه ..مثلا اگه یه بار بگم نمیشه فلان چیز رو برات بخرم و بعد براش دلیل و منطق بیارم که دلیل اینکارم چی هست و اون کوتاه بیاد سریع می گم ممنونم پسرم که اینقدر منطقی هستی .تو همیشه آقایی..
همین کافیه و اون دیگه اصلا ادامه نمی ده ..البته توی سنین دختر شما و پسر من فکر نکنم در اینده بتونم اینجوری قانعش کنم..تو هم یه بار امتحان کن ببین چه حالی میده وقتی بچه باهات راه میاد!!!!!!!!:D








علاقه مندی ها (Bookmarks)